اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

متاسفانه مقامات حکومتی پیشاپیش هشدار می دهند که سال آینده دشوارترین سال برای افغانستان خواهد بود. بدنبال آن مقام های نیروهای ناتو و امریکایی نیز از خونین بودن سال آینده سخن می گویند. براستی اگر چنین است داعیه مبارزه با تروریزم چه بوده است؟ نتیجه و دست آورد آن چیست؟

 

اگر اوضاع جاری را در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهیم، در خواهیم یافت که کشور از جنبه های مختلف ، بخصوص وضعیت امنیتی همیشه شرایط بدتری را در پیش گرفته است. عناوین گزارش ها و خبرها حکایت از آن دارد که همه چیز در حال بدتر شدن است. روزنه های امید اندک اندک بسته می شوند! بطور نمونه به این عناوین توجه گردد واقعا چه چیزی جز نگرانی می توان از آن استنباط نمود: بدترین سال برای خبرنگاران، خشونت بار ترین سال برای افراد ملکی، دشوارترین سال برای نیروهای امنیتی، خونین ترین سال برای مردم، افزایش خشونت های خانوادگی و خشونت بر زنان، افزایش سریع و تکان دهنده بیکاری، فرارسرمایه ها از کشور و…

حکومت وحدت ملی از هنگام روی کار آمدن همواره بر سختی و دشواری های هر سال تاکید ورزیده و سال آینده را نیز به عنوان سال پر چالش عنوان نموده است. چنانچه در سال جاری نیز با نزدیک شدن سال نو نگرانی ها در مورد امنیت کشور افزایش پیدا کرده است. پرسش اساسی مردم این است که حکومت در سال آینده چه ابتکاری و مدیریتی را برای بهبود بخشیدن به وضعیت کلی کشور و بویژه وضعیت امنیتی روی دست دارد؟ اما متاسفانه مقامات حکومتی پیشاپیش هشدار می دهند که سال آینده دشوارترین سال برای افغانستان خواهد بود. بدنبال آن مقام های نیروهای ناتو و امریکایی نیز از خونین بودن سال آینده سخن می گویند. براستی اگر چنین است داعیه مبارزه با تروریزم چه بوده است؟ نتیجه و دست آورد آن چیست؟

حقیقت امر آن است که پس از جنگ دوم جهانی ، بزرگترین و مهم ترین اجماع بین المللی که صورت گرفته است ، شکل گیری جبهه یا ائتلاف بین المللی است به هدف : مبارزه با تروریزم ، ایجاد امنیت در افغانستان و همکاری در باز سازی آن کشور. اما با وجود این ، به اعتراف رهبران همه رهبران این ائتلاف بین المللی و زمامداران داخلی تمامی تلاش ها و کوشش هایی که در راستای دست یابی به اهداف یاد شده بکار رفته است به نتیجه مطلوب و دلخواه نرسیده است. در طی چند سال گذشته همه امیدواری های مردم افغانستان که از جنگ و تداوم بحران بستوه آمده بودند به نا امیدی بدل گشت ، فرصت های بلند تاریخی کشور هدر رفت ، حمایت های بین المللی و کمک های عظیم جهانی در یک بی سرنوشتی مطلق ناپدید گشت . نا امنی ، خشونت ، فقر ، فساد ، نقض حقوق انسانی ، قطب گرایی های کاذب و تفرقه افگنانه و … در وسیع ترین و فجیع ترین صورت ممکن ، مردم افغانستان را دوباره بکام خود کشید و حتی تهدید جدی گردید برای منطقه و جهان .

اما در روزهای اخیر شاهد تلاش هایی هستیم که حکایت از آن دارد که برخی از اعضای جامعه بین المللی بخصوص ایالات متحده امریکا پس از یک دوره رخوت و سستی ، سردرگمی و پریشانی ، بلا تکلیفی و بی تصمیمی ظاهرا بخود تکانی داده اند و دریافته اند که اگر بیش از این اهمال و غفلت صورت گیرد ، علاوه بر اینکه فرصت های باقیمانده هم از دست خواهد رفت ، دشمنان صلح ، عناصر خشونت گرا و گروه های تروریست فرصت خواهند یافت که دوباره بر مقدرات مردم افغانستان سلطه یابند و سرنوشت جهان را با تهدید جدی مواجه گردانند. اظهار نظرها و کوشش های تازه ای برحسب ظاهر نشانه آنست که جامعه جهانی عزم بر آن دارد که اهداف اساسی خود را ، یعنی مبارزه با تروریزم ، استقرار صلح و ثبات در افغانستان و کمک به مردم افغانستان برای سازندگی کشور شان ، تحقق بخشند. این که مقام های امریکایی اعلام داشته اند که به حضور خود در افغانستان ادامه خواهند و از حکومت آن کشور در عرصه مالی و نظامی حمایت خواهند نمود می تواند خبر خوبی تلقی گردد. در واقع محوری این اظهارات چنین ایجاب می نماید که حامیان بین المللی افغانستان و زمامداران کشور به نواقص ، کاستی ها و اشتباهات خویش اعتراف نمودند ؛ برای جبران این موارد و نیز پیشگیری از وخیمتر شدن اوضاع آمادگی همه جانبه خود را برای حضور موثر در افغانستان و یاری رساندن مردم آن به صلح ، ثبات ، امنیت ، سازندگی و … اعلام داشته و تعهد سپرده اند. بدون شک رویداد های یاد شده همانگونه که با استقبال جهانیان و بخصوص سازمان ها و نهادهای بین المللی مواجه شده است ، مردم افغانستان نیز از آن استقبال می نماید. اما این خوش بینی ها و استقبال مانع از طرح این پرسش نیست که چه تضمینی برای عملی شدن مفاد استراتژی اعلام و کنفرانس های برگزار شده و گفتگوهای صورت گرفته وجود دارد؟ آیا این بار هم مانند سال های قبل ، این همه وعده های میان تهی نخواهد بود و به زودی در میان گرد و غبار سیاست گم نخواهد شد؟ رشته های امیدواری که مردم افغانستان را نسبت به آینده پیوند دهد چیست ؟ راههای جلب اعتماد عمومی در تحقق یافتن آنچه که در برنامه های اعلام شده و کنفرانس های یاد شده آمده است ، در چه چیزی می توان جستجو نمود ؟ و ….

واقعیت اینست که اینک بار دیگر هم جهان و هم حکومت افغانستان در یک امتحان دیگر قرار گرفته اند. آنچه برای مردم و جهانیان امکان پذیرمی باشد اینست که مجبور اند برای نجات از بحران اخیر، چشم امید و یاری به آنچه گفته شده است داشته باشند. آینده نشان خواهد داد که برنامه ها و اهداف گفته شده تا چه اندازه عملی خواهد گردید.اما قبل از آن یاد چند نکته ضروری به نظر می رسد : نکته اول اینست اگر عزم جامعه جهانی جدی است و تعهد سپرده است که افغانستان را در رسیدن به اهدافش یاری رساند ؛ راه در پیش گرفته شده را با وجود حکومت بی کفایت ، فقدان یک استراتژی ملی ، وجود فساد گسترده و عمیق در درون دستگاه قدرت ، وجود مناسبات غیر عادلانه در ساختار سیاسی ، فقدان توانمندی و ظرفیت در درک از وضعیت و فرصت های جهانی برای افغانستان و حفظ رویکرد همکاری افغانستان و جهان و … چگونه می توان انتظار داشت که اهداف و دیدگاههای مطرح شده تحقق یابد؟ نکته دوم در اینست که آیا جامعه جهانی واقعا در آنچه گفته است و پیشنهاد داده است ، و در استفاده از تجارب سالهای گذشته برای زدودن نقایص و کاستی و پیش بردن روند مبارزه با تروریزم صادق و جدی باقی خواهد ماند یا این مرحله نیز بخشی از تبلیغات و هیاهوی مقطعی خواهد بود؟ نکته سوم و نهایی اینکه اگر عزم و اراده جهان برای تحقق برنامه ها و اهداف یاد شده جدی و صادقانه می باشد ، در داخل کشور نیز بایستی بستر و زمینه مناسب ،قابل اعتماد و صادقانه برای بهره برداری از فرصت مجدد پیش آمده به نفع کشور و منطقه فراهم گردد. این همه برآورده نخواهد شد مگر اینکه دربرنامه ها ، ساختار قدرت و مناسبات موجود نیز تجدید نظر صورت گرفته ،نیروهای سیاسی ومدنی سهم بارز و فعالتری در چشم انداز آینده داشته باشند.

موضوع : اخبار