اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

شورای عالی صلح به عنوان یک نهاد رسمی برای پیش برد گفتگو های صلح در زمان حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان تأسیس شد. چندین سال از تأسیس این نهاد رسمی حکومتی می گذرد اما، تا اکنون سیاست مشخص نه از سوی این شورا و از نه از طرف حکومت افغانستان در ارتباط با گفتگو و مصالحه با گروه طالبان ارائه نشده است. در دوران ریاست جمهوری حامد کرزی، بیشترین نیروی حکومت او صرف اتهام و تنش با پاکستان شد. سیاست او هیچ گاه منجر به گفتگوی مستقیم با گروه طالبان نگردید. با روی کار آمدن حکومت جدید در افغانستان پیش رفت های در گفتگوی صلح مشاهده شد. با نزدیکی به اسلام آباد زمینه گفتگوی مستقیم با گروه طالبان فراهم شد و نماینده های حکومت توانست با گروه طالبان به صورت مستقیم دیدار نماید و در مورد دست یابی به صلح گفتگو نماید. در همین، گفتگوی رو در رو دو طرف نشست بعدی را نیز مشخص کرد. اما در این میان، حکومت پاکستان خبر مرگ ملا عمر، رهبر پیشین گروه طالبان را علنی نمود. ملا عمر دو سال پیش مرده بود. اعلان با تأخیر بیش از دو سال سبب شد که حکومت افغانستان نسبت به نقش پاکستان بدبین شود و رویکرد خود را در قبال گروه طالبان و مصالحه با آن ها تغییر دهد. در واقع، اعلان خبر مرگ ملا عمر سبب شد که دور دوم گفتگو میان حکومت افغانستان و گروه طالبان برگزار نگردد. مقامات حکومت افغانستان بار ها از تأثیر مرگ ملا عمر بر روند گفتگو های صلح سخن گفته است. اما، سیاست مشخص و تعریف شده در قبال گروه طالبان و آوردن این گروه بر سر میز مذاکره ارائه نشده است. نه تنها سیاست مشخص تعریف نشده است بلکه در مواردی زیادی تناقض دیده می شود.

 

اشرف غنی، رئیس جمهور کشور بار ها بیان داشته است که دروازه گفتگو بر روی کسانی که خواهان صلح است، باز است. اشرف غنی به صورت مشخص موضع خود را در قبال گروه طالبان مشخص نکرده است. از سخنان او به صورت ضمنی چنین درک می گردد که او خواهان گفتگوی صلح با گروه طالبان است. اما مشاور امنیت ملی حکومت او در تازه ترین مورد گفته است: «برداشت اصلی ما این است که طالبان علاقمند صلح نیستند. آنان می‌خواهند که ما را آزمایش کنند وکسانی که باوردارند طالبان از راه نظامی پیروز می‌شوند، باید بپذیرند که برداشت شان اشتباه است.» وقتی گروه طالبان بر اساس برداشت مقامات بلند پایه حکومتی خواهان صلح نیست، سخن گفتن از صلح و نقش پاکستان و … چه معنی و مفهم را می رساند. آیا ابهام و جهت گیری نامعلوم حکومت منجر به بهبود وضعیت امنیتی کشور می گردد و منجر به تضعیف و یا تقویت گروه های شورشی می شود. در نوشتار کنونی تلاش می کنم این مسئله را بررسی کنم.

 

اول؛ سخن مقامات حکومت افغانستان در قبال گروه طالبان و پروسه صلح تا اندازه دو پهلو است. از یک طرف سخن از باز بودن دروازه گفتگوی صلح می زند و از طرف دیگر به صراحت بیان می دارد که برداشت اصلی ما این است که طالبان علاقمند صلح نیستند. این تناقض و دو پهلو بودن سیاست حکومت باعث شده است که اراده سرکوب و منکوب کردن گروه طالبان از حکومت و نهاد های امنیتی کشور گرفته شود. در هیچ جای کشور پیگرد گروه طالبان از سوی نیرو های امنیتی کشور مشاهده نگردیده است. گروه طالبان ولسوالی و یک ولایت را به دست می گیرد. حکومت و نیرو های امنیتی با راه اندازی حمله تنها آن ها را از ولسوالی ها و ولایت ها پس می راند ولی آن ها را مورد تعقیب و پیگرد قرار نمی دهد. به عبارت دیگر، نیرو های امنیتی و مقامات کشور اراده شورش مجدد را به گروه طالبان می دهد. مورد پیگرد و تعقیب قرار نگرفتن گروه طالبان از سوی نیرو های امنیتی کشور ریشه در سیاست نامعلوم حکومت افغانستان در قبال گروه طالبان دارد. گروه طالبان بعد از مدتی می تواند دوباره مناطق را مورد حمله قرار دهد و آن را از اختیار حکومت مرکزی خارج سازد.

 

دوم؛ مشخص نبود جهت گیری حکومت افغانستان در قبال گروه طالبان باعث شده است که ما قادر به همسویی و همراهی سیاست آمریکا در منطقه نباشیم. باراک اوباما از نخست وزیر پاکستان نواز شریف در هفته گذشته خواسته بود که حکومت افغانستان را در گفتگوی صلح کمک نماید. وقتی حکومت افغانستان سیاست مشخص در قبال گروه طالبان نداشته باشد، چگونه می تواند با سیاست آمریکا در منطقه همسویی نشان دهد. اگر بگویم که همسویی با سیاست آمریکا در منطقه به سود ما نیست و آمریکا باید سیاست خود را با ما همانند سازد، در نبود سیاست مشخص و تدوین شده آمریکا چگونه خود را با ما هماهنگ سازد و با پاکستان بر اساس سیاست های ما رفتار نماید. بنابراین، بخش از مسئله مربوط به خود ما بر می گردد. ما قادر نبوده ایم که سیاست را تعریف کنیم و آن را بر کرسی بنشانیم و آمریکا و کشور های منطقه را متقاعد سازیم که سیاست خود را با سیاست افغانستان همسو سازد.

 

سوم؛ از این وضعیت گروه طالبان بیشترین سود را جسته است. آن ها به بهانه گفتگوی صلح مورد تعقیب و پیگرد قرار نگرفته است. ممکن مناطق تحت کنترل خود را از دست داده باشد اما بعد از مدتی با سازماندهی مجدد توانسته است دوباره بر مواضع نیروهای امنیتی کشور حمله نموده و مناطق را تحت کنترل خود در آورد. این فرصت را مقامات حکومت افغانستان در اختیار آن ها قرار داده است. چه در زمان حکومت حامد کرزی و چه اکنون آن ها از پروسه صلح سود جسته است. در مواردی به پروسه صلح پیوسته است و بودجه هنگفت مالی به دست آورده است و با همان بودجه خود را سازمان دهی کرده و بر نیرو های امنیتی کشور حمله نموده است و در مواردی دیگر مورد تعقیب و پیگرد قرار نگرفته است. در مقابل اما، نیرو های امنیتی کشور بیشتر ضربه ممکن را از سیاست متناقص و دو پهلوی سیاست مداران کشور متحمل شده است. با از دست دادن همرزمان خود مناطقی را از دست گروه طالبان آزاد کرده است و اما به آن ها یا اجازه تعقیب گروه طالبان داده نشده است و یا به آن ها تجهیزات نرسانده است و این باعث شده است که آن ها بار ها از سوی گروه طالبان مورد حمله قرار بگیرد و هر بار از جان خود برای حفظ وطن مایه بگذارد.

 

در پایان باید گفت که سیاست حکومت در قبال گروه طالبان باید مشخص گردد. این گروه شورشی است. اگر خواهان صلح نیست باید با تمام نیرو سرکوب و منکوب گردد. اگر آن ها به دنبال صلح است پروسه صلح به صورت جدی دنبال گردد. ماندن در دو راهی به نفع کشور نیست. نتیجه آن قربانی دادن و قربانی کردن نیرو های امنیتی کشور است.

موضوع : اخبار