اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

سخنگو و عضو هیات رهبری شورای حراست و ثبات افغانستان گفت: حلقه ای که فعلا در قضایای افغانستان گم شده است، حکومت افغانستان است. حکومت امروز یک رقیب قوی ندارد و رقیبش خودش و عملکردش است.

حکومت وحدت ملی، سال ۲۰۱۵ را سال بقای افغانستان و سال ۲۰۱۶ را سال دفاع نام گذاری کرده بود و شکست برنامه های هراس افگنان برای تصرف چند ولایت، جلب توجه جامعه جهانی و گشایش بندر آقینه را در فهرست دستاوردهای سالانه خود نگاشته است. این حکومت درحالی سال ۲۰۱۷ را، سال کامیابی دولت و ملت و برجسته شدن فرصت ها می خواند که از مقایسه حرف تا عملش در طول دو سال گذشته، خاطره مثبت برجسته ای در ذهن متبادر نمی شود.

 

مسعود ترشتوال، در برنامه “آخر خط” درخصوص دورنمای سال ۲۰۱۷ میلادی برای افغانستان گفت: تحلیل سال ۲۰۱۷ بایستی با نگاه به تحولات و دگرگیسی های سال ۲۰۱۶ باشد و در یک تحلیل کلان سال ۲۰۱۶ را می توان در دو نگاه سیاست داخلی و روابط خارجی که دو روی یک سکه اند، ارزیابی کرد.

 

ترشتوال می گوید: در ادبیات سیاسی بسیار رایج است که “سیاست خارجی تداوم سیاست داخلی است”. اما عده کثیری معتقداند که این مورد در افغانستان مصداق ندارد و در افغانستان بیشتر سیاست داخلی تداوم سیاست خارجی بوده است. به همین دلیل ما از یک حکومت قوی که خودش تعیین کنده راهبردهای سیاست خارجی باشد برخوردار نیستیم و منتظر هستیم که دیگران درمورد ما چه تصمیمی می گیرند تا سیاست داخلی مان را براساس آن جهت بدهیم که این نکته خوبی نیست اما وجود دارد.

 

سخنگوی شورای حراست و ثبات درهمین مورد اضافه می کند: در بعد سیاست داخلی مهم ترین اولویت باید امنیت ملی و تامین ثبات نسبی باشد اما متاسفانه به امنیت نسبی دست نیافتیم و همچنان دغدغه شهروندان افغانستان تا آخرین روز سال ۲۰۱۶ تامین امنیت بوده است و برای اندیشیدن به مسایل اقتصاد، آموزش و مسایل مهم دیگر هنوز راه درازی در پیش است.

 

وی، درخصوص دلایل تداوم تشویش از ناامنی اظهار می کند: این مساله به دو مورد اساسی برمی گردد، اول اینکه در عناصر ساختاری با چالش کلان اختلافات درون نهادی حکومت دست و پنجه نرم می کنیم و هنوز تعریف واحدی و اجماع برسر یک تعریف مشترک از منافع ملی، دوست و دشمن و امنیت ملی وجود ندارد و مساله بعدی تغییر در نگرش است. یک تعدادی ماهیت جنگ استخباراتی، منطقه ای و جهانی را به جنگ قومی و داخلی تقلیل می دهند درحالیکه جنگ افغانستان نه قومی است و نه داخلی!

پیشنهاد بعدی:  از بودن حکومت، نبود اش بهتر است!

 

ترشتوال می گوید: وقتی یک مجموعه در واکنش به مساله ای می گویند که جنگ با طالب در افغانستان ناجایز است! در اذهان عمومی مردم دنیایی از سوال خلق می شود که تکلیف این همه جوانی که در راه وطن کشته شده اند چیست؟ یا اینکه اظهار می کنند که جنگ داخلی را کنار بگذارید، هلمند و قندوز سقوط می کند و یا به تعبیر خود قوای امنیتی ۱۱ ولایت در مرحله تهدید بالا هستند و تهدید بالا یعنی ولایت نزدیک به از دست رفتن است، این مسایل بیانگر عدم اجماع در عناصر ساختاری است.

 

عضو هیات رهبری شورای حراست و ثبات اظهار می کند: نقاط ضعف ما در داخل باعث شده کشورهای مداخله گر در منطقه و فرامنطقه بیش از پیش گستاخ تر و جسورتر در دخالت امور داخلی و امورات حاکمیت ملی افغانستان بشوند.

 

وی، درباره دورنمای سال پیش رو برای بهبود و رهایی از وضعیت فعلی می گوید: در اولین قدم باید دید خودمان را در مساله دوست و دشمن واحد بسازیم و دشمن برای همه افغانستان، دشمن باشد و برای عده ای دوست نباشد! چرا که به وضوح می بینیم کسانی که در شمال هستند، یک تعبیر از روس ها دارند و کسانی که در مرکز کابل هستند دیدگاه متفاوتی دارند و به همین نوبه تعبیرهای گوناگونی از یک موضوع برداشت می شود. در قدم بعدی باید سیاست خارجی پویا شود که متاسفانه ما نتوانستیم متحدین بین المللی را به این اقناع برسانیم که تروریزم یک خطر مشترک برای تمام جهان است.

 

ترشتوال می گوید: حلقه ای که فعلا در قضایای افغانستان گم شده است، حکومت افغانستان است و در میان بازیگرانی که به افغانستان فکر می کنند، خود افغانستان حضور ندارد. حکومت امروز یک رقیب قوی ندارد و رقیبش خودش و عملکردش است. در بعد سیاست خارجی هم مشکلات زیادی دارد. مثلا در هیچ کجای جهان نمی شنویم که سفیر کشور اعلام کند که با وزیر خارجه رابطه ندارد! این یا اوج جسارت یک سفیر، یا اوج ضعف وزیر و یا اوج تنش میان کل ساختار حکومت را می رساند. هنگامیکه سفیر یک کشور بیرونی در کشور میزبان اعلام کند که با دشمنان بالفعل شما رابطه مستقیم دارم وکسی هم از او نپرسد دلیلش چیست. این ها مسایلی است که روان و ذهنیت عامه را به سمت یاس و ناامیدی می برد.

پیشنهاد بعدی:  ستون پنجم ریشه در سران نظام دارد

 

سخنگوی شورای حراست و ثبات، درخصوص دورنمای سال پیش رو می گوید: به عنوان یک شهروند وقتی می بینیم که راهبرد امنیت ملی و راهبرد صلح و مذاکره روشن نیست و افغانستان میدان جنگ نیابتی برای سه کشور شده ست، دورنما روشن نیست. وقتیکه روس ها با آمریکایی ها در سطح سیاست های کلان منطقه ای و هژمونیک مشکل دارند اما میدان رقابت شان افغانستان است، اختلافات اساسی اسلام آباد و دهلی در افغانستان پیگیری می شود و یا کشورهایی که برای جنگ ایدئولوژیکی و فرهنگی خود در افغانستان قدرت نمایی می کنند و ما نه تنها توانایی بیرون کردن جنگ از کشور را نداریم و برعکس استعداد بسیج تمام مسایل امنیت زدا به داخل کشور را داریم، درونما نمی تواند امیدوار کننده باشد.

 

وی، درباره انتظارات و وظایف حکومت می گوید:انتظار ملت از دولت این بود که به نکات حیاتی بپردازد، مراسم تحلیف و چگونگی تدویر شواری ملی درقانونی اساسی باید در کانون توجه می بود اما از آن خبری نیست، اصلاحات انتخاباتی باید عملی می شد که ابتدایی ترین گام ها تازه در یک سطحی برداشته شده است، برگزاری انتخابات مجلس نمایندگان و شوراهای ولسوالی ها همچنان یک معما باقی مانده است و آثاری هم از تعهد به برگزاری و ضرورت آن دیده نمی شود. تمام این موارد در سند توافقنامه حکومت وحدت ملی مطرح شده اما هیچکدامش عملی نشده است.

 

ترشتوال درباره سران حکومت می گوید: اینها رقیبان دیروز بودند و انتظار می رفت که متحدان امروز و فردای افغانستان باشند اما تا امروز آثار کمپین های انتخاباتی جریان دارد که نشان می دهد اختلافات در این کشور برسر منافع ملی نیست و اختلافات بر سر این است که کسانی گلایه دارند که مقرر نشده اند! و اختلافات حکومت با وزیر، وزیر با حکومت، حکومت با پارلمان و پارلمان با نهاد قضایی نشان می دهد که گفتگوها برای بقای افغانستان نیست و برسر چینش و انتخاب مهر ها و محاسبه های اقتصادی است و مراکزی هم که برای تضمین شفافیت ایجاد شده خود به بزرگ ترین مراکز و کانال های فساد مبدل شده است.

پیشنهاد بعدی:  حکومت وحدت ملی و آینده ای جنجالی

 

وی ادامه می دهد: روی دیگر این سکه بحران فرار سرمایه جوان و ظرفیت های انسانی در داخل کشور است و بحران مهاجرتی است که برای افراد خارج از کشور خلق کرده ایم و متاسفانه موجودیت اقوام که می توانست یک فرصت برای زیبایی افغانستان باشد این خطوط بیش از گذشته در بعد منفی اش تشدید شده است.

عضو هیات رهبری شورای حراست و ثبات، درخصوص اینکه تعهد بسیار دقیقی از جامعه جهانی برای مبارزه با تروریزم نداشته ایم اظهار کرد: در ابتدایی که اینها به افغانستان آمدند، با دو گروه تروریستی در کشور روبرو بودیم اما امروز ۲۱ گروه تروریستی در مرزهای کشور فعال اند که نشانه ضعف و نبود اراده لازم برای مبارزه با ترویست و هراس افگنی است.

 

ترشتوال، درباره فاز جدید سیاست خارجی می گوید: کشورهایی که در بیرون مرزها با هم رقیب بوده اند، در داخل کشور فعال شده اند. دراین شرایط سیاست مستلزم دو ستون است، یکی حفظ رابطه حسن همجواری با کشورهای همسایه که یک اصل دیپلماسی پذیرفته شده است و دیگری تعریف رابطه با شرکای ایدئولوژیک فکری، جغرافیایی و فرهنگی بر مبنای منافع ملی و بقای آن.

 

وی، درباره اینکه اگر اوضاع به همین منوال پیش رود، آیا دچار فروپاشی سیاسی می شویم؟ می گوید: ما نیم قرن است که جنگ داریم و در تمام این مدت ابتکار عمل و مدیریت جنگ بدست ما نبوده است و امروز هم که صلح مطرح می شود، مدیریت آن بدست ما نیست و تنها کسی می تواند صلح بیاورد، همان کسی است که جنگ را شروع کرده است.

 

سخنگوی شورای حراست و ثبات، درباره سال پیش رو افزود: دو شکاف اصلی در بدنه کشور وجود دارد، یک شکاف میان خود سران حکومت و دیگری میان حکومت و ملت است و تا زمانی که این دو شکاف حل نشود، اختلافات کنار گذاشته نشود، اعتماد بوجود نیاید و ملت محرم راز دولت نگردد این وضعیت ادامه می یابد.

موضوع : اخبار