اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

در کنار خشونت های رایج علیه زنان در جامعه افغانی، زنان افغان از برخی حقوق عرفی و شرعی خود نیز محروم هستند، یکی از این حقوق، حق ارث می باشد. در بسیاری از خانواده های سنتی زنانی که خواهان گرفتن سهم ارث خود باشند با تهدید و خشونت روبرو می شوند. در بیشتر موارد مردان حاضر به دادن ارث به زنان نیستند. در این مورد نه تنها زنان بی سواد با این مشکل مواجه  هستند بلکه زنان تحصیل کرده و حتی برخی از زنان دانشگاهی نیز در مطالبه حق ارث خود در جامعه سنتی افغانستان ناکام مانده اند.

 

یافته های یک تحقیق نشان می دهد که 55 درصد مردان باور دارند که شریعت اسلام برای زنان حق ارث قایل شده، اما مخالف دادن میراث به زنان هستند و جالب این که 45 درصد زنان نیز بر این باورند که حق ارث گرفتن را ندارند. 40 درصد زنان نیز گفته اند سنت های حاکم بر جامعه باعث شده آنان نتوانند ادعای میراث داشته باشند.

 

البته موضع ارث زنان در گذشته و حال نه تنها در افغانستان به عنوان یک مشکل مطرح بوده بلکه در دیگر کشورهای اسلامی نیز حقوق زنان را در مورد ارث پایمال می کنند، هرچند با توجه به رشد جوامع در دیگر کشورهای اسلامی موارد تضییع حق ارث زنان ممکن است کاهش یافته باشد، اما هنوز هم در برخی از نقاط جهان اسلام یافت می شود که مردان سنتی که نگاه و باور قبیله ای دارند، زنان را از حق ارث محروم می سازند. در پاکستان و برخی از روستاها شاهد بودم که  برادران سهمی از میراث پدربه خواهران و پسران سهمی به مادر یا نامادری نمی دادند، در کشورهای عربی نیز موارد زیادی از این قبیل پیدا می شود.

 

سئوال اساسی که در این مورد وجود دارد این است که مردان سنتی خود را معتقد ترین مسلمانان در جهان می دانند، اما زمانی که شریعت اسلام خارج از دایره سنتی و باورهای قبیله ای آنان حکم کرد به راحتی آن را زیر پامی گذارند. امروز نه تنها در مورد ارث زنان بلکه در بسیاری از مورد دیگر جوامع سنتی اسلام را تا آنجا پذیرفته اند که مطابق باورهای سنتی قبیله و هنجارهای اجتماعی خود شان باشد. در این مورد افغانستان کشوری است که به ارزش های سنتی و قبیله ای بیش از اندازه نسبت به سایر جوامع بها قایل است و به همین دلیل هم خشونت های متعدد علیه زنان رایج است و هم حقوق عرفی و شرعی زنان به راحتی پایمال گردیده قربانی سنتها و هنجارهای قومی و قبیله ای می گردد.

 

این سنت ها به اندازه ای در جامعه افغانی ریشه دوانیده که سلب حق ارث از زنان به عنوان قانون از بدو تاسیس کشوری به نام افغانستان، تبدیل گردید. احمد شاه ابدالی از آنجایی که  با حمایت قبایل به سلطنت رسیده بود و سران قبایل بیشترین تاکید را بر اجرای سنت ها و هنجارهای قبیله ای در این سلطنت داشتند، قوانین اجرایی ابدالیان در قرون متمادی بردایره سنت ها و هنجارهای قبیله ای به چرخش درآمد. رسم و رسوم سنت های قبیله ای به عنوان قوانین اجرایی سلطنت ابدالی تدوین و به اجرا در آمد و اقوام ساکن در افغانستان مجبور به اطاعت از آن در سایه قوانین سلطنتی شدند. داکترجلال الدین صدیق یکی از محققین هموطن ما در مقاله تحقیقی خود تحت عنوان« چگونگی استیلای نظام قبیله سالاری» از قانونی یاد می کند که احمد شاه ابدالی بعد از تکیه زدن بر اریکه قدرت آن را درافغانستان به اجرا درآورد:”احمد شاه همچون هر رهبر نظام قبیلوی برای استقرار و استحکام نظامش دست به وضع قوانینی زد که مورخان بنام “یاسا” یاد کرده اند.  یاسای او شامل موادی ازین قبیل بود:

 

منع بریدن گوش و بینی.

منع ازدواج دختران افغان با بیگانگان.

منع میراث بردن شرعی دختر از مال پدر.

زن شوهر مرده باید به عقد برادر یا اقوام نزدیک شوهر درآید.

اگر شوهرمتوفا وارث نداشته باشد زن مکلف است درخانهء شوهر متوفایش نشسته از وسایل شوهر به اندازه کفایت او مقرر دارند.

هرگاه زن درخانهء شوهر وفات کند پدر وبرادرش حق ندارند از شوهرش حق المهر مطالبه کنند.

طلاق زن پس ازنکاح ممنوع است.

هنگام سلام و بارعام، کسی حق ندارد جهت احترام سر فرود آورد بلکه احترام و سلام بایدبا دست برسرگذاشتن صورت گیرد.

علما و فقرایی که درخدمت دولت نباشند به حضور پذیرفته شود.

در هرشب جمعه با علماء معتبر طعام صرف شود.

درهر شب جمعه امرا و شهزادگان مکلف اند نماز جمعه بگذارند”. i

هرچند در قانون جدید ابدالیان برخی از خشونت های قبیله ای مانند بریدن گوش و بینی مقتول به عنوان فرونشاندن شدت غیض وانتقام گیری افراد قبایل نفی گردیده بود و خود را پیرو دستورات اسلام می دانست، اما ارزشهای رایج قبیله ای نقش اساسی را در اجرای قوانین داشت.

 

در جامعه سنتی افغانستان از آنجایی که دادن ارث به زنان چندان به مذاق مردان قبیله خوش نمی آمد آن را رها کردند، اما در مقابل مسئله اجازه زن از شوهر برای خروج از منزل را که به عنوان حق شوهری به گردن زن گذاشته است، آن را بسیار محکم گرفته و بست و گسترش نیز داده است، زیرا در سنت های قبیله ای محصورنگه داشتن زنان در خانه نیکو ترین سنتی است برای حفظ «ننگ ناموسی». به همین دلیل حکم فقهی « عدم حق خروج زن بدون اجازه شوهراز خانه» در سایه باورهای سنتی توسعه یافت و آزادي زنان را فقط  در چهارديواري خانه  محدود کرد و محصور ماندن زنان درخانه  برای همه زنان و دختران سرایت کرد، طوری که همه زنان باید در حرمسرا محصور می ماندند تا ننگ ناموسی در دایره تام و کمال سنت ها و عصبیت ها در حرمسرا جلوه گر شود.

 

البته مسئله محرومیت از حق ارث در سراسر افغانستان رواج دارد و اقوام مختلف ساکن در کشور برای شان سخت و دشوار است که به زنان میراث بپردازند، مشکل اساسی که در این زمینه وجود دارد این است که 54 درصد از زنان افغانی از آنجایی که خود در جامعه سنتی بزرگ شده اند، خود باور دارند که زنان حق ارث ندارند، طبیعی است که دایره چنین باوری زنی نمی آید شکایت کند که اقاربش حق ارث او را نمی دهند. زنان در جامعه سنتی افغانستان تقریبا پذیرفته اند که دسترسی به حق ارث برای آنان دشوار و دست نیافتنی است.