روز گذشته کاربران شبکه‌های اجتماعی با انتشار اخبار و تصاویری مدعی شدند که جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهورى به همراه تعدادى از شخصیت‌هاى سیاسى، اجتماعى و نمایندگان مجلس، کابل را به قصد آذربایجان و سپس ترکیه ترک کرده است.

 

هرچند ایشان سابقه سفرهای بدون اطلاع قبلی به برخی کشورها را قبل از انتخابات ریاست جمهوری در سابقه اش دارد، اما اکنون این سفرش بنا بر یک تصمیم شخصی است نه به عنوان معاون اول ریاست جمهوری افغانستان.

 

شکی در این نیست که جنرال با کشورهای ترکیه، ازبکستان، قزاقستان رابطه و مناسبات نزدیک و خوبی دارد و همین روابط حسنه ی ایشان بود که باعث امضای پیمان امنیتی میان ترکیه و افغانستان در سفر رجب طیب اردوغان در ماه های اول تشکیل حکومت وحدت ملی در کابل گردید.

 

دیدگاه جنرال دوستم درباره ترکیه این است که: قبل از این که اردوغان به مسایل کوچک تباری فکر کند بیشتر فکر کلان رهبری دنیای اسلام را در سر دارد. تلاش بیشتر اردوغان در سیاست خارجی با کشورهای اسلامی روی این مساله است و تلاش دارد با همکاری پاکستان برای ایجاد صلح پایدار در افغانستان کوشش نماید.

 

اما واقعیت خلاف این است که جنرال دوستم درباره صلح طلبی ترکیه می گوید چرا که گسترش روابط با ترکیه بیشتر از اینکه یک فرصت باشد، تهدید است. زیرا ترکیه بارها نشان داده که برای رسیدن به منافع خود، پایبند هیچ تعهدی نیست و برایشان طالبان و دولت کابل فرقی نمی کند، هرکدام برایش منفعت بیشتری داشته باشد از همان گروه حمایت می کند.

پیشنهاد بعدی:  تجارت سلاح توسط پولیس در بغلان!

 

نمونه ی بارز این سیاست دو پهلوی ترکیه هم حمایت از گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه است. ترکیه در سوریه از داعش حمایت می کند ولی در سطح بین المللی که سخن از منافع آنکارا است این گروه را یک گروه تروریستی می داند ولی باز به جهت منافع مالی، یکی از خریداران نفت ارزان گروه داعش است.

 

از سوی دیگر باید گفته شود که ترکیه از کشورهایی است که در افغانستان با آمریکا بهترین همکاریها را دارد و در گذشته مقامات کاخ سفید در خواستهایی را مبنی بر افزایش نیروهای نظامی ترکیه به افغانستان بیان نموده بودند. اما ترکیه تا کنون به انتقال تجربیات خود در زمینه مبارزه با تروریزم به نیروهای پولیس افغانستان و پاکستان بسنده نمود و تا به حال هیچ یک از نیروهای نظامی ترکیه در هیچ یک از درگیری های کشور ما شرکت نکردند.

 

برخی مدعی هستند که ترکیه قادر خواهد بود نقش مهمی در تامین امنیت و ثبات افغانستان انجام دهد زیرا دولت آنکارا روابط گرمی با محافل پاکستانی دارد و می تواند بر روی فعالیت گروه‌های تروریستی در مناطق مرزی افغانستان با پاکستان، تاثیر گذار باشد. به بیان دیگر ترکیه روابط بسیار نزدیکی با پاکستان دارد و می تواند از این طریق نقش کلیدی در قانع کردن طالبان به پیوستن به روند سیاسی در افغانستان ایفا کند.

 

در حالی که در رابطه ی همکاری ترکیه و پاکستان باید اذعان داشت: اگر ترکیه واقعا می خواهد تا به روند تامین صلح و ثبات در افغانستان کمکی بکند، باید از طریق فشار بر جامعه جهانی و قناعت دادن آن ها کاری بکند تا دیگر کشورها مشترکا پاکستان را وادار به قطع حمایتش از طالبان نماید. اگر حمایت سیاسی از پاکستان در سطح بین المللی مشروط به قطع رابطه استخبارات و ارتش آن کشور از طالبان و دیگر گروه های تروریستی شود، در آن صورت احتمالا چشم انداز تامین صلح در افغانستان تا حدی واقعی به نظر خواهد رسید.

پیشنهاد بعدی:  ذخایر انسانی که از دست می روند

 

در غیر آن پاکستان با بازی تکراری و همیشگی اش از یک طرف در ظاهر از برنامه های بین المللی برای مبارزه با تروریزم حمایت نشان خواهد داد و از طرف دیگر به تجهیز، تمویل، آموزش و پناه دادن به تروریستان ادامه خواهد داد تا هم حمایت جهانی را داشته باشد و هم زیر نام خطر سقوط پاکستان همه ساله میلیارد ها دالر کمک جهانی را به جیب بزند و در این میان تلاش های جنرال دوستم برای ایجاد این رابطه میان کابل – آنکارا – اسلام آباد، بیشتر تامین کننده ی منافع شخصی است تا مصالحه با طالبان.