اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

از هفتم اکتبر سال 2001 که آمریکا و متحدانش به کشور ما لشکر کشی کردند، 4748 روز می گذرد.

 

سیزده سال پیش در چنین روزی غربی ها میلیون ها دالر و پوند و یورو را در بخشهای مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در افغانستان به مصرف رساندند تا عملا کشور ما را زیر سیطره خود نگه دارند تا مردم افغانستان بار دیگر در قرن بیست و یکم آتش و خون را در بازی بزرگ نوین با گوشت و پوست و مغز استخوان خود تجربه نمایند.

 

آمریکا و متحدانش در سیزده سالی که گذشت، برخلاف تبلیغاتی که رسانه هایشان به راه انداخته اند، بر سر مردم و ملت افغانستان گل نپاشیده اند بلکه به زور گلوله های توپ و تانک و بمب افکن و اشعه لیزر خواستند تا سیطره شان را حفظ نموده و گسترش دهند.

 

رژیم سیاسی امارت اسلامی (که خودشان ایجاد کرده بودند) را ساقط کردند و رژیم جمهوری اسلامی افغانستان را با هزاران ضعف روی پای نگهداشته و طالبان کماکان به مثابه شمشیر بران بر فرق مردم افغانستان آویخته است تا اثبات شود که: نه امریکا و ناتو و متحدین شان برای منافع مردم افغانستان می جنگند و نه دایه های مهربانتر از مادر در کشورهای همسایه برای ما دلسوزند و نه طالبان و حزب اسلامی حکمتیار در افغانستان برای منافع مردم افغانستان جهاد می کنند.

 

از اکتبر 2001 تا اکنون هزارها انسان در جامعه ما به خاک و خون کشیده شدند و هر بار کشتار فردی و جمعی و شکنجه های سازماندهی شده زیر شعار “مبارزه بر ضد تروریزم” توجیه می گردد. سربازان امریکایی فکر می کنند که افغانستان یک محل تفریح برای تمرین تفنگ های شان است، از اینرو مردم ما را گلوله باراان می نمایند.

 

جالب اینجا است که آمریکا حتی به مردم خود هم رحم نمی کند. زیرا سربازانی که مجبور شده اند به افغانستان برگردند، تنها “نان آور” خانواده هاي خود هستند. بعضي از آنها به جنگ برگشته اند تا هزينه تحصيل نواسه هاي خود را تامين کنند. بعضي از آنها نيز به جنگ آمده اند تا از نواسه هاي بزرگسال خود حمايت کنند.

 

آنقدر این سیزده سال برای آمریکا خوش گذشته و منافع کاخ سفید برآورده گردیده که در ماجرای انتخابات اخیر تمام تلاش خود را کرد تا نتیجه انتخابات طوری رقم بخورد تا برای سالیان سال دیگر در افغانستان بصورت قانونی باقی بمانند. هرچند کسی از آنها نپرسید مگر برای آمدنتان پیمان استراتژیک و امنیتی امضاء کردید و یا از سازمان ملل اجازه گرفتید، که اینقدر تلاش کردید تا کسی به قدرت برسد که پایگاه های دایمی نظامی شما را تثبیت کند؟!

 

آنچه مسلم است مقامات کاخ سفید اخباری را مبنی بر مرگ بیش از دو هزار سرباز در افغانستان، دستیابی طالبان به راکتهای دوربرد و دقیق، وجود جدیدترین تسلیحات نظامی در دست شبه نظامیان و کشته شدن مردم بی دفاع را نمی خوانند و یا نمی ببیند. زیرا آنها درگیر يکي از ابعاد سری جنگ هستند که به ندرت در مورد آن بحث شده، ولي بخش بزرگي از انگيزه ادامه جنگ است. آثار باستانی، مواد معدنی نایاب، منابع آلی غنی و هرویين و مواد مخدری که توسط هواپيماهای آمریکایی از افغانستان راهي خارج مي شود.

 

خلاصه کلام: آنچه که تاکنون به آن پرداخته نشده، اين حقيقت است که جنگ افغانستان و داستان هايي که بسياري از رسانه ها و سران در مورد القاعده و اسامه بن لادن گفته اند؛ “افسانه محض” است. هيچ اردوگاه آموزشي وجود نداشت، بن لادن هرگز يک سازمان تروريستي را اداره نمي کرد و هيچ گزارش و يا سند اطلاعاتي ارایه شده به دادگاه، تاکنون اين مساله را انکار نکرده اند.

 

گوردون راف یکی از دریاداران سابق ارتش آمریکا در این باره مي نويسد؛ در سال 2009، لیون پانیتا ریيس وقت سيا مدعي شد، القاعده کمتر از 12 نفر عضو دارد. او سعي مي کرد بگويد؛ آنها هرگز وجود نداشته اند، اما در آمريکا گفتن حقيقت “نظريه توطئه” تلقي مي شود.

 

به هر حال سیزده سال پیش مردم خسته از جنگ افغانستان فکر می کردند با آمدن آمریکا، شهر کابل مبدل به شهر پاریس می شود و کشورشان اروپا. اما دیدیم که اینگونه نشد و هنوز در بلاتکلیفی محض و در چشم انداز آینده ای مبهم به سر می بریم و خدا می داند که رییس جمهور جدید که اکنون رییس اجرایی را نیز در کنار خود می بیند، با این کشور چه خواهد کرد؟

 

قدر مسلم آن است که حامد کرزی طی سیزده سال حکومتش، کار چشمگیر و مفیدی انجام نداد (نسبت به حجم گسترده کمکهای مالی به افغانستان). علت آن هم مشخص می باشد که آمریکاییها به خاطر منافع خود نخواسته و نگذاشتند این اتفاق بیفتد. اما آیا رییس جمهور جدید اینقدر جرات و جسارت دارد که در مقابل خواسته های نامشروع و غیرقانونی کاخ سفید بایستد یا خیر، سوالی است که جناب اشرف غنی همان روز اول کاری اش پاسخ آن را با امضای پیمان امنیتی داد و گفت که بر سر ” تداوم غرب پرستی” خواهند ماند.

 

به راستی که اگر مقامات دولت وحدت ملی نگاهی به روند صعودی و سپس نزولی قدرت اشخاص در حکومت کرزی بیندازند، در بسیاری موارد تجربه های خوبی به دست خواهند آورد و عبرت خواهند گرفت. اما افسوس که عبرتها زیادند و عبرت پذیران اندک!