اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

عبدالله و احمدزی

این روز ها از دو ستاد انتخاباتی تحول و تداوم و اصلاحات و همگرایی سخنان مبنی بر نتیجه برد برد در انتخابات شنیده می شود. این سخنان زمانی به سر زبان ها آمده است که جان کری وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا برای دومین بار برای حل بن بست انتخاباتی وارد افغانستان شد و میان دو کاندید ریاست جمهوری میانجیگری نمود و زمینه توافق دو کاندید را فراهم نمود. نتیجه برد و برد به چه معنی است. آیا این نتیجه با رقابت ها و کارزار های انتخاباتی همخوانی دارد. تا چه میزان نتیجه برد برد به نفع دموکراسی، ثبات و صلح و امنیت است. آیا نتیجه برد برد منجر به شکل گیری حکومت مقتدر و قومی خواهد شد. این نوشتار در صدد آن است تا به سوالات مذکور در توان ظرفیت این مقال پاسخ گوید.

نتیجه برد برد بدین معنی است که دو ستاد انتخاباتی به توافق رسیده اند تا قدرت سیاسی را میان همدیگر تقسیم نماید. از آنجایی که هر دو طرف به قدرت سیاسی دست می یابد بنابراین برنده و بازنده ندارد. با این حال کسی که بیشترین آراء را به دست آورده است ریئس جمهور و فرد دوم در جایگاه رئیس اجرائیه حکومت قرار خواهد گرفت. اگر چه تا هنوز مسئله تقسیم قدرت میزان سهم هر یک از کاندیدان از قدرت مشخص نیست اما نتیجه برد برد فعلا این نتیجه را می رساند که هر دو طرف در ساختار حکومت و در ساختار قدرت سهیم است.حال به این سوال می پردازیم که آیا تقسیم این گونه قدرت با دموکراسی و سازکار های دموکراتیک همخوانی دارد و یا اینکه رفتاری غیر دموکراتیک می باشد.

یکی از ویژگی های اساسی دموکراسی حل بحران قدرت می باشد. معمولا در نظام های غیر دموکراتیک انتقال قدرت و تمرکز قدرت همیشه بحران ساز بوده است. در نظام دموکراتیک اما، مسئله انتقال قدرت و تمرکز قدرت حل شده است. برای انتقال قدرت مکانیسم به نام انتخابات وجود دارد. در این مکانیسم برخی خود را برای اشغال پست های مهم اجرایی و قانونی کاندید می کند. از طریق رقابت برای مدت معین تلاش می کند که نگرش های مردم را با خود همسو نماید. کاندیدان برای دوره مشخص با همدیگر به رقابت می پردازد. تلاش همه بر این است که با جذب آراء مردم خود را به قدرت سیاسی نزدیک نماید.نتیجه همین رقابت است که وضعیت کاندید نسبت به قدرت سیاسی را مشخص می کند. نتیجه این رقابت اما، برد برد مطلق نیست، بلکه برد برد نسبی است. این برد برد نسبی با مفهوم که انتخابات افغانستان مطرح است، نمی باشد. بلکه نتیجه برد برد نسبی به معنی آن است که تیم برنده از نیرو ها و متخصصین تیم بازنده در ساختار حکومت استفاده می کند. در افغانستان اما، این گونه نمی باشد. بلکه قدرت میان دو طرف تقسیم شده است و هر یک از کاندیدان سهم خاص خود را از قدرت دارد. تقسیم این چنینی از قدرت سیاسی موجب می شود که رقابت به عنوان یکی از مهمترین مولفه ها و سازکار های دموکراتیک معنی و مفهوم خود را از دست بدهد. بنابراین می توان گفت که توافقات شکل گرفته میان دو کاندید ریاست جمهوری با مولفه ها و مکانیسم های دموکراسی سازگاری ندارد.

در عین حال، در دموکراسی ها تیم بازنده در موقعیت اپوزیسیون قرار می گیرد. اما تقسیم قدرت میان دو کاندید و سهم گیری هر دو کاندید در تشکیل حکومت باعث می شود که اپوزیسیون به عنوان یک نیروی بازدارنده و اهرم فشار از عالم سیاست حذف گردد. در حقیقت توافق صورت گرفته منجر به آن شده است که اپوزیسیون قربانی گردد. از این جهت نیز، تقسیم قدرت میان دو کاندید رفتاری غیر دموکراتیک است.

مهمترین و اساسی ترین مسئله در دموکراسی ها تعیین کنندگی رأی مردم می باشد. توافق صورت گرفته عملی است که میان نخبگان و دور از چشم دید مردم صورت گرفته است. مردم در این توافق هیچ نقش ندارد. بنابراین، توافق صورت گرفته بر سر تقسیم قدرت سیاسی یک نوع دور زدن مردم است. از این جهت، نتیجه برد برد به معنی که توضیح دادیم، رفتاری غیر دموکراتیک است.

اما در وضعیت کنونی، تقسیم قدرت میان دو کاندید ریاست جمهوری برای ثبات و امنیت کشور مهم و اساسی است. زیرا، بن بست انتخابات منجر به آن شده بود ثبات و امنیت نسبی به خطر مواجه گردد.بن بست انتخاباتی به صورت مستقیم باعث شده بود که هیچ یک از کاندیدان ریاست جمهوری قادر به تشکیل حکومت نگردد. با عدم تشکیل حکومت عملا خلاء قدرت به وجود می آمد. خلاء قدرت هرج و مرج و بی ثباتی را در پی دارد.توافق صورت گرفته از این زوایه تا حدودی برای ثبات حکومت و حفظ امنیت مهم است.اما اینکه توافق صورت گرفته تنها راه حل بوده است و یا خیر مسئله دیگری است که می طلبد به صورت جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد.

با این حال، سهم گیری هر دو کاندید ریاست جمهوری در تشکیل حکومت باعث آن خواهد شد که حکومت در پنچ سال آینده همچنان ضعیف بماند. زیرا، دو کاندید ریاست جمهوری از هر نظر با همدیگر اختلاف نظر دارند و این اختلاف نظر باعث می شود که بخش عظیم از نیرو های دو طرف خنثی گردد. زیرا، هر یک از کاندیدان مانع بر سر راه کاندید دیگر در درون حکومت خواهد شد. این گونه، در پنچ سال آینده عملان هیچ کاری صورت نخواهد گرفت.بنابراین نتیجه برد برد برای شکل گیری یک حکومت مقتدر و قوی ناسازگار است.

بنابراین، نتیجه برد برد سومین دور انتخابات ریاست جمهوری هیچ سنخیت با دموکراسی ندارد. در عین حال، این توافق منجر به شکل گیری حکومت قوی نخواهد شد.تنها نتیجه کوتاه مدت این توافق این است که ثبات و امنیت نسبی حفظ می گردد.

یکی از تفسیر های که از نتیجه برد برد شده است؛ سهم گیری تمام گروه های قومی در ساختار است. این تفسیر به باور نگارنده اشتباه است. زیرا، توافق صورت گرفته میان دو کاندید از دو گروه قومی صورت گرفته است. در نهایت می توانیم بگویم که قدرت میان دو گروه قومی تقسیم می شود. گروه های دیگر، تنها سهم اندک خواهد داشت.بنابراین تفسیر این چنینی از نتیجه برد برد درست نمی باشد.

در پایان باید متذکر شد که طولانی شدن انتخابات و نتیجه برد برد که از آن حاصل شده است باعث بی میلی و بی علاقگی مردم به روند های سیاسی شده است. مردم در انتخابات بعدی بدون شک، حضور کمرنگ خواهد داشت. مشروعیت انتخابات و حکومت های بعدی به شدت با کاهش مشروعیت و بحران مشروعیت مواجه خواهد بود. توافق صورت گرفته در نهایت بحران های کوتاه مدت را در نظر گرفته است اما بحران های دراز مدت مانند بحران مشروعیت، بحران مشارکت و بحران توزیع را در نظر نگرفته است. در دراز مدت مشکلات و بحران ها شدت خواهد یافت.

منبع: روزنامه افغانستان