اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

چند وقت است که مسئله همکاری حزب اسلامی با حکومت جدید بر سر زبان ها افتاده است. حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار در انتخابات شورای ولایتی از هواداران خود خواسته بود که کارت رأی دهی بگیرد و به کاندیدان حزب رأی بدهند. این حزب در انتخابات ریاست جمهوری از قطب الدین هلال حمایت نمود. تشویق هواداران نشانه این است که حزب اسلامی در صدد همکاری با حکومت می باشد. نسبت به فرایند های دموکراتیک خوشبین است. از حکومت آرمانی خود فاصله گرفته است. آنچه در ذیل می آید بررسی مسئله امکان همکاری حزب اسلامی با حکومت جدید است.

 

جذب شدن گروه ها در ساختار حکومت به معنی گسترش قلمرو حاکمیت دولت و جمع شدن قدرت در دست دولت می باشد. این نشانه قدرتمند شدن دولت و مدنی شدن گروه های مختلف اجتماعی است.پروسه جذب گروه های اجتماعی در کشور های غربی با موفقیت همراه بوده است. در کشور های جهان سوم و به خصوص کشور های اسلامی اما، این پروسه کمتر قریب به موفقیت بوده است. در افغانستان اگر چه دولت-ملت به مفهوم مدرن آن شکل نگرفته است اما حکومت در تمام اعصار تاریخی بر جامعه حاکم بوده است. این حکومت اما، همیشه از سوی گروه های مختلف مورد تهدید بوده است. مخالفت گروه های اجتماعی با حکومت در افغانستان تاریخ دراز مدت دارد. از اوان شکل گیری افغانستان برخی گروه ها با حکومت و ساختار سیاسی مخالف بوده است. حزب اسلامی در زمان حکومت داوود خان شکل گرفت. یکی از احزاب سیاسی بود که با حکومت داوود مخالف بود و در برابر آن ایستادگی کرد. این حزب بعدا با حکومت های کمونیستی، جهادی و طالبان و حکومت دهه اخیر جنگیده است. شاید با قاطعیت بتوان گفت که حزب اسلامی تنها حزبی است که از آوان شکل گیری تا اکنون در جنگ به سر برده است. در مورد همکاری خود با حکومت بعدی نیز گفته است که در صورت که حکومت بعدی به خواست های شان توجه کند، حاضر به همکاری خواهد شد. خواست این حزب مشخص و واضح است. خروج کامل نیرو های بین المللی از افغانستان و امضا نشدن پیمان امنیتی با ایالات متحده آمریکا.

 

آیا حزب اسلامی با حکومت جدید همکاری خواهد کرد. به عبارت دیگر، امکان آمدن حزب اسلامی در چارچوب دولت ممکن است. آیا حکومت بعدی حاضر به خواست های حزب اسلامی خواهد شد. به باور نگارنده به چند جهت امکان همکاری حزب اسلامی با حکومت آینده ممکن نیست.

 

اول؛ مهمترین مسئله این است که حزب اسلامی آرمانگرا است. شاید بتوان گفت که در میان احزاب سیاسی ایدئولوکترین حزب سیاسی است. حزب اسلامی نگاه مطلق گرایانه نسبت به باور ها و عقاید خود دارد.باور ها و عقاید سیاسی آن ها چنین است. بدین معنی که نسبیت جایگاهی در اندیشه سیاسی حزب اسلامی ندارد. به همین خاطر، آن ها از زمان شکل گیری تا اکنون با حکومت های مختلف جنگیده است.حزب اسلامی دنبال حکومت دینی با فهم متفاوت از گروه طالبان است. فهمی که امکان تحقق آن ممکن نیست. در عین حال، فهم انحصار گرایانه نیز تا حدودی بر رهبران و پیروان این حزب حاکم است. حد اقل در دوران جنگ های داخلی انحصار گرایی خود را نشان داده است. گلبیدین حکمتیار می خواهد خود رهبر سیاسی جامعه افغانستان باشد. قواعد، مقررات و قوانین را خود می خواهد وضع و اجرا کند.همه این ها ریشه در باور ها و عقاید سیاسی آن ها دارد.‏

 

دوم؛ خواست حزب اسلامی با واقعیت های عینی جامعه افغانستان همخوانی و سازگاری ندارد. هر دو کاندید ریاست جمهوری در طول کارزار های انتخاباتی به صورت واضح و شفاف بیان داشته است که در صورت پیروزی پیمان امنیتی را ایالات متحده آمریکا را امضا می کند. هر دو کاندید پیمان امنیتی را یک ضرورت برای جامعه افغانستان درک می کند. بنابراین خواست حزب اسلامی از همین حالا منتفی است. واقعیت اما، این است که بدون همکاری جامعه جهانی و به خصوص ایالات متحده آمریکا امکان حفظ وضعیت کنونی ممکن نیست. امنیت، سیاست و اقتصاد افغانستان بدون همکاری و حمایت جامعه جهانی و ایالات متحده آمریکا شکننده است. باور نگارنده بر این است که در صورت که همکاری های جامعه جهانی قطع گردد حکومت در همان هفته اول سقوط خواهد کرد. اقتصاد افغانستان دوباره به اقتصاد جنگی تبدیل خواهد شد. به لحاظ امنیتی می توان گفت که جنگ همه علیه همه شروع خواهد شد.این مسئله خود نشان می دهد که حزب اسلامی آرمانگرا است و به همین خاطر، نمی تواند با حکومت های مختلف سازگاری یابد.‏ بنابراین حکومت بعدی ملزم به امضا پیمان امنیتی با ایالات متحده آمریکا است و خواست حزب اسلامی برآورده نخواهد شد.

 

سوم؛ حزب اسلامی از اول شکل گیری تا اکنون پیوند نزدیک با کشور های عربی و برخی کشور های همسایه داشته است. شاید بتوان گفت که تصمیم های اصلی این حزب از طرف کشور های تمویل کننده این حزب گرفته می شود. برای کشورهای که در صدد تقویت و رشد بنیادگرایی می باشد، سخت است که در حاضر شود، حزب اسلامی در چارچوب حکومت دموکراتیک قرار بگیرد و یا با حکومت دموکراتیک همکاری نماید. از این جهت نیز، امکان همکاری حزب اسلامی با حکومت جدید ممکن نیست.

 

این حزب وجوه مشترک زیادی با گروه طالبان دارد. همان طور که گروه طالبان حاضر به همکاری با حکومت نمی شود، این حزب نیز مانند گروه های طالبان حاضر به همکاری نخواهد شد. اگر چه این بار، خود حزب اسلامی مسئله همکاری با حکومت آینده را مطرح نموده است اما با توجه به دلایل مذکور امکان همکاری این حزب با حکومت ممکن نیست. تنها زمانی فرصت همکاری فراهم می گردد که حزب اسلامی نسبت به خواست ها و تقاضا های خود تجدید نظر نماید. در عین حال، این حزب باید باور ها و عقاید سیاسی خود را دگرگون نماید. یا فهم جدید نسبت به باور های سیاسی پیدا نماید. بدون این دو مهم امکان همکاری به هیچ وجه ممکن نیست.‏

 

دلایل زیادی دیگر وجود دارد که امکان نزدیکی حزب اسلامی با حکومت جدید ممکن نیست.این حزب مخالفت خود را با حکومت ادامه خواهد داد. شاید تقدیر این حزب این باشد که با تمام حکومت ها مخالفت نماید و در برابر آن ایستادگی کند.تنها با مرگ رهبر این حزب و انشعام آن به دسته های مختلف امکان جذب آن در حکومت ممکن خواهد شد.

 

در پایان این نوشتار باید متذکر شوم که منظور نگارنده از حزب اسلامی شاخه گلبدین حکمتیار می باشد. حزب اسلامی به رهبری ارغنودیوال سال ها با حکومت همکاری داشته است و باور ها و عقاید سیاسی متفاوت از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار دارد.