اختلافات مرزی میان افغانستان و پاکستان، از بدوِ استقلال پاکستان تا به امروز ادامه یافته است. در زمان حکومت عبدالرحمن خان که در آن برهه تاریخی، هند تحت استعمار انگلیس بود، بین افغانستان و هند آن زمان، خط مرزی دیورند کشیده شده و از جانب دولت های دو طرف، به رسمیت شناخته شد. اما این امر، مورد پذیرش حکومت های افغانستان نبوده است. از این روی، تایید این خط مرزی، نام عبدالرحمن خان را در تاریخ سیاسی کشور لکه دار کرده است. شاهان و سلطان هایِ پس از عبدالرحمن خان، رویکردهای متفاوتی را برگزیده اند. برخی از آنان، با سکوت سیاسی در این مورد، تلویحا تایید کرده اند و برخی هم به رسمیت نشناخته و حرکت های سیاسی بزرگ و جدی تری را شروع کرده اند. مثلا داوود خان یکی از حکمران ها و قدرت‌مندان است که به مسئله پشتونستان به صورت جدی دامن زد و پس گرفتن این منطقه را به یکی از اولویت های دولت وقت قرارداد، به‌گونه که سیاست خارجی کشور را به صورت جدی تحت شعاع قرار داده بود. نشانه گرفتن اختلاف های مرزی افغانستان و پاکستان، در زمان حکمرانی کمونیست ها، با شِدَّت و حِدَّتِ بی‌پیشینه دنبال شد. این امر، باعث گردید که این کشور با تمام توان و قدرت و با تشریک مساعی با رهبر بلوک سیاسی غرب ـ آمریکا ـ که برای شکست دادن و زمین‌گیر کردنِ رهبر بلوک سیاسی شرق ـ اتحاد جماهیر شوروی سابق ـ تلاش می کرد، برنامه فروپاشی دولت کمونیستی تحت حمایت مسکو را روی دست گرفته و تا پایان جاده هدایت و رهبری کند. دولت جهادی به علت مشکلات درونی که داشت اصلا فرصت ابراز نظر نیافت، امارت طالبان که یکی از ایالت های اسلام آباد محسوب می شد و اکنون طوری برداشت می شود که دولت جمهوری اسلامی افغانستان، خط دیورند را نمی پذیرد.

پیشنهاد بعدی:  هزاره ها به هوش باشید...

در این میان، بحث که نمی شود نادیده گرفته شود، استفاده سیاسی از این بحث است. متاسفانه برخی از شاهان که قدرت را به زور و جبر به دست می گرفتند و یا از جایگاه اجتماعی و سیاسی قابل وصف برخوردار نبودند، به منظور پر کردن این خلأ به بحث دیورند دامن می زدند، تا در این وسط جایگاه سیاسی و اجتماعی و محبوبیت و مشروعیت برای خود کمایی کنند.

به نظر می رسد که اختلاف مرزی دیورند باعث شده که در هر زمان و مقطع تاریخی، احتمال درگیری نظامی میان دو کشور وجود داشته باشد. در این صورت چند روز قبل، نظامیان پاکستانی اقدام به ساخت تاسیسات در این حوزه کردند. ادعای دو طرف متفاوت است. پاکستان ادعا دارد که تاسیسات را در داخل خاک خویش ساخته است، اما نظامیان افغانستان ادعا دارد که این تاسیسات در داخل خاک کشور ساخته شده است. این مسئله بحران زا گردید. نظامیان مرزی دو کشور با هم درگیر شدند. پس از این درگیری دو طرف اقدام به گسیل نیروهای ارتش در دو طرف مرز کرده و آمادگی نبرد بزرگ تر را گرفتند. برخی از نظامیان دو طرف کشته شدند. پنج روز گذرگاه تورخم بسته شده و هزاران نفر افغانستانی و پاکستانی که می خواستند عبور نمایند و هزارها واسطه کلان باربری که کالاهای اقتصادی را حمل می کرد، گیر ماندند. قرار اعلام اتاق تجارت و صنایع افغانستان، میلیون ها دالر زیان وارد شده است. اکنون خوش‌بختانه پس از تلاش های سیاست مداران و دیپلمات های دو طرف، گذرگاه تورخم به روی عابران باز شد و حل و فصل مسایل به گفت و گوهای بعدی واگذار گردیذ.

پیشنهاد بعدی:  ادارات دولتي معلومات دقيق را در اختيار مردم قرار نمي دهند!

به نظر می رسد که تا این جا دیپلماسی و گفت و گو موفق و نتیجه بخش بوده است. تلاش های زاخیلوال نماینده سیاسی کابل در اسلام آباد، ماموران و مسوولان وزارت امور خارجه و دیگر مقام ها، خشونت و جنگ را به صورت نسبی و مقطعی پایان داده و گذرگاه تورخم را باز کرده است. ولی آن طور که نظامیان پاکستانی اعلام کرده اند، مشکل همچنان در جایِ خود باقی است. پاکستانی ها از گفت و گو و مذاکره سیاسی سخن زده اند، اما حق ساخت تاسیسات را برای خود محفوظ نگهداشته اند. در این صورت با اقدام مجدد نظامیان پاکستانی مشکل بازهم به صحنه بر خواهد گشت.

پرسش این است که: آیا گفت و گوهای سیاسی بعدی نتیجه بخش خواهد بود؟

دیورند تبدیل به تابو شده است

قرار است گفت و گوهای رسمی تر و در سطح بالاتر با سفر معین سیاسی وزارت امور خارجه کشور جناب حکمت خلیل کرزی به اسلام آباد ادامه یابد. اما به نظر می رسد که این گفت و گو کنندگان موفق به حل مشکل و چالش به صورت بنیادی و ریشه‌ای نخواهند شد. بارها گفت و گو صورت گرفته، اما، نتیجه بخش نبوده است. پاکستان خط دیورند را که پذیرفته شده در سازمان های بین المللی است، مرز خود و افغانستان می داند، اما افغانستان با این وجود، آن را نمی پذیرد. گرچه که دخالت های سیاسی و اطلاعاتی پاکستان در امور داخلی افغانستان تنها از اختلافات مرزی سبب نشده بلکه به رقابت های استراتژیک این کشور با هند قدرت‌مند نیز بر می گردد، اما، یک بخش از دخالت های سیاسی و اطلاعاتی به این اختلاف ها بر می گردد.

پیشنهاد بعدی:  آیا دولت افغانستان قادر است در برابر اقدامات غیر منطقی آمریکا مقاومت کند؟

به نظر می رسد که دیورند تبدیل به تابو شده است. هیچ کسی به خود جرات نمی دهد که بدان دست بزند. زیرا هر فردی و هر جریانِ که به آن دست بزند، اگر بر اساس انتظارات یک بخش از جامعه نباشد، مهر خیانت ملی بر جبین‌اش نقش خواهد بست. ممکن برخی از سیاست مداران بوده اند و هستند که دیورند را بپذیرند. اما نمی توانند و از پی‌آمدهای سیاسی زیان‌باری که برای‌شان خواهد داشت می هراسند. هیچ رسانه‌ای نمی تواند در این مورد بحثی را به صورت آزاد مطرح کند. در صورت طرح کردن، خاین به کشور خطاب می شود.

بنابراین، گفت و گوهای سیاسی میان افغانستان و پاکستان تا زمان که بحث دیورند به مثابه یک تابو می ماند، مفید و نتیجه بخش نخواهد بود. ممکن گفت و گوهای صورت گرفته و برخی از مشکلات مانند تنش مرزی و درگیری های نظامی میان دو طرف را برای چند روز و به صورت موقت و مقطعی حل نماید، اما در بلند مدت مشکل و چالش همچنان باقی است. به مشکلات زمانی نقطه‌ای پایان گذاشته خواهد شد، که دولت های دو طرف عزم را جزم کرده و با اراده سیاسی به تنش مرزی پایان دهند.