اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

هرچه امکانات بیشتر، آزادی بیشتر و زمان تنفس بیشتر به حزبی، گروهی، قومی یا نژادی داده شد؛ آن قوم بیشتر به دنبال چندپارچه شدن و تضاد درونی برای قدرت نمایی و یکه تاز در میدان برآمد و متضرر شد.

 

پیشترها مشخصا دو نژاد ضد و دو قوم و قبیله ی کاملا متفاوت با یکدیگر را با سوزاندن چوب های بسیار برای فتنه و با برنامه های مدون و دسیسه های روی دست، به جان یکدیگر می انداختند و خون و خون ریزی بپا می کردند.

 

امروزه با رشد دستگاه های پمپاژ تبلیغاتی و با در دست گرفتن اذهان عمومی آماده ی تحریک پذیری، دیگر نیازی به موارد فوق الذکر و انرژی فراوان نیست که هر قومی از درون با قوم خود نمی سازد و متلاشی می شود و تضعیف می گردد و در نهایت منزوی از حکومت.

 

هرچه امکانات بیشتر، اطلاعات بیشتر، آزادی بیشتر و زمان تنفس بیشتر به حزبی، گروهی، قومی با نژادی داده شد؛ آن قوم بیشتر به دنبال چندپارچه شدن و تضاد درونی و اختلاف سلیقه و لشکرکشی برای قدرت نمایی و یکه تاز در میدان برآمد و متضرر شد!

 

به عبارت دیگر در زمانی که رهبران محدود از هر قوم یا حزب نمایندگی و نظارت می کردند و راه دیگری برای بقا نبود و همه به یک منفعت مشترک و یک هدف واحد می اندیشیدند؛ چنین بلواهایی کمتر به وقوع می پیوست که برادر علیه برادر اعلام جهاد کند.

 

مشخصا می توان تظاهرات مردم بامیان علیه والی مقرر شده این ولایت و نیز اعتراضات گسترده و راهپیمایی های خشم آگین مردم دایکندی علیه والی زن گماشته شده این ولایت را برشمرد که نوعی قیام از خود علیه خود به نفع گروه های رقیب و با فرسایش قوا است.

 

محمد محقق و کریم خلیلی که پس از شهادت مرموز استاد مزاری، هزاره ها را به چند شاخه و حزب تقسیم کردند و چنددستگی را برای این قوم به ارمغان آوردند؛ نه تنها به تنهایی از پس هیولاهای نژادپرستی و قوم گرایی در حکومت برنیامدند که اندک اندک مردم ملکی را نیز از دست دادند.

 

چنین است که والی های پیشنهادی توسط این دو رهبر هزاره، برای بامیان و دایکندی توسط مردم ملکی این ولایات پس فرستاده می شود و نمایندگان این ولایات در مجلس و تنی چند از دیگر رهبران جویای قدرت و نفوذ هزاره، افکار عمومی را علیه خلیلی و محقق می شورانند.

 

البته این سوراخ های فزاینده در فضای اعتماد میان اقوام با یکدیگر که در جو مه آلود قدرت طلبی محض و تاخت و تاز بی رقیب در میدان قدرت و ثروت آمیخته شده است؛ مربوط به همه اقوامی است که سهم شان در حکومت مرکزی و در ارگ ریاست جمهوری را فدای مسایل کم اهمیت نژادی و قبیله ای کرده اند.