اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

در چند روز اخیر، بحران یمن از خبر سازترین موضع جهان و موضع گیری دفتر ریاست جمهوری افغانستان در خصوص جنگ یمن يكی از پر جنجال ترين مضمون در رسانه های افغانستان است. لازم می دانم تا برای روشن شدن آن پیچیدگی های جامعه یمن را باز کرده، بر شناخت اعضا و علاقمندان خود از بحران یمن کمک نمایم تا باشد بحران یمن باعث تشدید بحران در کشور ما نشود.

 

یمن فقیرترین کشور عربی و از جمله ده کشور فقیر دنیا است. یمن از نظر جغرافیایی در جنوب کشور عربستان موقعیت داشته و 22 ملیون تن نفوس دارد. از نظر ترکیب جمیعتی 42 در صد نفوس آن مسلمانان شیعه و ما باقی آن مسلمانان شافعی مذهب هستند. جمعیت شیعه های زیدی نزدیک به 30 درصد ( 5/6) ملیون تن را تشکیل می دهد و همچنین شیعه های اسماعیلی و 12 امامی نیز در یمن زندگی می کنند. 5 میلیون نفر از جمیعت یمن را سادات تشکیل می دهد که 90 درصد آن ها سادات حسنی و 10 درصد آن ها سادات حسينی هستند. شیعیان 12 امامی در یمن یک اقلیت کوچک و محروم بوده اما بخش زیاد آن ها نخبگان علمی _ استادان دانشگاه _ روحانیون و داکتران بسیار مطرح یمن هستند. مذهب شافعی از برادران اهل سنت اکثریت جامعه یمن را می سازد. مسلمانان شیعه و پیروان مذهب شافعی از اهل سنت دو نقطه مشترک دارند، اول: هم شیعیان و هم پیروان مذهب شافعی هردو دست باز نماز می خوانند.

 

دوم: هر دو گروه از محبان حضرت علی (ع) هستند. هرچند درجه محبت آنها شاید متفاوت باشد، از نظر سیاسی کشور یمن در سال 1750 میلادی جز قلمرو امپراطوری عثمانی گردید و در گذشته حکومت يمن در دست اميری ملقب به (امام يمن) بود كه شخصا كشور را رهبری می كرد. با سقوط حکومت عثمانی در پایان جنگ اول جهانی یمن به کنترل انگلیس در آمد و درسال 1922 یمنی ها استقلال خود را مجدد بدست آوردند. در سال 1962 نظام جمهوری در یمن بر قرار شد. و در همین سال جمال عبدالناصر (مصری) با پیاده کردن 60 هزار سرباز در یمن حکومت را از زیدی ها گرفت و طرفداران خودرا در يمن حاكم ساخت. در سال 1978 جنرال علي عبدالله صالح الحمر ، كه از شيعيان زيدی است توسط كودتا به قدرت رسيده ، ريیس جمهور يمن شد. او تا سال 2002 ريس جمهور يمن بود. هر چند علی عبدالله صالح از پيروان مذهب زيديه بود اما با مبارزان جنبش الحوثی هميشه در حال جنگ بود. اگر چه در سال 2007 ميان جنبش الحوثی و علی عبدالله صالح پيمان صلح امضا شد اما هيچ وقت اين پيمان عملي نگرديد. جنبش الحوثی در دهه 80 ميلادي به رهبري (حسين الحوثی) تشكيل شد.

 

حسين الحوثی ( نخستين رهبر مبارزان ) اصول مبارزه حوثی ها را به گونه ای تغيير داد كه تمام قبايل مربوط مذهب زيديه را متحد ساخت، از طرف ديگر آموزه های او سبب جایگزينی نگرش ضد غربی به جای عقايد افراطی مذهبي گرديد. حسين الحوثی در سال 2004 توسط دولت يمن در يک جنگ بسيار شديد و طولانی كشته شد.

 

اكنون رهبر جنبش الحوثی (عبدالملک الحوثی) است و در حال حاضر بيش از 100 هزار رزمنده را رهبری می كند. جنبش الحوثی يک گروه تروريستی نيست بلكه يک حركت سياسی و مردمی است.

 

اخيرا مبارزه الحوثی ها به خاطر افزايش قيمت مواد سوخت و فساد لجام گسيخته، حكومت (منصور هادی) شروع شد كه سرانجام باعث فرار ريیس جمهور (منصور هادی) شد و در 17 دلو 1393 شورای 5 نفری برای رياست جمهوری يمن تشكيل گرديد . عبدالملک الحوثی اكثرا يمنی ها هم از شيعيان و هم از پيروان مذهب شافعی را با خود متحد كرده، تا اكنون حركت ملی يمنی ها را رهبری می كند. ارتش، پوليس و بقايای حكومت قبلی نيز در حال حاضر متحد عبدالملک الحوثی هستند.

 

بنابراین اين حركت مردمی به رهبری عبدالملک الحوثی، يک مساله كاملا داخلی كشور يمن است. نسبت دادن اين حركت ملی به ايران يا يک كشور ديگر فكر می كنم بی انصافي نسبت به مردم يمن باشد. خاندان حاكم سعودی می خواهند، تاريخ را به عقب برده، كار جمال عبدالناصر مصری را كه 60 هزار سرباز در يمن پياده كرد و فرد مورد علاقه خود را حاكم يمن ساخت تكرار كنند. غافل از اينكه چنين كاری ممكن نيست.

 

واقعيت جهان از سال 1962 تا 2015 بسيار تغيير كرده است، بمباردمان يمن توسط خاندان حاكم سعودی و متحدان اش جز استحكام بيشتر قيام و گير افتادن خاندان حاكم سعودی در يک جنگ طولانی مردمی، نتيجه ديگر برای خاندان حاكم سعودی نخواهد داشت.

 

نه حرمين شرفين در خطر است و نه يمنی ها به فكر ورود به خاک سعودی هستند. يمنی ها مسلمان و در عين حال انسان هستند، آنها نياز به زندگی و رشد دارند. اين جنگنده های سعودی- اسرایيل و ساير متحدان سعودی است كه بر زن و بچه يمنی ها از آسمان بمب می ريزند.

 

كشور فقيری كه به سختی می تواند برای مردمش نان و ساير نيازهای بشري تهيه كند، چطور و به كدام توان می تواند به فكر فتوحات خارج مرزی بيافتد. كدام عقل سليم می تواند اين ادعای خاندان حاكم سعودي را بپديرد. اين سعودی ها هستند كه با متحد كردن چند كشور عربی می خواهند مثل جمال عبدالناصر (مصری) در اين كشور فقير و ضعيف به ميل خود رييس جمهور تعيين كنند.

 

آيا يک كشور حق دارد در كشور ديگر به زور بمباردمان رييس جمهور تعيين كند؟

 

 

امين الله ميهن يار

موضوع : اخبار