اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

جنرال جان کمبل، فرمانده نیروهای بین المللی در افغانستان گفته است: «اجازه نمی دهیم تا گروه طالبان بار دیگر به قدرت برسند.» این سخن از زبان کسی شنیده می شود که برای سال های متمادی فرمانده‏ای نیروهای بین المللی در افغانستان بوده است. نیروهای که در مدت کمتر از یک ماه توانست امارت اسلامی طالبان را سقوط دهد. سقوطی که موجب شکل گیری روزنه‏ای امید برای شهروندان افغانستان شد. پیروزی زودهنگام نیروهای بین المللی در افغانستان موجب شد که آن ها جنگ افغانستان را پایان یافته تصور نماید. مردم افغانستان نیز چنین تصوری داشتند. مردم افغانستان عمر گروه طالبان و امارت اسلامی را پایان یافته می پنداشتند. این پنداشت تا سال ۲۰۰۵ ادامه داشت. از سال ۲۰۰۵، گروه طالبان دوباره از لانه های خود بیرون شدند و حملات خود را علیه نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای بین المللی آغاز نمودند. در سال ۲۰۰۷، حملات آن ها تشدید شد.

با روی کار آمدن باراک اوباما، مبارزه با گروه طالبان تشدید شد. نیروی بیشتری از سوی اداره باراک اوباما به افغانستان فرستاده شد. افزایش نیرو اما، منجر به کاهش خشونت ها و ضعیف شدن گروه طالبان نشد. آن ها همچنان حملات خود را تشدید بخشیدند. سال ۲۰۱۴، نیروهای بین المللی مسئولیت تأمین امنیت را به نیروهای امنیتی افغانستان واگذار نمودند. با واگذاری مسئولیت های امنیتی، بخش زیادی از نیروهای بین المللی افغانستان را ترک کردند. جنگ با گروه طالبان و دیگر گروه های دهشت افکن به نیروهای امنیتی افغانستان واگذار شد. با خروج نیروهای بین المللی سطح خشونت ها نیز افزایش چشمگیری یافت. آمار کشته ها و زخمیان نیروهای نظامی و غیر نظامی بالا گرفت. به همین خاطر، سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ را سال خونین برای نیروهای امنیتی و مردم افغانستان خوانده است. اکنون مسئله این است اگر گفتگوی صلح در چند ماه دیگر نتیجه ندهد، سال ۲۰۱۶ همانند دو سال قبل خونین خواهد بود.

بعد از گذشت یک و نیم دهه، اکنون دیگر سخن بر مسئله بازگشت گروه طالبان است. گروهی که در کمتر از یک ماه شکست تحقیر آمیز را متحمل شدند. اکنون کسی سخن از پایان عمر گروه طالبان نمی زند. سخن بر سر این است که چگونه از قدرت گرفتن دوباره گروه طالبان جلوگیری نمایم. در طول یک و نیم دهه گذشته برخورد ها و رفتار های ما نسبت به گروه طالبان تغییر نموده است.

در اولین های سال های حضور نیروهای بین المللی گروه طالبان یک گروه تروریست به حساب می آمد. در سال ۲۰۱۰، این گروه دیگر تروریست یاد نمی شد. حکومت افغانستان با نام های مختلف آن ها را مخاطب قرار می داد. برادر ناراضی، گروه مخالف مسلح دولت و در آخرین مورد، مخالفان سیاسی حکومت. در همین سال، اولین جرقه های مصالحه با این گروه نیز به میان آمد. شورای عالی صلح تشکیل شد. از مجراهای مختلف تلاش شد که این گروه را به میز مذاکره بکشاند و آن ها را سهیم در قدرت نماید. اما تلاش ها پایان خوشی نداشت. گروه طالبان دست از خشونت و جنگ نکشید.

اکنون گفتگو ها شکل دیگر به خود گرفته است. چهار کشور افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین به دنبال آن است که تا نقشه راهی را ترسیم نماید که بر اساس آن گروه طالبان را به میز مذاکره بکشاند. تا هنوز سه دور از نشست های چهار جانبه برگزار شده است اما تا هنوز نقشه راه گفتگوی صلح ترسیم نشده است. در آینده نزدیک بناست که دور چهارم نشست ها در کابل برگزار شود. نشست ها در حالی برگزار شود که گروه طالبان به عنوان یک تهدید وجودی برای حکومت افغانستان مطرح شده است. در گزارش جدید سیگار/اداره بازرسی کمک های ایالات متحده آمریکا آمده است که گروه طالبان ۳۰ درصد خاک افغانستان را در کنترل دارد. قبل از این، گزارش های مبنی بر ایجاد حکومت موازی نیز شنیده می شد. قدرتمند شدن گروه طالبان تا این اندازه ریشه در عوامل مختلف داخلی و بیرونی دارد.

در سال های اول حضور جامعه جهانی در افغانستان، گروه طالبان به عنوان گروه تهدید کننده برای وجود حکومت به حساب می آمد. رفته رفته این تلقی از میان رفت. گروه طالبان دیگر تهدیدی برای بقای حکومت به شمار نمی آید. به همین خاطر، اراده سیاسی برای مبارزه با این گروه در میان نخبگان سیاسی وجود نداشت. اکنون که گروه طالبان نزدیک به ۳۰ درصد قلمرو حاکمیت حکومت مرکزی را در تصرف خود دارد، نخبگان سیاسی همچنان این گروه را تهدید کننده وجود حکومت محسوب نمی کند. وقتی گروه طالبان تهدیدی برای وجود حکومت باشد بدون شک، قواعد بازی نیز مورد تهدید است.

گروه طالبان تنها تهدید وجودی برای حکومت نیست بلکه گروه های اقلیت نیز در معرض تهدید وجودی قرار دارد. در زمان امارت اسلامی طالبان برخی گروه های اجتماعی و قومی به شدت سرکوب و منکوب و در مواردی قتل عام شدند. هزاره ها، ازبیک ها و تاجیک ها به عنوان سه گروه بزرگ قومی در چند مورد قتل عام شدند. گروه های اقلیت کوچک تر نیز از گزند گروه طالبان در امان نبودند. بنابراین، بازگشت دوباره گروه طالبان و حاکمیت امارت اسلامی تهدیدی تمام عیار برای گروه های مختلف اجتماعی در افغانستان است.

بنابراین برخورد تساهل آمیز با گروه طالبان موجب شده است که این گروه تبدیل به یک تهدید جدی برای وجود حکومت شود. اکنون زمان آن رسیده است که نوع نگاه خود را به این گروه تغییر دهیم. با توجه به اینکه این گروه در صدد ایجاد حکومت موازی در افغانستان بودند، باید تلاش شود که با این گروه به صورت جدی برخورد شود. این سخن بدین معنی نیست که حکومت دست از گفتگوی صلح بکشد. بلکه در کنار پیشبرد سیاست صلح جویانه باید برخورد نظامی شدید با این گروه صورت گیرد. این گروه کنترل ولایت کندز را به دست گرفت اما، حکومت با تأخیر زیاد بر این گروه حمله نمود. ولسوالی سنگین ولایت هلمند را مورد تهدید جدی قرار داد. دندغوری را از کنترل نیروهای حکومتی خارج نمود و اکنون بعد از تأخیر چندین ماهه حکومت در صدد تصاحب آن است. این در حالی است که گروه طالبان تجهیزات نظامی خود را در آنجا جابجا کرده بود. به همین خاطر، حکومت بعد از دو هفته جنگ قادر به بیرون راندن گروه طالبان از دند غوری نشده است. آن ها پایه های برق را تخریب نموده است و برای بازسازی آن شرط تعیین نموده است. همه این ها به خاطر سیاست حکومت در قبال این گروه است. این مسائل هم مشروعیت حکومت را کاهش می دهد و هم موجب قدرتمند شدن گروه طالبان می شود. در نهایت، این مسائل ممکن است منجر به سقوط حکومت وحدت ملی گردد. بازگشت گروه طالبان، بازگشت ظلمت و تاریکی در کشور است. راه جلوگیری امنیتی جلوه دادن این گروه است. تنها با امنیتی جلوه دادن گروه طالبان امکان سرکوب آن ممکن می گردد در غیر آن سال پیش رو، سال خونین خواهد بود و ممکن حکومت در سراشیبی سقوط قرار گیرد.

موضوع : اخبار