همه سال با فرا رسیدن فصل بهار مدارس کشور نیز رسما آغاز به کار می نمایند تا قریب به هشت میلیون دانش آموز مشغول به تحصیل در مدارس گردند.

 

سال جدید تعلیمی در حالی آغاز می شود که طی چند سال گذشته بسیاری از شاگردان مکاتب در بخش های مختلف کشور بخاطر عدم دسترسی لازم به کتاب، نبود استادان مسلکی و کمبود جاهای مناسب برای آموزش به شدت شکایت داشته اند و همچنین در مورد مقدار و نحوه پرداخت معاش معلمین نیز مسایل بسیاری به وجود آمد.

 

بر همگان روشن است که وزارت معارف یکی از زیر بنایی ترین پایه های هر کشور است زیرا پایه های فکری و اصول اعتقادی اشخاص را در آینده مشخص می نماید، ولی متاسفانه در دولت قبلی این موضوع بسیار کم اهمیت جلوه نمود.

 

در همه جای دنیا مرسوم است که وزیر معارف باید یک شخص متخصص و کارآمد و همچنین آشنا به نظام های جدید آموزشی در سراسر جهان باشد تا بتواند با یک مدیریت صحیح، آن نظامی را که برای کشور مناسب تر است جایگزین نظامهای آموزشی قدیمی نماید. ولی متاسفانه حامد کرزی در دور دوم ریاست جمهوری اش کسی را به عنوان وزیر معارف تعیین نمود و نمایندگان پارلمان تایید نمودند، که هیچ تخصص چشمگیری در زمینه این سمتش نداشت زیرا غلام فاروق وردک رشته پزشکی خوانده بود و مدتی هم در پاکستان کارمند سازمان ملل بود و پس از ورود به افغانستان در شورای وزیران مشغول کار می کرد.

 

همین انتقاد درباره خود وردک نیز وارد بود، زیرا وی نیز عملکرد وزیران قبلی این وزارتخانه را ادامه داد و به جای اینکه از افراد متخصص و کارآمد در وزارت معارف استفاده نماید، متوسل به پارت و باند بازی شد و همه دوستان و آشنایان خود را در این وزارتخانه به نان و نوایی رساند که این افراد نیز مثل خودش غیرمسلکی و غیر متخصص بودند و صرفا به این دلیل که مورد اعتماد شخص وردک بودند وارد این وزارتخانه شدند، و همین امر سبب شد که وضعیت بی سوادی در کشور همچنان اسفبار باشد.

پیشنهاد بعدی:  باز هم اشتباه عین و غین در شناخت دشمن!

 

با این توصیفات و این وضعیت اسفبار نظام آموزشی کشور که انصافا در دوران وزارت غلام فاروق وردک هیچ پیشرفتی را درک نکرد، اکنون اشرف غنی، محترم اسدالله حنیف بلخی را به عنوان نامزد وزیر وزارت معارف به پارلمان معرفی کرده است و این وظیفه ی نمایندگان است تا از وزیران طرح و برنامه و رزومه کاری بخواهند.

 

چرا که باید به این نکته توجه داشت که در حال حاضر چندین میلیون بیسواد در کشور ما وجود دارد و ما نیروی باسواد کم داریم تا بتواند به درد وضعیت آموزشی افغانستان بخورد، ولی با این وجود شاهد آن هستیم که بسیاری از تحصیل کردگان کشور زمانی که می توانند در راستای تعلیمی کشور مفید واقع شوند، با بورسیه های مختلف از کشور خارج می شوند و تجربه ثابت کرده است که اکثر این افراد پس از اتمام تحصیلات خود به کشور باز نمی گردند. پس چه کسی می خواهد به این اطفال محروم کمک آموزشی نماید؟

 

معلمین کشور نیز که بسیاری از آنان با معاش بسیار ناچیز مجبور به گذران زندگی هستند، طی تمام این سالها شاهد این مطلب بودند که همکارانشان در وزارت با سمتهای مشاور و مسوولین بلند پایه تعلیمی، حقوق های هزار دالری دریافت می نمایند ،بدون اینکه شخص رییس جمهور یا شخص وزیرمعارف به فکر تغییر این روند باشند.

 

متاسفانه وزارت معارف کشور در دوران تصدی جناب کرزی، هیچگاهی وزیر حرفه ای و لایقی را بخود ندید زیرا رییس جمهور نگرش سیاسی گونه ای به این وزارتخانه کاملا غیر سیاسی داشت. وزارتخانه ای که به هیچ عنوان نباید هیچ فرد سیاسی بر آن سیطره و تفوق داشته با دیدگاه های سیاسی خاص از منظر قومیتی خاص بدان نگریسته شد.

پیشنهاد بعدی:  همه رسم و رسوم فراموش شده نوروز

 

که امیدواریم در سال جدید تعلیمی و با حضور وزیر جدیدی که قرار است نمایندگان پارلمان به ایشان تایید صلاحیت بدهند، مشکلات شاگردان مکاتب افغانستان از لحاظ دسترسی به کتب درسی و وضعیت معاش معلمین و بهبود فضاهای آموزشی بهتر گردد.

 

البته اگر وکیل صاحبان محترم کمی به جای دالرهای آمریکایی، دغدغه ی ملی و دینی هم داشته باشند و براساس تخصص به نامزد وزیران رای اعتماد دهند نه بر حسب نفوذ و میزان دالرهای پیشنهادی.