اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

در سده بیست و یکم منابع طبیعی نقش مهم در توسعه پایدار جوامع داشته است. بسیاری از اقلام منابع طبیعی به خاطر اهمیت آن در توسعه پایدار و رشد اقتصادی از جمله کالای استراتژیک محسوب می شود. در حوزه آکادمیک و سیاست عملی بحث های تحت عنوان امنیت انرژی، ژئوپلیتیک انرژی، دیپلماسی انرژی و … مطرح شده اند. با وجود اهمیت روزافزون منابع طبیعی در جهان و کشور های منطقه اما، معادن و منابع طبیعی از مسائل کم اهمیت در افغانستان به شمار می رود. افغانستان برای سال های متمادی به خاطر بی ثباتی و منازعات خشونت آمیز قادر به بهره‏برداری از منابع طبیعی خود نبوده است و در مواردی کشور های بیرونی با استفاده از گروه های دهشت افکن و تروریست برای دست یابی به منابع طبیعی افغانستان استفاده نموده است. در دوره جدید، جامعه جهانی و حکومت افغانستان در استخراج معادن و استفاده از آن در رشد اقتصادی و بهبود زندگی عمومی ناکام بوده است. اکنون، گزارش ها می رساند که گروه های شورشی همانند گروه طالبان کنترل بیشتر بر معادن و منابع طبیعی کشور دارد و مصارف خود را با استخراج معادن به دست می آورد. دیدبان شفافیت افغانستان در تازه ترین گزارش خود آورده است که معادن افغانستان نسبت به ده سال گذشته در بد‏ترین شرایط ممکن قرار دارد. این نهاد در گزارش خود آورده است که فقدان سرمایه گذاری مانع فراروی سکتور معادن افغانستان نیست بلکه بزرگترین تهدید فراروی سکتور معادن فقدان حکومت داری و برنامه ریزی است. گزارش دیدبان شفافیت از جهت های مختلف قابل تأمل است. در این نوشتار تلاش می کنم با توجه به گزارش دیدبان شفافیت افغانستان سکتور معادن افغانستان را به بحث و بررسی بگیرم.

 

از زمان روی کار آمدن حکومت وحدت ملی اقتصاد کشور با رکود مواجه شد. سرمایه از کشور خارج شد. کارخانه جات بسته شد. پس از گذشت قریب به یکسال حکومت وحدت ملی اظهار داشت که در ماه های آینده تمرکز اصلی حکومت بر مسئله اقتصاد خواهد بود. در این بخش تلاش های صورت گرفت. اما تلاش ها بر گسترش روابط با کشور های منطقه متمرکز بود. قرارداد های تجاری و اقتصادی با کشور های منطقه از جمله پاکستان، ایران و کشور های آسیایی میانه امضا شد. با وجود همه این ها، هیچ تلاشی برای استفاده از ظرفیت های داخلی برای بهبود وضعیت اقتصادی صورت نگرفت.

 

معادن افغانستان یک ظرفیت مهم اقتصادی است. با این حال، معادن از چشم نخبگان سیاسی و سران حکومت وحدت ملی به دور مانده است. از زمان روی کار آمدن حکومت وحدت ملی قرارداد بنیادی و کار بنیادی روی معادن افغانستان صورت نگرفته است. این نشان می دهد که نخبگان سیاسی نه اهمیت معادن افغانستان را در بهبود وضعیت اقتصادی کشور درک نموده است و نه برنامه و پلان برای استفاده از معادن افغانستان برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور دارد. اشرف غنی، رئیس جمهور بخش مهم از کار هایش روی کاهش فساد در ادارات دولتی متمرکز بوده است. به صورت مشخص، اشرف غنی روی قرارداد های وزارت دفاع و وزارت داخله کشور تمرکز کرد اما وزارت قرارداد های کلان وزارت معادن افغانستان از چشم او به دور ماند. اگر فساد های کلان در قراردادی های وزارت دفاع و داخله کشور در بیش از یک دهه گذشته یک امر رایج بود. فساد در قراردادی های وزارت معدن اما کمتر از وزارت دفاع و وزارت داخله نبوده است.

 

در دوره حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان قراردادی های مهم وزارت معدن به افراد بلند پایه حکومتی واگذار شد و این مسئله زمینه فساد و سوء استفاده از معادن کشور را فراهم کرد. دقیق همین مسئله، باعث شد که برنامه های جامعه جهانی و به خصوص ایالات متحده آمریکا در ارتباط با معادن افغانستان ناکام بماند. با این حال، این مسئله هیچ گاه توجه سران حکومت وحدت ملی را به خود جلب نکرد.‏

 

اکنون اما، براساس گزارش دیدبان شفافیت افغانستان گروه های شورشی همانند گروه طالبان کنترل بیشتر بر معادن افغانستان دارد. از آنجایی که گروه های مختلف تروریستی مصارف خود را از منابع طبیعی تأمین می کند، به نظر می رسد که گزارش دیدبان شفافیت افغانستان تا حدودی زیادی درست باشد. داعش به عنوان یک گروه بنیادگرا و تروریست جدید بیشترین تجهیزات و نیازمند های خود را از منابع طبیعی تأمین می کند. کار داعش الگوی جدید برای دیگر گروه های تروریست و دهشت افکن ملی و بین المللی شد. بعد از گروه داعش گروه های دهشت افکن ملی و بین المللی زیادی تلاش نمود مصارف خود را از مجرای کنترل معادن و مناطع طبیعی تأمین نماید. جدا از این مسئله، گروه های شورشی موجود در افغانستان تا اندازه زیادی وابسته به کشور های بیرونی است. با توجه به اهمیت منابع طبیعی در رشد اقتصادی و توسعه پایدار کشور های زیادی از مجرای گروه های شورشی تلاش می ورزد تا به معادن و منابع طبیعی دست رسی پیدا نماید. با توجه به نیازمندی گروه های دهشت افکن به تجهیزات و منابع مالی و نیازمندی کشور های بیرونی به انرژی طبیعی هم جنگ در افغانستان طولانی می شود و هم رابطه گروه های شورشی با کشور های بیرونی مستحکم می گردد.

 

کنترل گروه های شورشی بر معادن کشور تأثیری بر آینده ثبات و منازعه در افغانستان می گذارد. زیرا، مهمترین مسئله برای دوام خشونت و منازعه مسلحانه دست یابی گروه های شورشی و دهشت افکن به منابع مالی است. تا زمانی که گروه شورشی به منابع مالی دست رسی دارد، خشونت و منازعه ادامه خواهد داشت. از طرف دیگر، یکی از دلایل منازعه و خشونت ثروت و منابع اقتصادی است. بنابراین، در وضعیت کنونی و بی توجهی حکومت نسبت به معادن چشم انداز آینده کشور را تیره و تاریک می سازد.

 

مهمترین و اساسی ترین کار ممکن این است که حکومت در قدم اول کنترل معادن افغانستان را در دست گیرد. دست های پیدا و پنهان افراد و گروه های مختلف را از معادن کشور کوتاه سازد. با این حال، اشتباه است اگر بپنداریم که تنها کوتاه ساختن دست گروه های شورشی از معادن کشور امکان تحول را ممکن می سازد. بلکه بخش دیگر قانونی ساختن کنترل افراد مهم حکومتی بر معادن کشور نیز هست. زیرا، این افراد به صورت انفرادی روابط را با گروه های دهشت افکن برقرار می نماید. بنابراین، قطع قرارداد های افراد مهم حکومتی در بخش معادن کشور قدم بعدی است که باید از سوی حکومت وحدت ملی برداشته شود. با این حال، تنها کنترل بر معادن کشور چاره ساز نیست. برنامه ریزی و استفاده درست از معادن مسئله دیگری است که باید جدی گرفته شود. به همان میزان که روابط تجاری و اقتصادی افغانستان با کشور های منطقه مهم است به همان میزان کنترل بر معادن، استخراج آن و استفاده بهینه از آن برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور نیز اهمیت دارد. بنابراین، کنترل شدن معادن کشور توسط گروه های شورشی منازعه را گسترش می دهد. چشم انداز امنیت کشور را تیره و تار می سازد. به همین خاطر، لازم است که سران حکومت وحدت ملی معادن کشور و نقش آن در بهبود وضعیت اقتصادی کشور را جدی بگیرد.