اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

تأمین امنیت در کشور به دلیل این که با سایر جنبه های زندگی ارتباط می گیرد، همواره از مهمترین دغدغه های ملی بوده است. امنیت در هر کشور از درجه اول اهمیت برخوردار می باشد و حجم بیشتری از بودجه هر کشور به مسایل امنیتی اختصاص پیدا می کند.

با امنیت پایه های نظام سیاسی مستحکم تر می شود و ثبات پایدار از طریق امنیت امکان پذیر می گردد. با امنیت آرامش اعضای جامعه تأمین می شود و حیات سیاسی و اجتماعی از ثبات و دوام بیشتری برخوردار می گردد. فضای اشتغال و کار و بار رونق می یابد و زمینه ای سرمایه گذاری در بخش های تجارت، تولید و صنعت برای شهروندان فراهم می گردد.

به این خاطر امنیت در اولویت سیاست های ملی قرار می گیرد و حکومت ها برای تأمین امنیت بیشتر از همه تلاش می کنند. مشروعیت حکومت و گسترش اقتدار سیاسی تنها در فضای امن امکان پذیر می شود. بدون امنیت، بنیاد نظام سیاسی سست و آسیب پذیر می شود و امنیت روانی و فیزیکی افراد جامعه برهم می خورد و فضای کار و بار و اشتغال تیره و تاریک می شود و در نهایت زندگی برای همه شهروندان تلخ و تحمل ناپذیر می گردد.

افغانستان هم به لحاظ دوره های طولانی جنگ و هم به لحاظ حجم وسیع مهاجرت مردم به کشورهای خارج، در صدر فهرست کشورهای جهان قرار گرفته است. نبود امنیت و حاکمیت فضای جنگ و خصومت، دوام زندگی را برای مردم دشوار ساخته و آنها را مجبور به ترک خانه، کاشانه و وطن شان کرده است. نزدیک به چهاردهه است که مردم افغانستان از تجربیات سخت و تلخ جنگ و آوارگی رنج می برند و خطرها، سختی ها، خسارت ها و تحقیر و توهین های زیادی را از این بابت به جان خریده اند، تا زندگی خود و خانواده شان را نجات دهند. مردم افغانستان به قدر کافی تاوان جنگ های داخلی را پرداخته اند و به این دلیل آنها بیشتر از هر کس، از پیامدهای مخرب و زیانبار جنگ آگاهی دارند.

مردم افغانستان درک کرده اند، تمام کسانی که برای امتیاز خواهی و امتیازگیری و سلطه و سیطره قومی و حزبی در کشور تلاش می کنند، به گونه ای منافع شان با منافع کشورهای بیگانه گره خورده و در راستای خواست و نظر آنها کار می کنند. مردم افغانستان فهمیده اند که امنیت اجتماعی و ثبات پایدار سیاسی، تنها در سایه تأمین حقوق برابر همه شهروندان افغانستان بدون ملاحظه  قوم، ملیت، نژاد، وابستگی های تباری و خاندانی، سمت، مذهب و گروه میسر می شود و برقراری عدالت اجتماعی مهمترین فاکتوری است که مردم افغانستان بر محور مسایل مهم ملی بسیج می کند و وحدت و همبستگی ملی را جایگزین جنگ ها و خصومت های فعلی می سازد.

توافقنامه بن، بازتاب خوبی از این درک و فهم ملی است. در این کنفرانس مشارکت فراگیر اقوام در ساختار قدرت به عنوان اولین گام برای رسیدن به عدالت در نظر گرفته شد، تا از این طریق راه برای مشارکت و سهم گیری وسیع اقوام و اقشار مختلف جامعه در تصمیم گیری های کلان حکومت باز شود و اختلافات قومی از بین برود و برابری و برادری شهروندان افغانستان در همه پروسه های ملی مد نظر قرار گیرد.

بیشتر از یک و نیم دهه است که ما از این روند سیاسی که از کنفرانس بن شروع شد، پیروی می کنیم؛ اما تا هنوز در همان گام اول گیر مانده ایم و در این مدت نتوانسته ایم در مسیر ملت سازی، تأمین حقوق شهروندی و برقراری عدالت گام های مؤثر و ارزنده ای دیگری برداریم. باید اعتراف کنیم که ما در این روند صادقانه گام برنداشته ایم. بسیاری از کسانی که از طریق جنگ و کشتار، دسیسه، نفاق افگنی و توطئه پراکنی نتوانسته بودند به اهداف انحصار طلبانه و تبعیض آمیز شان برسند و از روی ناچاری و تحت فشار جامعه جهانی موافقتنامه بن را امضاء کرده بودند، طی این سال ها همواره کوشش کرده اند تا از راههای سیاسی به اهداف سلطه طلبانه و امتیاز خواهانه خود دست پیدا کنند.

چانه زنی ها، رایزنی ها، کارشکنی ها، مخالفت ها، موافقت ها، ائتلاف ها و فشارهایی که  طی یک و نیم دهه در فضای سیاسی کشور حاکم بود، نشان می داد که رسوبات افکار برتری جویانه هنوز اذهان بسیاری از رهبران و نخبگان سیاسی ما را تحت تأثیر قرار می دهد و این افکار و ایده های ذهنی مانع می شود تا رهبران و سیاستمداران ما به دور از تبعیض و احساس برتری و امتیاز، در فضای برادری و صمیمیت، در محور منافع جمعی مردم افغانستان تصمیم بگیرند.

چیزی که در یک و نیم دهه گذشته به فراموشی سپرده شد، منافع عمومی مردم افغانستان بود. تمام تلاش ها، کوشش ها و سیاست ها بر محور منفعت قومی، سمتی و حزبی می چرخند که در نهایت به انحصار قدرت فردی و شخصی انجامیده است. این گونه مسایل روشن می سازد که هنوز تفکر ملی در نزد نخبگان سیاسی ما شکل نگرفته است و هنوز منفعت جمعی در لابلای خواسته های فردی، گروهی و قومی، نادیده گرفته شده است.

تأمین امنیت به تأمین آزادی، عدالت و برابری وابسته است. تا زمانی که عدالت، برابری و حقوق شهروندی محور تصمیم گیری ها و سیاست های ملی قرار نگیرد و همه چیز برمبنای خواسته های قومی شکل بگیرد، آرزوی امنیت در این کشور خواب و خیالی بیش نخواهد بود.

امنیت با شعار های مفت و میان تهی تأمین نمی شود. تأمین امنیت نیازمند تأسیس نهادها و سازمان های سیاسی و امنیتی است. این نهادها بایستی بر مبنای قوانین به وجود بیایند و در راستای منافع ملی فعالیت نمایند. ساختار نهادهای ملی نیز ضرورت دارد که به اساس شایسته سالاری، توانمندی های فردی و اصل مشارکت فراگیر اجتماعی شکل بگیرد. وقتی در تأسیس نهادهای امنیتی و ملی، اصل فراگیر ملی در نظر گرفته نشود، انتظار کارکرد ملی از این نهادها با منطق و عقلانیت سازگار نخواهد بود.

امنیت به استراتژی و برنامه ریزی ضرورت دارد، تا زمانی که یک استراتژی کامل و جامع در سطح عام وجود  نداشته باشد، دسترسی به امنیت ناممکن می باشد. وقتی عزم و اراده قاطع برای امنیت در سطح بالای جامعه به وجود بیاید و مطابق با اقتضائات امنیتی نهادهای امنیتی فراگیر ملی تأسیس شود و نیروهای فعال، دلسوز، کارا و متعهد به آرمان های ملی در این نهادها جابجا شوند و استراتژی و اهداف مشخص و روشن ملی وجود داشته باشد و همه بدانند که تلاش ها، فداکاری ها و جان نثاری های شان برای چه و در چه راستا بوده و در نهایت به چه نتیجه ای منجر خواهد شد؛ رویکردهای امنیتی با مؤفقیت نزدیک خواهد شد. ولی اگر بازهم امنیت دستمایه رسیدن به منفعت های شخصی و گروهی قرار گیرد، در آن صورت سخن گفتن از امنیت و اعلام آمادگی ها برای مقابله با تهدیدات دشمن هیچکدام کارساز و امید بخش نمی باشد.

موضوع : اخبار