اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

بدون شک امریکا مهمترین عامل بحران در افغانستان است و بیش تر بحران های افغانستان ناشی از حضور و فعالیت ها و اقدامات امریکا می باشد.

امریکا عامل بحران در افغانستان

پس از حضور جامعه جهانی و نیروهای خارجی به رهبری آمریکا در افغانستان و تشکیل دولت منتخب، فرصت ها و زمینه های زیادی برای افغانستان بوجود آمد که می توانست افغانستان را از بحران های موجود رهایی بخشد و این کشور را در مسیر رسیدن به رشد و شکوفایی همراهی نماید.

ولی متاسفانه به دلایل مختلفی این امر محقق نشد و دولت افغانستان نتوانست از فضا و فرصت های بوجود آمده، استفاده نماید.
حقیقت نیز همین است بدین معنا که پس از سقوط طالبان و حضور خارجی ها در افغانستان، فرصت های گوناگونی در عرصه های مختلف از جمله عرصه اقتصادی، نظامی، فرهنگی، ارتباط با کشور های منطقه و جهان و بازسازی افغانستان، برای کشور ایجاد شد. مثلا در حوزه کمک های بین المللی، میلیارد ها دلار به افغانستان سرازیر شد که اگر قسمتی از این پول های هنگفت بصورت درست، مدیریت و مصرف می شد، به راحتی می توانست بخش عظیمی از مشکلات و چالش های افغانستان را حل نماید و افغانستان را از وضعیت کنونی نجاد بخشد.
با توجه به آن چه که گفته آمد، این سئوال مطرح می شود که، چه عواملی موجب شد تا افغانستان نتواند، فضای موجود را مدیریتنماید و از فرصت های بوجود آمده کمال استفاده را ببرد؟
اگر رویداد های کشور افغانستان را در یازده سال گذشته مورد بررسی قرار دهیم به خوبی درخواهیم یافت که؛ عوامل مختلفی اعم از داخلی و خارجی مانع شد تا افغانستان نتواند در حل بحران های موجود در کشور موفق و از فضای بوجود آمده استفاده لازم را نماید و در نهایت بعنوان یک کشور پیروز و مستقل در جهان مطرح گردد. حضور خارجی ها و ناکارآمدی دولت از مهمترین عوامل عدم موفقیت افغانستان در عرصه های مختلف، به شمار میآید.
برخلافت تصور مردم، یکی از دلائل مهم و عمده ی، افزایش ناآرامی ها و عدم موفقیت افغانستان در عرصه های گوناگون، حضور آمریکا و جامعه جهانی در افغانستان می باشد. در سالهای اولیه سقوط طالبان و استقرار غربی ها، تصور عمومی آن بود که خارجی ها برای کمک و یاری افغانستان در فتح قله های موفقیت و نجات از بحران های موجود آمده است. درحالیکه سخنان آنها چیزی جز شعار نبود و با واقعیت فرسنگ ها فاصله داشت.  چه آن که کشور های خارجی در این مدت طولانی، هیچگاه بدنبال حل بحران در افغانستان نبوده اند. بدین معنا که اگر خارجی ها می خواستند، افغانستان را یاری رسانند، امروزه درکشور شاهد افزایش مشکلات و  گسترده شدن چالش ها نبودیم. بدین رهیافت می توان گفت که یکی از عوامل مهم و عمده در ارتباط با وخیم شدن اوضاع در افغانستان، وجود آمریکا و همپیمانانش در این کشور است و تا زمانی هم که خارجی ها حضور داشته باشد امیدی به بهتر شدن وضعیت در افغانستان نخواهیم بود.
چه آن که سربازان نظامی ناتو به رهبری آمریکا در همان ماه های نخست حمله به افغانستان، توانستند به سادگی حکومت مقتدر طالبان را از صحنه قدرت کنار بزنند.حال با این وجود چگونه است که آمریکا و همپیمانانش، نمی توانند جلو گروه های کوچک طالبان که در برخی از شهر های خاص مستقر هستند، را بگیرند؟ از سوی دیگر آمریکا پس از حادثه یازده سپتامبر با هدف مبارزه با تروریزم و طالبان، افغانستان را به اشغال خود در آورد ولی حالا چه شده است که آمریکا با این گروه تروریستی وارد مذاکره می شود و با پرداخت هزینه های میلیونی اقدام به ایجاد دفتر رسمی برای آنها می نماید؟ این امر درحالی صورت می پذیرد که طالبان با حفظ مواضع و سیاست های گذشته بدون اینکه  تغییری در آن ایجاد شده باشد، بر تداوم حملات تروریستی و تخریبی خود در افغانستان تاکید می ورزند که این امر علاوه بر افزایش نگرانی ها باعث بالارفتن آمار و گراف قربانیان حوادث تروریستی نیز شده است.
حال با این وجود، بخوبی می توان نتیجه گرفت که افزایش قدرت طالبان و مطرح شدن دوباره آنها بعنوان گزینه مهم و تاثیر گذار بر حل بحران در افغانستان، با منافع و سیاست های قدرت های بزرگ در ارتباط مستقیم قرار دارد. بدین معنا که وجود بحران در افغانستان، منافع آمریکا و دیگر اعضای ناتو را تامین و تداوم حضور آنها را در افغانستان توجیه و مشروعیت می بخشد. بدین ترتیب، اگر طالبان از صحنه سیاسی کنار زده شوند و صلح و امنیت به کشور باز گردد، کسانی که متحمل خسارت و زیان می شود،‌ خود آمریکاییها خواهد بود. بدین رهیافت، حذف طالباناز صحنه سیاسی عملی نخواهد بود و هرگزواشنگتن به آن رضایت نخواهد داد مگر زمانی که استراتژی آمریکا تغییر نماید و یا وجود طالبان در تضاد با منافع آنها قرار بگیرد.