اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

با چرخش قدرت و روی کار آمدن حکومت وحدت ملی تحول مهم و اساسی در سیاست خارجی افغانستان اتفاق افتاد. رئیس جمهور روابط افغانستان با کشورهای دیگر را در پنج  دسته تقسیم بندی نمود. کشورهای همسایه در اولویت قرار گرفت. بر نقش گذرگاهی افغانستان در انتقال انرژی و وصل نمودن آسیایی جنوبی به آسیایی مرکزی تأکید شد. تبدیل کردن افغانستان به گذرگاه انتقال انرژی آسیایی مرکزی به آسیایی جنوبی دارای پیامدهای مثبت و منفی برای افغانستان می باشد. در ذیل تلاش می کنم این پیامدها را توضیح دهم.

اول؛ مهمترین پیامد مثبت انتقال انرژی آسیایی مرکزی به آسیایی جنوبی از مسیر افغانستان شکل گیری همگرایی منطقه ‎ای است. در شرایط کنونی افغانستان مرکز ثقل تنش ‎ها و منازعه منافع کشورهای مختلف است. انتقال انرژی مورد نیاز کشورهای آسیایی جنوبی از مسیر افغانستان می تواند منجر به کاهش تنش و منازعه در کشور شود. این نگاه خوشبینانه است. از این طریق، حکومت مرکزی می تواند با فشار و تهدید قطع انرژی پاکستان و دیگر کشورهای آسیایی جنوبی را وادار به همگرایی و اتخاذ سیاست صلح ‎آمیز نماید. از این جهت، سیاست رئیس جمهور غنی در مورد تبدیل افغانستان به گذرگاه انتقال انرژی آسیایی مرکزی به آسیایی جنوبی پیامد مثبت را برای افغانستان به دنبال دارد. اما با این شرط که حکومت مرکزی افغانستان بتواند از آن به عنوان ابزار فشار استفاده نماید  .

این ابزار اما، در کوتاه مدت جوابگو خواهد بود. زیرا، کشورهای آسیایی جنوبی همانند هند و پاکستان از جمله کشورهای است که دارای راکتورهای هسته ‎ای است. در دراز مدت آن ‎ها می تواند از نیروی هسته ‎ایی انرژی مورد نیاز خود را استفاده نماید.

پیشنهاد بعدی:  رویای عربستان برای سرنگونی اسد

دوم؛ سرمایه ‎گذاری در افغانستان با موانع و مشکلات فراوان مواجه است. جدا از مسائل امنیتی یکی از بزرگترین موانع، فقدان زیربنا است. کمبود انرژی یکی از موارد است. انتقال انرژی آسیایی میانه بخش از انرژی مورد نیاز افغانستان را نیز می تواند تأمین کند. این گونه مشکل بزرگ زیربنایی در راستای سرمایه ‎گذاری در افغانستان برطرف می شود.

سوم؛ پیامد منفی تبدیل افغانستان به گذرگاه انتقال انرژی افزایش نارضایتی در درون جامعه افغانستان است. لازم است که هماهنگی جدی میان سیاست خارجی و سیاست داخلی صورت گیرد. برای مردم تنها تبدیل شدن افغانستان به گذرگاه انرژی مهم نیست. اکنون ما شاهد نارضایتی مردم از حکومت می باشیم. نمونه عینی آن برق ۵۰۰ کیلو ولت ترکمنستان است. حکومت در صدد آن است تا برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان را از مسیر سالنگ عبور دهد. در حالی که قبل از آن شرکت فیشنر آلمانی مسیر سمنگان-بامیان-میدان وردگ را مناسب دانسته بود. این مسئله منجر به تقابل حکومت با مردم شده است. تا هنوز مردم در هرات، غزنی، بلخ، انگلستان، آلمان و … تظاهرات نموده است و امروز در کابل، سویدن و برخی ولایت ‎ها و کشورهای دیگر نیز تظاهرات می شود. این نارضایتی اما، تنها محدود به این مورد نمی ماند. در آینده ‎ها اگر حکومت مرکزی سیاست ‎های در راستای توزیع عادلانه برق در سراسر کشور روی دست نگیرد و زمینه ‎های سرمایه ‎گذاری در کشور را فراهم نکند اعتراض ‎ها ادامه خواهد یافت.

این مسئله اما، قابل مهار است. حکومت با هماهنگی سیاست داخلی و خارجی و تدوین سیاست ‎های به منظور استفاده درست و منوط به تغییر در زندگی شهروندان بر آن فایق خواهد آمد. اما در صورت که سیاست ‎ها تبعیض ‎آمیز و ناعادلانه روی دست گرفته شود اعتراض ‎ها همچنان وجود خواهد داشت و حکومت مرکزی از سوی افکار عمومی تحت فشار خواهد بود.

پیشنهاد بعدی:  اکثر نامزدان گذشته خوبی ندارند

بنابراین، سیاست خارجی کشور در قبال انرژی و تبدیل کردن افغانستان به گذرگاه و مسیر انتقال انرژی آسیایی مرکزی به آسیایی جنوبی معقول و عقلانی به نظر می رسد. اما فقدان هماهنگی میان سیاست خارجی و داخلی باعث افزایش تنش ها و کشمکش ‎ها خواهد شد. تنش ‎ها اما، تنها به تقابل حکومت با مردم نخواهد شد و احتمال آن می رود که تنش ‎ها میان حکومت و مردم منجر به ایجاد شکاف اجتماعی میان گروه ‎های اجتماعی گردد. بنابراین، حکومت مرکزی مسئولیت دارد که هم میان سیاست خارجی و سیاست داخلی خود هماهنگی ایجاد نماید و هم سیاست ‎های عادلانه در توزیع انرژی و سیاست های در راستای استفاده درست از انرژی برای تحول در زندگی شهروندان روی دست گیرد.