از زمان خروج نیروهای بین المللی از افغانستان، ناامنی و خشونت در این کشور شدید تر گردیده و آمار تلفات نیروهای امنیتی و مردم ملکی نیز رو به افزایش نهاده است. قلمرو خشونت و جنگ گسترده تر شده و جغرافیای بیشتری را تحت تأثیر درآورده است.

با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، مخالفان مسلح به صورت جدی پیگیر سقوط نظام از راه جنگ بودند و با توجه به وضعیت نابسامان نیروهای امنیتی این امر را دور از دسترس نیز نمی دانستند؛ اما دوسال جنگ شدید فرسایشی دشمن در ولایات شمال، جنوب، شرق و غرب کشور نشان داد که سقوط نظام از طریق زور و خشونت نه در توان مخالفان مسلح می باشد و نه با خواست مردم افغانستان و جامعه جهانی همخوانی دارد، به این دلیل در شرایط فعلی امری ناممکن پنداشته می شود.

در آن زمان بسیاری از کارشناسان و مسؤلان نظامی مخالف خروج نیروهای بین المللی از افغانستان بودند و خروج نیروهای خارجی را با توجه به اوضاع شکننده امنیتی در کشور زود هنگام می دانستند. تجربه ناکام آمریکا در عراق، هشدارهای امنیتی کارشناسان را به واقعیت های امنیتی نزدیکتر جلوه می داد. به هر حال در سال ۲۰۱۴ مسؤلیت امنیت داخلی افغانستان به صورت مستقیم به نیروهای امنیتی سپرده شد. نیروهایی که تاهنوز نه از آمادگی روحی برای مبارزه تمام عیار با دشمنان بیرحم برخوردار بودند، نه آموزش های رزمی لازم را کسب کرده بودند و نه امکانات نظامی و لوجیستیکی مناسب را در اختیار داشتند.

خروج نیروهای بین المللی از افغانستان به گونه به پشت کردن جامعه بین المللی به افغانستان و شانه کردن از زیر بار مسؤلیت هایی تلقی شد که در سال ۲۰۰۱ به گردن گرفته بودند. ایجاد یک حکومت باثبات و دموکراتیک، ایجاد نهادهای قانونی، بازسازی افغانستان، تأمین امنیت و مبارزه با هراس افگنی از عمده ترین اهدافی بودند که حضور بیشتر از چهل کشور جهان را زیر چتر ایتلاف بین المللی مبارزه با تروریسم به افغانستان توجیه می کردند. اما در پایان سال ۲۰۱۴ این اهداف برآورده نشده بود. نه بازسازی رونق گرفته بود و نه نیروهای امنیتی آموزش لازم دیده بود و نه پایه های حکومت مستحکم شده بود که در برابر بادها و طوفان های سیاسی و امنیتی مقاومت کند.

پیشنهاد بعدی:  وقتی یهودی زاده، علمای اسلام را اندرز می دهد...

سال گذشته نیروهای امنیتی، دشواری ها و سختی های زیادی را تجربه کردند. اگرچه در برخی موارد مجبور به عقب نشینی از مناطق جنگی شدند؛ اما در کل اجازه ندادند که طالبان و سایر گروه های هراس افگن، امنیت را در مراکز و مناطق حساس کشور مورد تهدید قرار دهند.

با تشدید جنگ ها در افغانستان، مقامات بلندپایه پاکستان تلاش کردند تا در همکاری با افغانستان طرح مذاکره با مخالفان مسلح را دیگر باره احیا کنند. طرحی که از مدت ها به این طرف به بن بست و فراموشی سپرده شده بود. بر مبنای این طرح ابتدا مذاکرات چهارجانبه میان افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین به منظور توافق بر سر تهیه نقشه راه مذاکره و صلح آغاز شد. چهار دور این مذاکرات در اسلام آباد و کابل برگزار شد؛ اما زمانی که تصمیم گرفته شد که پاکستان تا در ماه مارچ ۲۰۱۶ نمایندگان با صلاحیت گروه های مسلح را در مذاکرات حاضر کند، گروه طالبان شدیدا در برابر این طرح موضع گرفت و مخالفت خود را با مذاکرات صلح اعلام داشت. با موضع گیری طالبان، مذاکرات چهار جانبه صلح به بن بست انجامید و آمدن فصل بهار مانند گذشته بستر و زمینه را برای شروع جنگ های بهاری آماده کرد. کشته شدن رهبری طالبان توسط آمریکا نقش تأثیر گذارتر این کشور را در مبارزه علیه طالبان برجسته تر ساخت و اکنون که برخی منابع از حمایت های بیشترآمریکا از عملیات دولتی خبر می دهد، نشان می دهد که آمریکا در رویکرد خود در قبال گروه طالبان تجدید نظر کرده است و این بدون شک نشانه خوبی برای امنیت افغانستان خواهد بود.

پیشنهاد بعدی:  نتیجه سفر به آمریکا به سود آمریکا بود تا افغانستان
موضوع : اخبار