اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

سیر تحول طالبان تا گروهی که حاکمیت افغانستان را برای چند سال در اختیار داشتند و از آن زمان تا سقوط حاکمیت شان با حمله نیروهای ناتو و مجاهدین و نابودی این گروه، و در نهایت رشد و تقویت دوباره این گروه در زمان حاکمیت دولت های انتخابی افغانستان و حضور قوی جامعه بین المللی، تاریخی دراز و پر از نکته دارد.

شکی در این نیست که تهدیدهای طالبان در یک سال اخیر جدی تر شده و خطر آن در مقابل دولت و مردم افغانستان بیشتر شده است. طالبان عملیات های سنگین و قوی ای را علیه دولت و مردم افغانستان به راه انداختند و توانستند قدرت خود را به رخ دولتمردان و افکار عامه در جهان بکشانند. حمله بر زندان غزنی، تصرف کندز، حملات انتحاری در چندین جای کابل از جمله حمله شاه شهید، حمله بر هلمند و درگیری های دوامدار در این ولایات، ناامنی سازی راههای مواصلاتی و محاکمه های صحرایی و اعدام ها و سنگسارها، در بسیاری از مناطق کشور از جمله مواردی بوده اند که طالبان توانسته اند، در حد اقل یک سال اخیر انجام بدهند و دولت و مردم را به چالش بکشانند.

برای درک بهتر موضوع رشد طالبان و تبدیل شدن آنها از یک گروه کاملا شکست خورده پس از حملات ناتو و امریکا، به گروهی که برای صلح با دولت ناز می کند و حاضر نیست تن به مذاکره و مصالحه بدهد، و به کمتر از تسلط دولت فکر نمی کند، باید به چند عامل توجه کرد.

اولین عامل دولت است. دولت افغانستان با در پیش گرفتن برنامه هایی که نه مستقیما، بلکه به صورت غیر مستقیم، به رشد گروه طالبان منجر می شد، اقدام کرد. برنامه هایی که تحت عنوان حمایت از بازگشت طالبان و … به صورت مستمر توسط دولت تمویل و تجهیز می شد، نتیجه ای جز بازگشت طالبان به صحنه جنگ نداشت. این برنامه ها اولا باعث شد تا طالبان بتوانند با خاطری آرام به افغانستان برگردند و ثانیا سنگینی حملات نظامی بر طالبان را کم کرد و سبب شد تا طالبان تحت عنوان بازگشت به زندگی صلح آمیز مصونیت لازم را پیدا کنند. دولت همین گونه، مسئله صلح را طرح کرد. مسئله ای که برای مردم افغانستان واقعا گران تمام شد. برنامه صلحی که از طرف دولت افغانستان طراحی شد، از ابتدا تا کنون نه قاعده و قانونی داشته است و نه تعریف و حد و حدودی. این صلح میلیون ها دالر را به کام خود کشید و حاصلش جز تقویت طالبان چیزی نبود. بازیگران برنامه صلح نیز به کسی پاسخگو نبوده اند. صلح باعث شد تا شماری از طالبان از زندان ها آزاد شوند، به طالبان مشروعیت داده شود، دولت برای کشانیدن طالبان به میز مذاکره امتیاز بدهد، امتیازها نیز روز به روز بیشتر شود. نتیجه این بازی صلح قدرت گیری طالبان بود.

عامل دیگر، ناهماهنگی ها و بی برنامگی های جامعه جهانی است. کشورهایی که در جنگ افغانستان حاضر بوده اند نه میان خود برنامه ای منسجمی داشته اند، و نه (همانند دولت افغانستان) تعریف مشخصی از دوست و دشمن داشته اند و نه هماهنگی لازم با دولت افغانستان. این کشورها در ناهماهنگی کامل به سر برده اند. سیر حضور جامعه جهانی در جنگ علیه طالبان تا خروج آنها از افغانستان این مدعا را کاملا تایید می کند.

عامل دیگر، زمینه های حضور تفکر افراطی و تندروانه در افغانستان و در میان بخش هایی از مردم کشور است. این تفکر زمینه حضور هر نوع افراط گرایی را در می تواند به وجود بیاورد. این زمینه سبب شده تا طالبان بتوانند از میان مردم سربازگیری کنند، بتوانند بر دولت فشار وارد کنند و بتوانند سالها در کشور حضور داشته باشند.

دولت افغانستان باید برای مبارزه با طالبان به عوامل حضور و نفوذ طالبان توجه داشته باشد، خود تعریف مشخصی از طالبان داشته باشد، برنامه هایی که طالبان را تقویت می کند را لغو کند، با کشورهای دوست خود هماهنگی لازم را داشته باشد و زمینه های افراط گرایی را در سطوح مختلف از بین ببرد.

موضوع : اخبار