اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

سازمان نظامی بین المللی ناتو، جهت مبارزه با تروریزم و تهدیدهای جدی امنیتی، در طول یک دهه وارد همکاری های عمیق نظامی با افغانستان شده است. همکاری ها در حوزه های مبارزة مستقیم با تروریستان، آموزش و تربیت افسران ارتش ملی افغانستان و کمک های مالی جهت تقویت، ساخت و سر پا نگهداشتن این نیروها بوده است.

کشته شدن سربازان نظامی کشورهای عضو ناتو در میدان های جنگ در افغانستان، موجب گردید، تا موج از مخالفت ها در افکار عمومی جوامع غربی، در برابر جنگ افغانستان شکل گیرد. افکار عمومی در کشورهای غربی عضو ناتو، خواستار خروج سربازان نظامی شان از افغانستان بوده و از این جهت سیاست مداران و دولت های غربی به شدت تحت فشار سیاسی قرار گرفتند.

از این منظر، بحث انتقال مسوولیت های امنیتی از نیروهای نظامی خارجی به نیروهای نظامی ملی مطرح گردید. با توجه به رویکرد سیاسی ارگ کابل، این بحث مورد استقبال رییس جمهور کرزی قرار گرفته و کمیتة در این مورد بکار گماشته شد، تا برنامة انتقال مسوولیت های امنیتی را به پیش برده و مدیریت کند.

در این صورت، با این که همکاران خارجی و به صورت کلی سازمان ناتو، تصمیم به پا پس کشیدن از میدان های جنگ گرفت، اما در زمینة آموزش و تربیت افسران ارتش ملی و نیز تقویت و کمک مالی به آن ها متعهد ماند. از این رهگذر، نشست های کلان بین المللی با حضور داشت سران کشورهای عضو ناتو و افغانستان برگزار گردیده و از تداوم حمایت های فنی و مالی به ارتش ملی سخن زده شد.

بدون تردید، حضور مشاورین و مربیان نظامی خارجی و کمک ها و حمایت های مالی به ارتش ملی، بدون عقد و امضای چهارچوب حقوقی و قانونی که به همکاری های دو جانبه مشروعیت بخشیده و جنبة الزام آوری داشته باشد، نیاز دارد. باید بین دو طرف سند حقوقی به امضا رسد، تا جزئیات و دورنمای همکاری های دو جانبه را مشخص و روشن کند.

با توجه به تهدیدهای جدی که از سوی تروریزم در برابر افغانستان و کشورهای غربی وجود دارد و با توجه به وضعیت نابسامان افغانستان از نظر مالی و نیز دست خالی بودن افغانستان از سلاح ها و تجهیزات سنگین، می توان گفت که همکاری سیاسی افغانستان با امریکا و مجموعة هم پیمانان اش به صورت عموم و همکاری های نظامی با آن ها، جزء هدف های استراتژیک نظام و فضای جدید است و باید باشد. اصلا روح و جوهرة نظام سیاسی کنونی چنین چیزی را متقاضی است.

افغانستان بدون همکاری های سیاسی و مالی کشورهای همکار خارجی نمی تواند سر پا بایستد و خود را حفظ کند. ارتش ملی، پولیس ملی و امنیت ملی بدون همکاری های مالی کشورهای غربی و مجموعة ناتو بیش از یک ماه تاب نخواهد آورد و حتی در صورت تداوم حمایت های مالی بدون حمایت های عملیاتی نیروهای خارجی به نظر نمی رسد که نیروهای ارتش ملی قادر به مهار نا امنی ها و حفظ وضعیت نسبتا امن کنونی باشند.

بنابراین، همکاری های سیاسی و نظامی و نیز جذب کمک های فنی و مالی ناتو، هدف کلان استراتژیک برای افغانستان است. در این صورت، مخالفت با همکاری های ناتو را روح نظام و دید استراتژیک کشور بر نمی تابد.

اصلا باید گفت که همکاری استراتژیک با ایالات متحده امریکا و سازمان بین المللی ناتو، رویکرد کلان نظام است. ساختار سیاسی به وجود آمده، چنین همکاری ها را متقاضی است و بر می تابد. از این روی، به نظر می رسد که دیدگاه های شخصی و فردی در این زمینه نباید مورد اهتمام قرار گیرد. اخلاقا خود سیاست مداران نیز، نباید دیدگاه های فردی خود را بر رویکرد و هدف استراتژیک نظام تحمیل کنند و به عبارت دیگر، دیدگاه های فردی خود را که متناقض و در تضاد با هدف های استراتژیک نظام است، به جای هدف های کلان کشور جا زنند.

در این شب و روزها از یک سو بحران و بن بست به وجود آمده از تنش های انتخاباتی خبرساز شده و همة اذهان را مشغول کرده است و از سوی دیگر، برگزاری کنفرانس ناتو در «ولز» و این که چه کسی به نمایندگی از افغانستان در این نشست شرکت کند، به صورت جدی مطرح است. آقای کرزی با هر انگیزة که دارد، بی قرار شده و برای برگزاری مراسم تحلیف رییس جمهور جدید و شرکت اش در کنفرانس مهم سازمان ناتو تاکید دارد. برخی ها بدین باور هستند که اگر تنش های انتخاباتی به نتیجه نرسیده و مسئله لاینحل باقی بماند، باید رییس جمهور کرزی در این نشست شرکت کند. برخی بر حضور هر دو نامزد اشاره می کنند و برخی هم بر حضور یک هیئت کلان سیاسی به نمایندگی از افغانستان تاکید دارند.

اما آقای کرزی تاکید می کند که دیدگاه او در مورد حضور و چگونگی همکاری نظامی کشورهای خارجی و سازمان ناتو و نیز امضای موافقت نامة امنیتی با امریکا تغییر نکرده و بر همان مواضع و دیدگاه های اش ثابت و پا برجا ایستاده است. پس بهتر است که رییس جمهور جدید در این نشست شرکت کند، تا دیدگاه های سیاسی دولت بعدی بازتاب داده شود.

با این همه، نظر این نگارش این است که، بحث همکاری های نظامی با کشورهای غربی و مجموعة ناتو، جزء هدف های استراتژیک نظام سیاسی است. اصلا روح نظام چنین همکاری و همگرایی را بر می تابد. و به عبارت دیگر، ساختار سیاسی کنونی، به سمت همکاری های نظامی با امریکا و سازمان ناتو، جهت یافته و بدون آن حفظ وضعیت کنونی و دستاوردهای بدست آمده دشوار می نماید.

در این صورت، منطقی این است که ما بدنبال برداشت ها، علایق و طرزفکر افراد و کارگزاران به ویژه افراد که در قامت رییس کشور ظاهر می شوند، نباشیم و نگردیم. زیرا نظام و ساختار سیاسی فراتر از افراد و رییس کشور بوده و ساختار سیاسی متقاضی همکاری های درازمدت با ناتو و امریکاست.

رییس جمهور کرزی به خواست و هدف استراتژیک کشور پشت پا زد. علی رغم این که خود به امضای موافقت نامه با امریکا خوش بین بوده و مقدمات آن را فراهم کرد، اما بنابر دلایل و در نظر گرفتن مصلحت های سیاسی شخصی و فردی موضع اش را یک شبه تغییر داده و مخالف صد در صدی امضای موافقت نامه و به صورت عموم ایفای نقش نظامی خارجی ها شد.

ولی اگر رییس جمهور جدید، به منافع ملی و هدف های کلان و استراتژیک کشور متعهد و پابند است، برفرض که باورهای سیاسی اش شبیه باورهای سیاسی کرزی باشد، نباید باورهای فردی و شخصی خود را بر هدف های کلان و استراتژیک کشور تحمیل نماید.