اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

یکی از دلایل افزایش ناامنی و عملیات انتحاری در افغانستان و بخصوص در مراکز مهم و حساس نظامی و سیاسی، همکاری مقامات سیاسی و امنیتی با گروه های هراس افگن می باشد. از پنج سال به این طرف بحث ستون پنجم در درون حکومت به یک بحث داغ و جنجالی تبدیل شده است. بارها برخی از رهبران سیاسی نسبت به این مسأله هشدار داده بودند. گفته می شد که سلاح و مهمات مربوط به گروه های تروریستی توسط مقامات دولتی در داخل شهر ها جابجا می شود و نیروهای انتحاری با موترهای شیشه سیاه تا محل عملیات منتقل می شوند.

دوره دوم ریاست جمهوری کرزی را می توان دوران رخوت و گسست سیاسی و تعامل بی برنامه و یکجانبه با گروه های هراس افگن نامگذاری کرد. در این دوره روند مبارزه با طالبان متوقف شده بود و حکومت با دادن امتیازات ویژه به مخالفان مسلح سعی می کرد طالبان و سایر مخالفان را به مذاکره و گفتگوهای صلح تشویق کند. در این دوره شرایطی فراهم شده بود که ارتباط با طالبان و سایر گروه های مسلح مخالف دولت، یک امتیاز و افتخار برای مقامات بلندپایه به حساب می آمد. از اینرو مقامات حکومتی هر کدام تلاش می کردند تا با طالبان رابطه خوبی داشته باشند. از والی و قوماندان امنیه گرفته تا نمایندگان پارلمان و مقامات بلندرتبه امنیتی و ملکی در صدد برقراری چنین رابطه ای بودند.

باتوجه به سیاست های ضعیف حکومت، مردم باور کرده بودند که طالبان روزی برمی گردند و به این خاطر انگیزه مخالفت و مقاومت به شدت تضعیف شده بود. در سالهای گذشته محدودیت های زیادی برای عملیات نیروهای خارجی به وجود آمد و با برجسته سازی غلو آمیز از تلفات افراد ملکی، این نیروها به اشکال مختلف در تنگناهای عملیاتی قرار می گرفت.

سیاست های مداراگونه حکومت، قدرت نظامی و سیاسی طالبان را بیش از حد برجسته ساخت و این امر نه تنها انگیزه مقابله و جنگ را در صفوف نیروهای دولتی از بین برد که طالبان را نیز به پیروزی نظامی پس از خروج نیروهای خارجی، امیدوارتر کرد. جنگ های گسترده و برنامه ریزی شده طالبان در سال گذشته و امسال نتیجه همان امیدواری هایی است که طی سالیان گذشته در میان طالبان به وجود آمده بود.

رخنه ستون پنجم در میان نیروهای امنیتی و ملکی نیز برایند سیاست های خام حکومت گذشته در قبال طالبان بود. اگرچه حکومت وحدت ملی وعده سپرده بود که با نیروهای نفوذی دشمن در ساختار نیروهای امنیتی و سایر ادارات دولتی برخورد جدی خواهد کرد، اما نتیجه عملی این وعده ها هنوز برای مردم آشکار نگردیده است و هنوز عناصر مهم تصمیم گیرنده در دستگاه دولتی به جرم رابطه با گروه های هراس افگن دستگیر و به محاکمه کشانیده نشده است. این نشان می دهد که مبارزه با ستون پنجم نیز مانند مبارزه با عوامل فساد در درون حکومت با چالش ها و تنگناهای بسیاری روبرو می باشد.

وقتی برخی رهبران سیاسی ادعا می کنند که اعلامیه طالبان در وزیر اکبرخان نوشته می شود، وقتی گفته می شود که اعضای گروه های هراس افگن آزادانه در کابل فعالیت می کنند؛ حکومت باید نسبت به این ادعاها واکنش نشان می داد؛ ولی سکوت حکومت می تواند به معنای ناتوانی او در تصفیه عوامل نفوذی در درون حکومت تعبیر و برداشت شود.

دستگیری یک مقام نظامی طالبان همراه با دو پولیس در موتر نظامی، بدون شک تنها یک مورد از هزاران واقعه از این قبیل را افشاء می کند. نفوذ دشمن در بدنه نظام یکی از خطرناکترین مسایلی است که می تواند اثرات و نتایج فداکاری های نیروهای امنیتی را کمرنگ ساخته و با فراهم سازی بسترهای عملیاتی برای دشمن، قدرت پوشالی آنها را به رخ بکشانند. حکومت باید ساختار دولت و نیروهای امنیتی را از عناصر وفادار و همکار با دشمنان پاک سازد، تا عزم و اراده جدی حکومت در مقابله با هراس افگنان به اثبات برسد و شور و انگیزه مقاومت، فداکاری و مبارزه در نیروهای امنیتی و مردم افغانستان تقویت شود.