اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

گروگانگیری مسافران بیگناه یکی از تاکتیک های جدید طالبان و سایر گروه های هراس افگن به شمار می رود که از سال گذشته بدین سو در مناطق مختلف کشور به کار گرفته می شود. سال گذشته گروگانگیری مسافران به یک معضل ملی تبدیل شده بود که هدف آن ایجاد تفرقه و نفاق میان اقوام افغانستان بود. تا هنوز دهها تن از مردم ملکی و بی گناه در جریان گروگانگیری ها کشته شده اند.

امسال نیز این تاکتیک به شکل گسترده تر از سوی رهبری جدید طالبان دنبال می شود. گروگانگیری های امسال نشان می دهد که طالبان برای ایجاد ناامنی و اثبات حضور نظامی خود از هر روش استفاده می کنند؛ اگرچه آن روش ها با اصول اسلام و ارزش های انسانی و حقوق بشری در تضاد باشد.

طالبان همواره از نام اسلام برای پیشبرد مقاصد خود بهره برده و مردم به شدت دینی و مذهبی افغانستان را با شعارهای اسلامی خویش تحت تأثیر قرار می دادند؛ اما امروز اکثریت مردم کشور با اهداف و مرام های سیاسی و ایدیولوژیکی طالبان آشنایی پیدا کرده و به آسانی فریب شعارهای طالبان را نمی خورند. از اینرو هرچه زمان می گذرد ماهیت این گروه بیشتر برای مردم آشکار می گردد و اهداف آنها روشنتر می شود. این امر سبب شده که طالبان در سیاست های خود بی باکانه تر عمل کرده و کمتر دغدغه افکار عمومی را داشته باشند.

گروگانگیری مسافران بی گناه و کشتن آنها یک امر ذاتا مذموم و ناپسند بوده و هیچ فرد، قوم و گروهی که احساس و شعور انسانی داشته باشند، این عمل غیر انسانی را تأیید نمی کنند. تکرار این عمل از سوی طالبان نشانه این است که این گروه درک کرده که دیگر قادر نیست تا خود را در پس شعارهای دینی و مردمی پنهان نگهدارند.

پیشنهاد بعدی:  رهبران حکومت در پروژه داعش شریک اند؟

طالبان اکنون تنها با حکومت و نیروهای امنیتی درگیر نیستند، این گروه با همه مردم افغانستان در تقابل قرار دارد. از اینرو برای طالبان اهداف سیاسی و نظامی مهمتر از ملاحظاتی اند که برای کسب رضایت عمومی بایستی مورد توجه قرار بگیرد. استراتژی طالبان مبتنی بر غلبه نظامی است و این گروه می خواهد از راه زور، قتل، کشتار، شکنجه و زندان بر مردم مسلط شود و بر آنها فرمان براند. اصل رضایت و مشروعیت قانونی و مردمی اندکترین اهمیتی برای این گروه ندارد.

متأسفانه دشمنی طالبان با مردم افغانستان تا هنوز در دستگاه سیاست ساز کشور، مورد توجه قرار نگرفته است. سیاست رسمی کشور تاهنوز طالبان را دشمن درجه اول به شمار نمی آورد، هنوز یک موضع روشن و واضح در رابطه با این گروه وجود ندارد. عوامل نفوذی و طرفدار طالبان در بدنه حکومت و بخصوص ساختار ارگان های امنیتی به شدت فعال بوده و در مواقع حساس به عناصر این گروه کمک می کنند.

سیاست های خشن و انعطاف ناپذیر طالبان دربرابر حکومت و مردم از یکسو و رفتار دوگانه و موضع ضعیف حکومت در برابر این گروه از سوی دیگر علاوه بر این که مذاکرات صلح را به بن کشانیده، روند مبارزه با هراس افگنان را نیز با مشکل مواجه کرده است. بدون شک تا زمانی که طالبان در صحنه های جنگ تحت فشار قرار نگیرند و از پیشروی ها و پیروزی های نظامی خود مأیوس نشوند، انتظار پیوستن آنها به مذاکرات صلح خواب و خیالی بیش نخواهد بود.

حکومت باید استراتژی جنگ و صلح را همزمان به پیش ببرد. غفلت از هر کدام آنها به امید رسیدن به صلح و ثبات واقعی در افغانستان اشتباه می باشد. نزدیک به یک دهه است که حکومت با شعار صلح، بهترین فرصت های نظامی را از دست داد؛ اما در نهایت نه تنها به صلح نرسید که دسترسی به آن را از لحاظ زمانی طولانی تر و از لحاظ فنی و سیاسی پیچیده تر کرد. ناکامی مطلق سیاست های مداراگونه حکومت در گذشته، این مسأله را روشن می سازد که حکومت بایستی در اتخاذ استراتژی جنگی خود با طالبان تجدید نظر کرده و به سیاست های شکست خورده گذشته نقطه پایان بگذارد.

موضوع : اخبار