اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

به نظر می رسد دشمن کاخ سفید در افغانستان متلاشی شده و این کشور به ادامه ی جنگ در افغانستان تمایلی ندارد زیرا به گفته ی باراک اوباما بن لادنی وجود ندارد و شبکه ی القاعده در پاکستان و افغانستان از بین رفته است. واشنگتن با آنچه که خود حضور مسوولانه می نامد قصد ندارد به صورت کامل افغانستان را ترک کند و حضور درازمدت این کشور با امضای توافقنامه ی امنیتی همچنان پابرجاست. آمریکا پس از 2014 با چه استراتژی در افغانستان حضور خواهد داشت؟ آیا حضور واشنگتن در سرزمین ما به معنای تامین ثبات خواهد بود؟

 

رحمت الله بیژن پور آگاه مسایل سیاسی در برنامه ای رسانه ای گفت: بحث منطقه و ساختار ژیوپلتیک منطقه به گونه ای است که آمریکا نمی تواند به سرعت و به آسانی کشور ما را ترک کند و به موضوع دیگری چون داعش در منطقه ی دیگری بپردازد زیرا ممکن است بازگشت به افغانستان، به یک قرن تلاش نیاز داشته باشد.

 

وی افزود: بسیاری از کارشناسان مسایل سیاسی اعتراض دارند که 13 سال پیش هیچ معنای جنگی را تداعی نمی کند. در این سال ها هیچ گاه در مقابل مناطقی که نیروهای مسلح تخریبی دشمن وجود داشت جبهه ی جنگ ساخته نشد. رشد قابلیت های اردو و تجهیزات امنیتی نیز متاسفانه به همین جهت با کاستی مواجه است. به این دلیل می توان ادعا کرد که آمریکایی ها نمی توانند به طور کامل از افغانستان خارج شوند و مردم را در این کارزار نیمه تمام و برنامه های روی دست گرفته شده را همچنان بی سرنوشت رها کنند باید این دموکراسی که تازه متولد شده و هنوز هویت آن شکل نگرفته را به سرانجام برسانند.

 

به باور بیژن پور آمریکا باید با تغییر شیوه و روش کاری در افغانستان، تعریف نوی از مفاهیم داشته باشند و افغانستان نیز خود را برای این تعریف نو آماده بسازد. اگر افغانستان نتواند تعریف نوی از موجودیت جامعه جهانی را در خاک خود به جهانیان ارایه دهد هر دو طرف به بن بست خواهند رسید. مشکل انتخابات باید گشوده شود و نظام جدید زمینه را فراهم کند تا موجودیت نیروها و استراتژی و دکترین نظامی ما در پیوند با مسایل استراتژیک بین المللی بر اساس تفاهم نامه ای که امضا خواهد شد تعریف گردد.

 

رحمت الله بیژن پور اظهار داشت: دیپلماسی سطحی که بین کشور ما و کشورهای همسایه جریان دارد ثبات ما را در منطقه تامین نمی کند. به طور مثال ما با کشوری مانند ایران که مشترکات زیادی داریم و با وجود میلیون ها مهاجر در این کشور هر ساله مواجه با مشکل می شویم. از سوی دیگر رابطه ی مرزی ما با پاکستان نیز از بین رفته است به این معنا که ما نه برای حاکمیت ارزش قایل هستیم و نه برای قدرت های آن سوی مرز. با وجود مرز تعریف ثبات و منافع سیاسی آسان است ولی متاسفانه با وجود چنین شرایطی همواره با مشکل روبرو خواهیم بود.

 

آگاه مسایل سیاسی تروریزم افغانستان را تولید این کشور ندانست و تصریح کرد: تروریزم از سوی عربستان سعودی، پاکستان و استخباراتی که در منطقه با مسایل کلان مالی بازی می کند، تولید شده است. در حقیقت کل ناامنی های موجود برخاسته از منافعی است که یا به شرکت ها مربوط است یا به شرکا.

کشورهای منطقوی برای تولید اندیشه برای این بازی قراردادهایی دارند و استخبارات کلان بیرونی تلاش می کند این بازی را ادامه بدهد. بنابراین افغانستان جغرافیای انتخابی برای تداوم این بازی است. بنابراین نمی توانیم پیش بینی کنیم که بسیار زود به ثبات می رسیم و به لحاظ ملی رشد شتابنده خواهیم داشت از سوی دیگر آمریکایی ها نیز برای این که وضعیت را و پنجاه سال انتظار خود را بیهوده از دست ندهند در منطقه باقی خواهند ماند.

 

وی با انتقاد از عملکرد حکومت فعلی، خاطرنشان ساخت: ما بعد از 13 سال اثبات کردیم که فرهنگ جابجایی یک مناسبت خوب بین افغانستان و آمریکا نامطلوب و حتی ناممکن است. از سویی متعهد شدیم که موافقتنامه ی امنیتی را امضا می کنیم و از طرف دیگر مفاد آن را به چالش کشیدیم به این معنا که نهادی در کشور بوجود نیامد که روند همبستگی افغانستان با جامعه جهانی را به درستی در نظام بین الملل تعریف کند. آمریکا در راستای منافع خود و برای ایجاد پایگاه و حضور همیشگی در منطقه نه با لشکر بلکه با رویکردهای دیگر به افغانستان آمده است. ایران، روسیه و چین نیز از کشورهای مورد توجه آمریکا است و ما نقطه ی کوچکی از این توجه می باشیم.

 

رحمت الله بیژن پور در پایان گفت: ما باید ابتدا نهادها را می ساختیم زمینه را فراهم می کردیم تا ثبات بوجود می آمد و مناسبات دیپلماتیک با همسایگان را ارتقا می دادیم. ما هنوز برای استفاده از فرصت هایی که جهان در اختیار ما گذاشته شانس داریم. ما باید تلاش کنیم حاکمیت ملی در کشور شکل گیرد و نیاز خود را به توجه جهانی نسبت به خود در برنامه های استراتژیک و منافع خود را در نظام بین الملل و منافع بین الملل را در منافع کشور تعریف نماییم.