اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

امروز افغانستان تنها عرصه رقابت کشورهای منطقه نیست. پس از سوریه و اوکراین این بار افغانستان است که به میدان رقابت قدرت های بزرگ تبدیل می شود؛ بنابراین تصمیمات حکومت باید در مطابقت با شرایط جدید سیاسی افغانستان گرفته شود.

در نیمه جوزای سال ۱۳۸۹ که به عنوان عضو جرگه مشورتی صلح در خیمه لویه جرگه حضور یافتم، نمی دانستم که پیشنهاد جرگه تا این حد از سوی حکومت افغانستان جدی پنداشته شود. در افغانستان معمولا چنین جرگه ها در مقاطع خاص به صورت فرمایشی ایجاد می شود و حلقات از قبل تعیین شده به صورت سیستماتیک در روند بحث ها و گفتگوها مداخله کرده و بر تصمیمات اعضای جرگه تأثیر می گذارد. در واقع جرگه به صورت نامریی از سوی حکومت مدیریت می شود. از اینرو فیصله های جرگه ها عموما مطابق خواست حکومت ها صورت می گیرد. در جرگه مشورتی نیز این امر مشهود بود و روند مباحثات در کمیته ها کنترل می شد و مواردی مشخصی از پیشنهادات اعضای جرگه گزینش و در جلسه روسا ارایه می گردید. در جلسه رؤسا باز مواردی خاص انتخاب می شد و در هنگام تهیه قطعنامه دست های زیادی کار می کرد تا در قطعنامه ماده های گنجانیده شود که مخالف سیاست های حکومت نباشد.

به هرحال تشکیل شورای صلح در این جرگه برای حکومت پیشنهاد شد و پس از آن با جدیت از سوی رییس جمهور دنبال گردید و سه ماه بعد این پیشنهاد جامه عمل پوشید و شورای عالی صلح با اختیارات گسترده و امکانات فوق العاده با فرمان رییس جمهور و به منظور پیشبرد روند صلح و مذاکره با مخالفان مسلح تشکیل شد؛ اما این شورا از همان آغاز با اشکالات و انتقادات جدی مردم و کارشناسان مواجه گردید. از همان آغاز پیش بینی می شد که این شورا با ساختار فرسوده و ناکارآمد خود نمی تواند کار مثبتی در زمینه صلح انجام دهد. اما باهمه انتقادها این شورا به کار خود ادامه داده و تا هنوز ملیون ها دالر از حساب دولت برای مصارف و معاشات هنگفت اعضای شورا هزینه شده است.

پیشنهاد بعدی:  تجمع دشمنان و مخالفان ایران در افغانستان!

ضعف شورا دراین بود که اولا خود این شورا تعریف درستی نداشت، معلوم نبود که این شورا یک نهاد دولتی است یا یک سازمان مستقل. ثانیا ساختار شورا مورد پسند واقع نشد. اکثر کسانی که در شورا عضویت داشتند از کارایی مطلوبی برخوردار نبودند. ثالثا برخی از کارشناسان معتقد بودند که کسانی که در شورای عالی صلح گمارده می شوند باید افراد بی طرف بوده و سابقه دشمنی و خصومت با طالبان را نداشته باشند. کسانی که در گذشته با طالبان در جنگ بوده حالا نمی توانند بانی صلح با طالبان گردند. مسأله دیگر ابهام سیاسی بود که در سیاست حکومت افغانستان وجود داشت. حکومت تعریف دقیقی از دشمنان خود نداشت. از همین رو گاهی از آنها به عنوان برادران ناراضی یاد می شد و گاه به صورت مجمل تعبیر بی شاخ و دم دشمنان را به کار می برد که مصداق آن به کلی نامعلوم بود. شواری عالی صلح نیز در طی چند سال گذشته از مخالفان یک تعریف دقیقی ارایه داده نتوانست. این شورا حتا یک استراتژی و برنامه برای صلح تدوین نتوانست و یک چارچوب فرضی برای مذاکرات صلح تعیین نکرد. از نظر مردم افغانستان این شورا جز هدر دادن پول و امتیاز دادن به مخالفان مسلح کوچکترین دستاوردی در تاریخ تشکیل خود نداشته است. با تشکیل حکومت وحدت ملی مردم امیدوار بودند که این شورا لغو شود و خود حکومت استراتژی صلح را در قالب سیاست های کلان حکومتی به پیش ببرد.

مسأله عمده این است وقتی ما معتقدیم که جنگ افغانستان ابعاد منطقه ای و حتا بین المللی دارد و مداخله و رقابت کشورهای خارجی سبب دامن زدن به ناامنی های داخلی می گردد؛ چگونه راه حل آن را در ابتکار یک شورای غیر دولتی جستجو می کنیم؟ آیا یک نهاد به تنهایی می تواند از عهده این مسؤلیت بزرگ براید؟

پیشنهاد بعدی:  حکومت خود طالب است

انتظار آن بود که حکومت بر اساس درکی که روند جنگ و ناامنی در کشور دارد و معتقد است که کار صلح و مصالحه با مخالفان باید فراتر از جغرافیای افغانستان به جریان بیفتد در باره ادامه کار شورای عالی صلح تصمیم می گرفت. امروز افغانستان تنها عرصه رقابت کشورهای منطقه نیست. پس از سوریه و اوکراین این بار افغانستان است که به میدان رقابت قدرت های بزرگ تبدیل می شود؛ بنابراین تصمیمات حکومت باید در مطابقت با شرایط جدید سیاسی افغانستان گرفته شود.