اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

افغانستان

اگر وضعیت دولت و مردم در افغانستان به صورت جداگانه به بررسی گرفته شود، دو صفحه کاملا متفاوت و متضادی از زندگی در افغانستان را به نمایش می گذارد. اگر این اختلاف ها و تفاوت ها به نمایش گذاشته  شود، شاید تصور نتوانیم که این افراد در یک جغرافیا زیست و زندگی می کنند. یک طرف هر آنچه بخواهی وسایل لوکس و تجملی، زندگی با پیشرفته ترین امکانات روز، افرادی که با سطح بالایی از اطمینان لحظه هایش را با رفاه و آرامش سپری می کنند. طرف دیگر مردمان بی نهایت مظلوم، ضعیف، درمانده، فقیر و خسته ای که از لباس کهنه و چین و چروک چهره شان می توان به غم عمیق سالیان سخت عمرشان پی برد.

طیف اول با سلطه ای که از طریق دسترسی به ابزارهای سیاسی و نظامی پیدا کرده اند، همواره تلاش می کنند، تا تمام فرصت ها و امتیازهای ملی را برای تمام اعضای فامیل شان اختصاص دهند و از این راه حفظ جایگاه سیاسی و اجتماعی شان را نسل اندر نسل تضمین نمایند.

برای این طبقه، نیازمندی های اولیه و ضروریی چون غذا، لباس، مسکن، شغل، تعلیم و صحت، معنا و مفهوم خود را از دست داده است، زیراهمه چیز را بدون کمترین تلاش به دست می آورند.

طیف دوم اما تمام کوشش شان این است که خود و اولادهای شان را از گرسنگی مطلق نجات دهند، برای اینها صرف زنده ماندن بزرگترین آرزویی است که می خواهند از آن بهره مند شوند. اینها ازهمه چیز محروم می باشند و به حقوق اساسی شان نیز دسترسی ندارند. دولت در راستای تأمین نیازمندی های اولیه این طبقه توجهی نکرده است. چرا که دولت ها در افغانستان از دل اجتماعات مردمی بر نیامده است. دولت ها طبقه جدا بافته ای است که ماهرانه رهبری و مدیریت مردم و کشور را به دست می گیرد. اعتماد میان مردم و دولت در افغانستان هیچگاه شکل واقعی و دوامدار به خود نگرفته است. اگر زمانی اندک اعتماد و خوشبینی شکل می گیرد؛ در اثر بیرحمی ها و سهل انگاری های دولت به زودی از بین می رود.

پیشنهاد بعدی:  مشکل افغانستان مشکل داخلي نيست

آزادی، برابری و عدالت هنوز هم برای اقشار وسیع مردم یک آرمان تحقق نیافته است. مردم افغانستان به معنای واقعی کلمه مظلوم هستند؛ اما این مظلومیت از سوی صاحبان قدرت درک و احساس نمی شود.

در حالی که مردم از فقر، بیکاری و صدها مشکل تعلیمی، تحصیلی، صحی، اداری و اجتماعی در رنج اند؛ دولتمردان شب و روز شان به چانه زنی های سیاسی و دستیابی به انبوه سرمایه های مادی سپری می شود. معرفی کابینه مایه امیدواری برای حل دشواری های اساسی مردم گردیده بود، ولی با زدو بندهایی که این روزها جریان دارد، این روزنه های کوچک نیز کم کم به روی شهروندان بسته می شود.

مردم معتقداند، وقتی وضعیت رقت بار اکثریت شهروندان افغانستان از سوی قدرتمداران احساس نشود و زمانی که صاحبان قدرت به خاطر امتیازگیری های شخصی و خانوادگی، مانع پیشرفت پروسه های سیاسی شوند، دیگر امیدی نسبت به کارکرد آنها باقی نمی ماند.

در این شرایط مردم به افرادی ضرورت دارند که خیر و صلاح عمومی را بر منافع شخصی و قومی ترجیح دهند و به وحدت، برابری و برادری اقوام و ملیت های افغانستان ایمان داشته باشند. افرادی که بازهم بر طبل امتیاز خواهی می کوبند و شهروندان کشور را به درجات مختلف طبقه بندی می کنند، نمی توانند دردهای کهنه این مردم را درمان کنند و راه حلی برای مشکلات این مردم جستجو کنند. امروز زمانی آن است که تفاوت های طبقاتی با هرنام و نشانی از میان برداشته شود و عدالت و برابری میان شهروندان برقرار شود. مردم تشنه عدالت اند؛ ولی نخبگان سیاسی ما اغلب نابرابری ها، خصومت ها و بی عدالتی ها را نهادمند می سازند. بی عدالتی و نابرابری همانطوری که میان اقوام افغانستان قابل قبول نیست، میان افراد این کشور نیز پذیرفتنی نمی باشد. تا زمانی که برابری و عدالت میان شهروندان افغانستان به رسمیت شناخته نشود و همه در این راستا گام برندارند، با شعارهای پوچ و بی معنی حال و روزگار این مردم بهبود نخواهد یافت.

پیشنهاد بعدی:  رییس جمهور خوب شروع کرده است