اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

در سفر نماينده ويژه سر منشي ملل متحد به افغانستان رهبران حکومت وحدت ملي تأکيد کردند که براي حل منازعات افغانستان بايد يک کنفرانس منطقه اي به ميزباني سازمان ملل متحد برگزار گردد. هدف اين درخواست مشخص است. در يک سال اخير مسايل منطقه اي در رابطه با امنيت بيش از حد پيچيده شده و سياست هاي امنيتي برخي کشورهاي منطقه در رابطه با تروريسم و تأمين امنيت منطقه اي با ابهام و پرسش هاي زيادي همراه گرديده است.

 

در اين ميان افغانستان بيش از هر کشور ديگر از سياست هاي مبهم، غيرشفاف و چند پهلوي کشورهاي منطقه آسيب مي بيند. تأثير عملي اين سياست ها را مردم افغانستان در سرزمين خودشان تجربه مي کنند. دهه هشتاد و نود ميلادي خاک افغانستان به ميدان جنگ هاي نيابتي و محل آزمايش انواع سلاح هاي سبک و سنگين کشورهاي دور و نزديک تبديل شده بود. افغان ها باهمديگر جنگ مي کردند و در برابر هم سنگر مي گرفتند و خانه هاي يکديگر را بيرحمانه تخريب مي کردند؛ اما در پشت همه اين قضايا دولت ها و استخبارات گوناگون منطقه قرار داشتند. آنها بودند که فرمان صادر مي کردند و آنها بودند که طرف جنگ ها را سازماندهي مي کردند و آنها بودند که اسلحه و مهمات توزيع مي کردند. آنها بودند که در عقب آتش جنگ و دود باروت سلاح هاي مختلف النوع، اهداف سياسي و امنيتي شان را تعقيب مي کردند.

 

افغان ها مي دانند که امنيت شان به همگرايي منطقه اي بستگي دارد و از حکومت مي خواهند که در رابطه به سياست هاي منطقه اي اش بيش از حد محتاط باشد. حکومت افغانستان نيز همواره از تقويت همکاري هاي منطقه اي سخن گفته و همواره تلاش کرده تا با همه کشورهاي منطقه بر مبناي حسن نيت و احترام متقابل رابطه برقرار نمايد. ولي با اين همه مشکلات سياسي، ايدئولوژيکي، رقابت هاي اقتصادي و اختلافات جغرافيايي مانع همگرايي منطقه اي در ارتباط با با تروريسم و امنيت منطقه اي گرديد.

 

همه مي دانند که رشد تروريسم و افراط گرايي تهديد جدي براي کل منطقه به شمار مي رود؛ با اين  حال اختلافات کشورهاي منطقه با يکديگر مانع شکل گيري سياست همساز و واحد شده است و کشورهاي منطقه نتوانسته است در رابطه با مسايل مهم و سرنوشت ساز به توافق برسند. سياست هاي پراکنده و نا سازگار در سطح منطقه سبب تقويت فعاليت هاي تروريستي و رشد افکار افراط گرايانه گرديده است. بدون شک اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند، در آينده امنيت همه کشورها در معرض خطر قرار مي گيرد و افغانستان در اثر مداخلات کشورهاي ديگر بار ديگر به پناهگاه تروريستان و جغرافياي توليد و تربيت افراط گرايان تبديل مي شود و در اين شرايط هرچند که در کوتاه مدت مردم افغانستان قرباني مي شود، اما در دراز مدت همه‌ي کشورها در آتش افراط گرايي مي سوزند. تلاش ها و سرمايه هايي که بايد در مسير امنيت، پيشرفت و توسعه به کار گرفته شود، در راه جلوگيري از افکار تندروانه به مصرف خواهد رسيد.

 

افغانستان به دليل اينکه ضعيف ترين و آسيب پذيرترين کشور در سطح منطقه به شمار مي رود و نا امني هاي موجود اين کشور را در برابر تهديدهاي باالقوه ناتوان تر ساخته است؛ بيشتر از هر کشور ديگر از ناامني ها و نا همگرايي هاي منطقه اي ضرر مي بيند.

 

جنگ و شورش هاي داخلي در افغانستان در سالهاي گذشته نيز عمدتا به دليل اختلافات داخلي نبوده است. اين اختلاف ها از سوي کشورهاي خارجي دامن زده مي شود. کليد صلح و امنيت افغانستان همين حالا در دست کشورهاي خارجي است. اگر نه حکومت افغانستان با هرنوع مذاکره با مخالفان مسلح موافقت کرده و در اين راه هزينه هاي زيادي را متقبل شده است. با وجود همه‌ي تلاش هايي که دراين راستا صورت گرفته، اما روند  صلح و مذاکره با مخالفان مسلح همواره با موانع غير قابل پيش بيني روبرو مي شود، اين نشان مي دهد که روند صلح به دست حکومت و مخالفان مسلح نيست و اراده هاي غيبي ديگري است که اين روند را مديريت مي کند.

 

حضور دوامدار کشورهاي عضو ناتو و بخصوص آمريکا در افغانستان و ناتواني آنها در آوردن امنيت و برقراري ثبات در اين کشور باعث شد که اين کشورها از ميزان حضور و نقش خود در افغانستان بکاهند و به گونه اي تلاش نمايند تا خودشان را از معضل افغانستان بيرون کنند. از سوي ديگر برخي کشورهاي ديگري که از حوادث افعانستان تأثير مي پذيرند و نگران نفوذ گروه هاي تروريستي به کشورشان هستند، از خروج نيروهاي ناتو از افغانستان بيم ناک شدند و در صدد راه حل هاي ديگري براي جلوگيري از پيشروي تروريستان به سمت کشورشان بر آمدند.

در سالهاي گذشته همه‌ي نيروها تحت عنوان ائتلاف بين المللي مبارزه با تروريسم در افغانستان کار مي کردند و کليه سياست ها نيز بر همين محور در ارتباط به افغانستان اتخاذ مي شد. سياست هايي که به هر حال در کل امنيت، ثبات و بازسازي کشور را هدف قرار داده بودند؛ اما اکنون دو قطبي شدن سوگيري هاي سياسي و تشديد رقابت هاي بين المللي و منطقه اي، نگاه ها را به مسايل افغانستان و راه حل مشکلات آن نيز متفاوت ساخته است.

 

هر کشور سعي مي کند تا منافع دراز مدت خودش را از طريق سلطه بر سياست ها و رويدادهاي افغانستان، تامين کند و هر کشور مي خواهد نقش پررنگ تري در مسايل جاري افغانستان داشته باشد. حتا برخي کشورها از تروريسم و افراطگرايي نيز براي حفاظت از منافع شان در افغانستان سود مي برند.

 

البته بنا بر قواعد و الزامات بين المللي امروز هر کشوري حق دارد تا منافعش را در کشورهاي ديگر در نظر بگيرد و سعي کند که  منافع کشورش در منطقه تامين شود؛ اما تعقيب منافع کشورها نيز با ضوابط و محدوديت هاي خاصي مواجه مي باشد. اين منافع بايد مشروع و از لحاظ قواعد بين المللي توجيه پذير باشد. کشورها نسبت به دخالت در کشورهاي ديگر دست باز ندارند که هر طوري دل شان خواست عمل کنند.

 

کشورهاي منطقه در مسايل افغانستان همانطوري که منافع خود شان را در نظر مي گيرند، بايد منافع کشور و مردم افغانستان را نيز مد نظر داشته باشند. هيچ کشوري حق ندارد که منافع نامشروع خود را در افغانستان تعقيب کند و اين حق مردم افغانستان است که در جغرافياي کشور منافع ملي شان را در اولويت قرار دهند و بر مبناي آن مناسبات خود را با کشورهاي ديگر عيار سازد.

 

افغانستان نمي تواند تاوان رقابت ها و خصومت هاي کشورهاي ديگر را بپردازد و در مسير منافع ديگران قرباني شود؛ ولي در چارچوب نظام بين الملل، حکومت افغانستان بايد منافع مشروع همه کشورهاي منطقه را در افغانستان در نظر بگيرد و يک موازنه معقول و منطقي را براي استفاده همگاني از ظرفيت هاي افغانستان، با توجه به منافع ملي اين کشور، به وجود آورد. بر اساس اين ديد اگر نماينده ملل متحد موفق شود تا از طريق رايزني با کشورهاي منطقه يک راه حل مورد قبولي را براي امنيت منطقه، مبارزه با تروريسم و ثبات افغانستان جستجو کند، بدون شک يک گام بزرگ در راستاي امنيت افغانستان و منطقه برداشته خواهد شد.