اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

ما به صورت روزمره شاهد اعترافات تکان دهنده ای هستیم، از رئیس جمهوری گرفته تا روسا و آمرین ادارات دولتی دست به اعترافاتی می زنند که در نوع خودش تکان دهنده و سخت زجر آور است. رئیس جمهوری دیروز گفت؛ هنگامی که یک پولیس در میدان جنگ جانش را از دست می‌دهد، اقارب او باید یک سال زحمت بکشد تا اسناد او را تکمیل کند و امتیازاتش را به دست آورد. او گفته است: یک قرارداد سال‌های گذشته وزارت داخله نبوده که مطابق اصول قرارداد باشد. او افزوده است: امروز باید اعتراف کنیم که قرارداد ما یک‌جانبه است. ما از قوای امنیتی و دفاعی خود سربازی، شجاعت، دلیری و شهادت می‌خواهیم، اما در بدل ما کار خود را انجام نداده‌ایم.

 

در یک تحقیق دیگر در مورد نشست های ولسی جرگه که چند روز پیش به نشر رسید، آمده است: ولسی جرگه هشتاد و پنج جلسه عمومی برگزار کرده است که از این مجموعه پنجاه و یک جلسه فاقد نصاب بوده است یعنی شصت درصد جلسات عمومی ولسی جرگه دارای نصاب نبوده، حضور نماینده گان در جلسات عمومی به طور متوسط چهل و سه درصد بوده است.

 

در گزارشی در مورد معادن افغانستان نیز که چند روز پیش به نشر رسید آمده است که اکثر قرارداد های معادن، با اساس روابط سیاسی، زور و نفوذ زورمندان در پارلمان افغانستان در حکومت افغانستان صورت گرفته و افراد زورمند در سطوح مختلف از پروسه قانونی سوء استفاده کرده و عواید بسیار کم به حکومت افغانستان داده شده است.

 

در مورد وضعیت معارف نیز گزارش ها حاکی از تخلفات و مکاتب و معلمان خیالی بوده است. سکتور صحت و دیگر بخش ها نیز وضعیت بهتری ندارند.

 

این اعترافات تکان دهنده در حالی صورت می گیرد که افغانستان، سخت ترین روزهای خود را سپری می کند، گروه های تروریستی در کمین نشسته و منتظر فرصتی هستند تا جان و مال مردم را بگیرند و حکومت را ساقط کنند، دولتمردان در گیر و دار تقسیم قدرت و چوکی هستند و شماری نیز بیرون از حلقه قدرت دولتی در تلاش برای ورود به حلقه قدرت و ثروت می باشند.

 

جالب این است که منتقدان دولت و نهادها و وزارت خانه ها، زمانی جزئی از بنیان گذاران همین ادارات بوده اند. رئیس جمهوری که از وزارت داخله انتقاد می کند، به خوبی می داند که وزارت دفاع نیز تحت اداره یک سرپرست برای بیش از یک سال قرار دارد و طبیعتا نمی تواند وضعیت بهتری داشته باشد، شماری دیگری از ادارات دولتی در مرکز و ولایات تحت سرپرست اداره می شوند، و وضع در آنها نیز نگران کننده است.

 

اعترافاتی این گونه که از زبان رئیس جمهوری و یا به تکرار از زبان رئیس اجرائیه شنیده می شود، تامل برانگیز است و بسیاری اوقات انسان را وا می دارد تا به دنبال انگیزه های این گونه اعترافات بگردد. فسادهای بزرگ، ناکارآمدی ادارات، تعصب و تبعیض، ریشه در بسیاری از اموری دارد که باید با قاطعیت با آنها مبارزه شود و در راس این مبارزه باید روسای قدرت های سه گانه باشد. بخشی از این فسادها که به انتصاب اشخاص و افراد برمی گردد، را باید در عزل و نصب ها دید. عزل و نصب هایی که بر مبنای شایستگی و لیاقت و عدالت نباشد، مطمینا اداراتی سالم و بدور از فساد را در پی نخواهد داشت.

 

مبارزه با فساد نیازمند اقدام عملی است و هر گونه سخنرانی داغ و همراه با انتقاد و گلایه و طعنه که مبتنی بر عمل نباشد، هیچگاه راه به جایی نخواهد برد. اعترافات تکان دهنده از زبان مسئولان درجه اول مملکت، دیگر نه حس ترحمی بر می انگیزد و نه حس همدردی، بلکه این موضوع را به خاطر می آورد، که مسبب این وضعیت چه کسانی هستند و چرا چنین وضعیتی ادامه می یابد، و عملا کاری برای بهبود آن نمی شود؟