اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

همه به یاد دارند که دولت افغانستان در نخستین روزهای حملات هوایی رژیم آل سعود بر یمن، ضمن اعلام حمایت از موقف عربستان سعودی در منازعات خاورمیانه، خود را ملزم به دفاع از عربستان سعودی در صورت بروز هر نوع تهدید احتمالی برای تمامیت ارضی آن کشور خواند. دولت افغانستان اگر بر همان موضع نخستین خود باقی می‌بود، باید در هنگام شلیک موشک‌های اسکاد توسط حوثی‌ها بر پایگاه‌های نظامی آل سعود، واکنش نشان می‌داد و به یاری آن کشور می‌شتافت. مگر تهدیدی خطرناک‌تر از شلیک موشک به سوی کشوری سراغ دارید؟

 

به هر صورت دولت افغانستان، بر خلاف توقع سران رژیم آل سعود، نه تنها به آن شلیک‌ها واکنش نشان نداد، بل به تازگی وزیر خارجه کشور در کنفرانس وزرای خارجه سازمان همکاری‌ کشورهای اسلامی، از مردم یمن اعلام حمایت کرده و خواهان کمک‌های بشردوستانه جامعه جهانی به آسیب‌دیدگان آن کشور گردیده است.

 

این تغییر موضع را چه می‌توان نامید و ریشه‌های آن را در کجا باید جستجو کرد؟ چطور شد که یک‌شبه دولت افغانستان آن اعلامیه پیشین‌اش را نادیده گرفت و به حمایت از مردم یمن شتافت؟

 

احتمالات

من فکر می‌کنم آنچه که در کنفرانس وزرای خارجه سازمان همکاری کشورهای اسلامی اتفاق افتاد، از دو احتمال خالی نیست: یا موضع هر دوجناح حکومت وحدت ملی است یا از تنها تیم ریاست اجرایی.

 

یک احتمال این است سخنان وزیر خارجه افغانستان بازتاب‌دهنده موضع تیم ریاست اجرایی در پیوند به بحران یمن باشد. فراموش نکنیم روزی که اشرف‌غنی احمدزی به حمایت از موقف عربستان در یمن اعلامیه صادر کرد، مسوولان رده اول تیم ریاست اجرایی به آن واکنش نشان دادند و حتی حاجی محمدمحقق سخن از تحریف فیصله شورای امنیت کشور در پیوند به بحران یمن گفت. او به صراحت گفت که در شورای امنیت، چنین فیصله‌ای صورت نگرفته است. با توجه به این‌که آقای صلاح‌الدین ربانی نیز وابستگی سیاسی به ریاست اجرایی دارد، بعید نیست که سخنان او بازتاب‌دهنده همین چنددستگی در حکومت وحدت ملی باشد اما احتمال قوی‌تر این است که این موضع‌گیری تنها بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های تیم ریاست اجرایی نه، بل موضع سران هر دوجناح حکومت وحدت ملی در پیوند به منازعات خاورمیانه باشد.

 

در این صورت، به باور من آنچه تیم ارگ را واداشته است تا در موضع افغانستان در قبال بحران یمن تجدید نظر کنند، دو چیز است: فشار افکار عمومی و تغییر شرایط سیاسی در جهان اسلام.

 

افکار عمومی

در روزهایی که دولت افغانستان، طی اعلامیه‌ای حمایت خود را از موقف عربستان در منازعات خاور میانه اعلام کرد، مردم افغانستان بگونه‌های مختلف مخالفت شان را با این تصمیم ارگ‌نشینان اعلام کردند. بسیاری‌ها در نکوهش این اقدام مقاله نوشتند و کنفرانس‌های مطبوعاتی تدویر کردند و برخی‌ها هم اعتراضات مدنی راه انداخته و دولت افغانستان را متهم به همگرایی با ارتجاع منطقه کردند.

 

دلایل مخالفت مردم افغانستان با این تصمیم خودسرانه ارگ‌نشینان واضح بود. ارگ ریاست جمهوری به‌خاطر همکاری‌های مالی سعودی با تیم تحول و تداوم در دوره انتخابات خود را مدیون آن کشور می‌دانست اما مردم افغانستان نه تنها آن کمک‌های نقدی صد میلیون دلاری را یکی از عوامل اساسی تقلب در انتخاباتی که به “انتخابات گوسفندی” شهرت یافت می‌پنداشتند، بل هم‌چنان عربستان سعودی را حامی داعش و طالب و عامل نفاق‌ها و منازعات فرقه‌ای در خاورمیانه تلقی کرده و پشتیبان اصلی و اساسی گروه‌های ارتجاعی در جهان اسلام می‌دانستند و خواهان تجدید نظر دولت افغانستان در سیاست خارجی‌اش بودند.

 

اعلام حمایت وزیر خارجه دولت افغانستان از مردم یمن، شاید نشانه تغییر موضع کشور در اثر فشار افکار عمومی باشد.

 

تمایل به ایران

دومین عاملی که می‌تواند باعث این تغییر موضع شده باشد، تقویت جایگاه ایران در منطقه و تضعیف موقعیت ترکیه و سعودی در این واپسین‌ها می‌باشد. ترکیه و سعودی را بسیاری‌ها به خاطر کمک‌های صدمیلیون دالری آل سعود به تیم انتخاباتی اشرف‌غنی احمدزی و نقش ترکیه در معرفی جنرال دوستم به عنوان معاون اول تکت انتخاباتی او، از معماران بیرونی تیم تحول و تداوم در افغانستان می‌دانند. سفرهای پی هم رییس جمهوری در نخستین روزهای حکومت وحدت ملی به عربستان و سفر رییس جمهوری ترکیه پس از پنجاه سال به افغانستان، نیز حاکی از روابط گرمی است که میان سران این تیم با آن دوکشور وجود داشت اما ترکیه، حالا ترکیه گذشته نیست. حزب عدالت و توسعه عملا شکست خورده و از بلندپروازی‌هایش مانده و تا هنوز نتوانسته حتی حکومت ایتلافی تشکیل بدهد. عربستان سعودی نیز درگیر بحران یمن شده و کم‌تر به متحدان منطقه‌ای خود می‌رسد. روزی که یکی از وکلای پارلمان افغانستان شنید که حزب عدالت و توسعه اردوغان در انتخابات پارلمانی ترکیه شکست خورده است، در نشست دوستانه‌ای گفت: “رویداد پسین ترکیه و مصروفیت عربستان در یمن، موقعیت متحدان آن دوکشور در افغانستان را دشوار خواهد ساخت و ناگزیر خواهند شد به سوی ایران تمایل پیدا کنند.

 

به نظر می‌رسد که موضع‌گیری وزیر خارجه افغانستان در کنفرانس سازمان همکاری کشورهای اسلامی، از نخستین نشانه‌های تمایل ارگ‌نشینان به ایران و پشت‌کردن به ترکیه و عربستان سعودی باشد.

 

اعاده حیثیت از افغانستان

به هر صورت، آنچه را وزیر خارجه افغانستان در کنفرانس وزرای خارجه سازمان همکاری کشورهای اسلامی در پیوند به بحران یمن گفت، می‌توان “اعاده حیثیت از افغانستان” نیز تلقی کرد. افغانستان کشوری است که نزدیک به نیم‌دهه می‌شود از تجاوز خارجی و از فعالیت‌های دهشت‌افگنانه گروه‌های تروریستی رنج می‌برد. عربستان در کنار آنکه یک کشور متجاوز بر یمن می‌باشد، همچنان حامی گروه‌های تروریستی چون داعش و طالب بوده و از افراطیت در منطقه حمایت می‌کند. بنابراین، حمایت افغانستان از موقف آل سعود در جنگ یمن، نه تنها غیراخلاقی بود، بل به حیثیت و اعتبار کشور نیز صدمه رسانده بود.

 

با سخنانی که آقای ربانی در کنفرانس وزرای خارجه کشورهای اسلامی گفت، تقریبا بگونه‌ای از افغانستان اعاده حیثیت شد. باید از این سخنان حمایت کرد.

 

 

عبدالشهید ثاقب