اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

کار کمیته گزینش در افغانستان در هاله ای از ابهام قرار دارد. از طرفی آنها آغار به کار خود را اعلام کرده اند و از طرفی، رییس جمهور این کمیته را نامشروع اعلام کرده است. اصلاحات انتخاباتی در افغانستان تبدیل به یک بن بست شده است. بن بستی که مشخص نیست آینده افغانستان را به کدام سو می برد. چه چیز انتخابات را به چنین حالتی برد و چگونه می شود از این بحران بیرون آمد؟

 

آصف آشنا آگاه امور سیاسی در برنامه «فراخبر» گفت: بحث اصلاحات انتخاباتی به بن بستی خورده است که توزیع تذکره های الکترونیکی به همان بن بست خورده است. اصلاحات انتخاباتی به همان بن بستی خورده است که انتخابات سال ۹۳ به همان بن بست خورده است.

از سال ۱۳۵۲ که نظام شاهی در افغانستان تغییر کرد و داوود خان به عنوان اولین ریس جمهور، اعلام شد، تا ه حال که حکومت وحدت ملی روی کار آمده است ما یک ثبات سیاسی داشته ایم. همیشه نسخه های موقتی روی کار آمده اند اما هیچکدام پاسخگو نبوده و نیستند. توافقنامه بن، قرارداد، گزینه و راه حلی بود که افغانستان، بر مبنای آن توافقنامه سیاسی خانه همه شهروندان باشد و نسخه ای بود که فردای افغانستان را رقم بزند. مسیری مبتنی بر ارزش های شهروندی، اصول و سازکارهای دموکراتیک، مدنی، مشروع و عادلانه برای همه باشد.

 

وی ادامه داد: متاسفانه در سیزده سال حکومت داری کرزی، این مسیر، به دلیل هراس از رفتن افغانستان به مسیر دموکراتیک و تاثیر گذار شدن شهروندان افغانستان، حق تعیین سرنوشت توسط شهروندان افغانستان آگاهانه آسیب پذیر شد. مردم افغانستان می توانند به حافظه سیزده ساله خود مراجعه کنند. تمام نهادهای منتخب مردمی و مشروع قدرت، آگاهانه تضعیف شد. در پایان کار توافقنامه کنفرانس بن، منجر به توافقنامه حکومت وحدت ملی شد. ما نتوانستیم در پایان سیزده سال حکومت داری کرزی، بر اساس دستور توافقنامه بن مفاد توافقنامه بن، را درست اجرا کنیم. در پایان کارهم کرزی این شهامت اخلاقی را نداشت که به انتخاب مردم افغانستان احترام بگذارد تا انتقال قدرت بر مبنای رای مردم افغانستان رقم بخورد. بحرانی که امروزاصلاحات انتخاباتی در آن گیر کرده است برمی گردد به نوع نگاهی که آن نگاه یک و نیم سال قبل، سامانه تقلب انتخابات سال ۹۳ را چیده است.

 

به باور آشنا، همان نگاهی که انتخابات ۹۳ را به بحران کشاند، و متوسل به کودتای تقلب شد، همان نگاه در اشرف غنی نیز وجود دارد. یعنی نوع نگاه اشرف غنی همان نگاه کرزی است. هر دو به لحاظ باور سیاسی یک نوع نگاه دارند. هر دو خودکامه هستند و هردو نوع نگاهشان به سرنوشت مردم افغانستان یکی است. هردو پشت وروی سکه تمامیت خواهی و بحران هستند. افغانستان در این روزها درد زایمان یا فاجعه دموکراسی را می کشد.

این آگاه سیاسی اضافه کرد: در این درد زایمان، دموکراسی یا به عنوان یک کودک در لحظه تولد در نتیجه این اصلاحات انتخاباتی می میرد یا متولد می شود و به پیش می رود. مسوول اصلی بحران کنونی در اصلاحات انتخاباتی و تمامی بحرانهایی که امروز افغانستان با آن مواجه است، اشرف غنی است. افغانستان از درون شبیه دیگ بخاری شده است که اشرف غنی منفذهای آن را بسته است. اگر این منفذها باز نشود به عدالت و برابری تمام شهروندان افغانستان احترام گذاشته نشود و به تفکر و نگاه تمامیت خواهی نقطه پایان گذاشته نشود، این دیگ بخار دیر یا زود منفجرمی شود و مسوولیت آن به طور مستقیم متوجه اشرف غنی است.

 

آشنا، معتقد است عدم برگزاری انتخابات پارلمانی برنامه ریزی شده برای حفظ قدرت نامشروع حکومت است و افزود: کودتای تقلب در انتخابات ۹۳ یک اتفاق تکنیکی نبود. یک بازی مهندسی شده بسیار حساب شده بود. همانطور که بن بست اصلاحات انتخاباتی امسال، یک بحث اتفاقی نیست. دستور توافقنامه سیاسی این است که بلافاصله پس از تشکیل حکومت وحدت ملی کمیسیون اصلاحات انتخاباتی شکل بگیرد و کار خود را تا این مقطع تمام کند. اگر این دستور در زمان مشخص شده اجرا می شد و اراده سیاسی برای این کار وجود می داشت، پارلمان افغانستان امروز با بحران مشروعیت مواجه نمی شد. اشرف غنی آگاهانه مشروعیت پارلمان را سلب کرد تا در افغانستان نهاد منتخب مشروع که از اراده سیاسی مردم برآمده باشد وجود نداشته باشد. دیدیم که از یک سو برای اصلاح انتخاباتی فرمان صادر کرد و از سوی دیگر میان نمایندگان لابی کرد که رای ندهند تا فرمان رد شود.

 

وی در پایان گفت: با این اوضاعی که هم اکنون حکومت و کشور دارد، مردم افغانستان به زودی منفجر می شوند. تنها راه منفجر نشدن این است که رهبران، از تمامیت خواهی و دیکتاتوری دست بردارند و مردم افغانستان شهروندان افغانستان باشند نه اقوام افغانستان. شهروندان باهم برادر و با هم برابر باشند. مردم افغانستان از سیزده سال گذشته تا به امروز ثابت کردند که دموکراسی می خواهند، دموکراسی طلب هستند، آمادگی آن را دارند و آن را بارها نشان داده اند اما همین بارها رهبران بوده اند که همه چیز را خراب کرده اند. هم برای خود و هم برای تاریخ و سیاست پیشینه ای سیاه ثبت کردند.