اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

اشرف غنی

 

 

گفته اند؛ خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران؛ از آنروست قابل استناد است که اظهارات نزدیکان مهر ورزانه و دوستانه و عاری از هر شائبه عداوت و کینه ورزی است و به همین دلیل بهترین دلیل و گواه درشناخت ماهیت فکری و شخصیتی فرد می تواند باشد. حال اگر این سند را نه دوستان که خود فرد و خانواده او عرضه کرده باشد، طبق قاعده ی اقرار عاقلان علیه خود شان بهترین دلیل است،  تردید ناپذیر خواهد بود.

مردم ما به خوبی میدانند که بعضی ها و از جمله اشرف غنی، پیش از ۲۰۰۱ شناخته شده نبودند، زیرا آنان، سهمی درجهاد و مبارزات مردم ما نداشتند  ودر ایام رنج و عسرت این سرزمین، در میکده و کلوپ های رقص امریکا و لندن و بیروت مصروف خوشگذرانی بودند؛ طبیعی هم بود که کسی آنها را نشناسد اما دریکدهه گذشته، به صورت “پوقانه وار” باد شدند و بزرگ گردیدند و به مناصب مهم رسیدند. این روند برای اشرف غنی  تا انتخابات ورقابت های تبلیغات فعلی سیر پرشتاب و صعودی داشت. این از تردستی های غرب است  باید طنز تلخ تاریخ و ظلمی بزرگ به فکر و تفکر دانست که وی دومین متفکرجهان خوانده شد، بدون اینکه حتی یک اثر و یک تئوری درعالم اندیشه عرضه کرده باشد؛ جز همین رسوایی اخیر او که نام آنرا باید “تز” فاشیستی ” تعادل قومیتی بگرام و بمبارد” گذاشت. مواضع گذشته و خصوصا اخیر او  نشان داد که چه متفکری است و غنی تا چه اندازه از فقر اندیشه رنج می برد و تنها چیزی که در او وجود ندارد، تفکر است.  اما این معجزه “مجلۀ چشم انداز” بریتانیای کبیر است که چنین متحجر حقیری را دومین “متفکر عالی” جهان( در سال ۲۰۱۳) معرفی کرده است. شاعری در وصف معجزات دول فخیمه غربی چه زیبا گفته است: از فسون غرب، غافل شوی کاین حیله ساز/ ای بسا بوزینه را در کسوت انسان کشد.

از این که بگذریم، مجموعه شناخت مردم ما از اشرف غنی به فساد مالی و کارگردانی او در فراری دادن گروهی طالبان، القاب تصنعی که اروپایی ها هدیه می کرد و یا اخیراً نظریه رسوای “تعادل قومیتی دربگرام و بمبارد” و یا بیوگرافی دروغین او خلاصه می شد که صرفا برای فریب مردم ساخته شده بود، درحالی که اینها بخش افشا شده یا خود نوشت زندگی وی است که در فضای افغانستان قابل طرح بود  اما واقعیات بزرگی را به صورت سیستماتیک سانسور کرد تا مردم اطلاع نیابند.

براساس گزارش New America Strategic Study Groups همسر اشرف غنی یک زن امریکایی لبنانی تبار به نام رولاست که از یک خانواده مسیحی بسیار مذهبی می باشد  و اشرف غنی در اواخر دهه ۱۹۷۰ زمانیکه در دانشگاه امریکایی بیروت درس می خواند با او ازدواج کرده است. رولا در مصاحبه با “سی بی اس نیوز” گفته است: “همسرش خیلی مذهبی نیست و اگر او را یک مسیحی بنامیم بهتر است تا یک مسلمان یا هرچیز دیگری که شما بگویید.” او تصریح می کند؛ “غنی زمانیکه در امریکا است اغلب با او و پسرش برای عبادت به کلیسا می رود.” تاجایی که هم اکنون عکس های حضور وی درکلیسا (۲۰۰۹)به همراه خانواده اش در کلیسای بیروت موجود است.

گفته های همسر وی نشان میدهد که هیچ باور، فرائض و اعتقادات مسلمانی در او دیده نمی شده اما عبادت او در کلیسا ترک نگردیده و این همان چیزی که رولا می گوید؛ بهتر است او را مسیحی بگوییم تا یک مسلمان یا چیز دیگر. از همین روست که نیویارک تایمز (۲۰۰۹) اشرف غنی را بحیث “تعلیم یافته ترین و غربی شده ترین نامزدان افغانستان” اعلان کرده بود. یعنی دین غربی( مسیحی)، زندگی غربی، (زن و زندگی امریکایی) و تحصیلات غربی. یکشنبه ها مقید تر از دیگر مردان غربی همراه با خانواده به کلیسا می رود و هیچ  منش مسلمانی هم در او دیده نمی شود.

تناقضات و مشی  سیاسی اشرف غنی نیز بخش مهمی از زندگی اوست که نه تنها سانسور کرد بلکه با افرادی که قاتل و بد سابقه و جنگ سالار می خواند، ائتلاف کرد.

وی در ۲۰۰۹ هم  یکی از کاندیدا ها در انتخابات دوره گذشته ریاست جمهوری افغانستان بود،‌ درآگست همان سال اشرف غنی مقاله ای در تایمز لندن، منتشر کرد و آقای کرزی را به باد انتقاد گرفت. اینکه او سیاستمداران بدسابقه (جنرال دوستم و…) را موتلفان سیاسی‌اش ساخته است. در آن یادداشت جنرال عبدالرشید دوستم را که متحد سیاسی وقت  کرزی بود، «یک قاتل شناخته شده» توصیف و کرزی را متهم به اتحاد با جنگسالاران و …. کرده بود و خطاب به دوستم گفته بود: « دپختون اصلی بچی هیچکله د دشت لیلی زلمیان چه خاورو ته پروت دی هیری نکری و خامخا دگلم جمو نه غچ اخلی»۰ یعنی بچه های پشتون، جوانانی را که در دشت لیلی کشته شدند، فراموش نکرده اند و وعده انتقام …. داده بود؛ یا درباره قوم هزاره گفته بود؛ طی یکدهه گذشته هزاره ها عقده های تاریخی خود را حل کردند. بگذریم از اینکه مشاورش جنرال طاقت چه گفت و اسماعیل یون از اعضای داخلی اتاق فکرش، چه تفکری دارد!

این نوع اظهارات تفرقه افکنانه، انتقام جویانه وعقده مندانه اشرف غنی در دور گذشته، بی ارتباط به نظریه “تعادل قومیتی او دربگرام و بمبارد”، نیست و فراری دادن یا رهاسازی بی محاکمه طالبان از زندان قندهار، بگرام و… نشان میدهد که وی از مجازات مجرمینی که اطفال، زنان و مردان بی گناه را هدف حملات تروریستی قرار داده و به زندان افتاده اند، چون که قومیت خاص دارند،  به شدت خشمگین است و اعتقاد دارد نباید  آنها زندانی شوند و نباید حمله ای علیه آنها صورت گیرد اما “دشت لیلی” دوستم، فراموش نشدنی است.

درحالی که مجرم مجرم است دوستم باشد یا ملا عمر، گلم جم یا طالبان؛ فرقی نمی کند و عدالت ایجاب مجازات می کند اما اشرف غنی فاشیستی که نه مسلمان است و نه درد افغانی دارد، طبق پالیسی امریکا، می خواهد نفرت میان اقوام افغانستان را افزایش دهد و خود را یک پشتون چند آتشه معرفی کند. اینکه گلم جمع ها فراموش ناشدنی است اما تروریست ها به دلیل پشتون بودن، بخشیدنی؛ ریشه در مزدور بودن وی دارد که تشدید تفرقه کند و نهایتاً با استفاده از احساسات قومی به قدرت برسد.

فراموش نکنیم که این موضع گیری ها و نمایشها، درس های معلم و مشاور هموطن اشرف غنی، ” جیمز کارویل” استراتژیست امریکائی است که در مبازرات انتخاباتی ریاست جمهوری دور گذشته  ۲۰۰۹ به عنوان مشاور (درواقع مدیر) رسمی او  فعالیت می کرد. درهمان زمان  اشرف غنی در یک بیانیۀ عمومی در باره کارویل گفته بود؛ “این پسر لوزیانا است که درک میکند (آنرا میشناسد). اگر شما نیواورلئان را بشناسید، افغانستان را هم می شناسید”.

نیواورلئان شهر(خانۀ) کارویل است. حال پرسش این است که “رقابت برای ریاست جمهوی افغانستان با ایده های استراتژیست امریکایی” چه معنایی می تواند باشد؟ دیگر آنکه”لوزیانا” چه شباهتی با افغانستان و مردم آن دارد که شناخت آن مساوی با شناخت افغانستان است؟ این واقعیتی که نشان میدهد او طبق یک طرح امریکایی وارد عرصه انتخابات شده و نباید متعجب شد که دیروز مسئول منصوب امریکا در “کمیسیون همآهنگی گذار افغانستان”یا همان”تحویل مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان” بود و امروز نیز قصد دارند این امریکایی – مسیحی  افغانی تبار را در بالاترین سطح سیاسی و اجرایی بر مردم افغانستان تحمیل کنند. هیچ بعید نیست، اگرامروز اقوام متدین کشور فریب شعار های این فاشیست مسیحی – امریکایی را بخورند، فردا ایده های ” تری جونز” کشیش امریکایی را عملی نسازد. همو که درسال های اخیر چندین بار اقدام به سوزاندن قرآن کرده است. آن وقت آبادی بت خانه و ویرانی مسجد کمترین اقدام او و امریکایی های گرداننده ی اوست و این بار تعادل واقعی  تخریب مساجد و اعمار کلیسا در سراسر افغانستان را عملی خواهد شد. مباد چنین روزی!

منبع: انتخابات افغانستان