اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

امروز ۲۸ اسد سال ۱۳۹۳ هجری خورشیدی، ۹۶ سال از آن روزی می گذرد که در اواخر سال ۱۲۹۷ هجری شمسی امان الله خان پس از مرگ مرموز پدرش امیر حبیب الله خان به جای او به قدرت رسید و در حالی که شمشیر برهنه ای را به کمر بسته بود در مسجد عیدگاه کابل در محضر شهروندان پایتخت، مقامات دولت و سربازان ، افغانستان را کشوری مستقل اعلام کرد و از انگلیس خواست تا استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسد.

 

استقلالی که فقط نامش را شنیده ایم و آن را در رویدادهای زمانه می بینیم. نود و شش سال گذشت، ولی هنوز هم افغانستان در حال سوختن میان آتش است. لحظه ای نیست که بمبی منفجر نشود و یکی را از آرزوهایش محروم نسازد. بیش از سی سال است که در افغانستان جنگ بوده و هست ، حال در جستجوی آن باید بود که استقلال چه معنی می دهد…

 

به اصطلاح نود و ششمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس را در حالی تجلیل می کنیم که فقر و بدبختی، آوارگی، بی خانمانی، درد و رنج و مشقت هزاران انسان بیگناه این سرزمین، علی الخصوص جوانان، سیر رو به افزایش خود را سپری می کند و حتی نمی توانیم یک انتخابات شفاف و به دور از تقلب داشته باشیم.

 

بزرگداشت سالروز استقلال افغانستان را در حالی برگزار می نماییم که نیروهای آمریکایی خود سرانه دست به هر نوع عمل جنایتکارانه ای که بخواهند می زنند و با فشار بر دولتمردان دولت قبلی و دولت آینده قصد امضای پیمانی را دارند که براساس آن سربازانشان مصونیت قضایی پیدا می کنند تا در ازای هر اقدامی حتی کشتن رییس جمهور افغانستان، تحت محاکمه در کشور ما قرار نگیرند.

 

تجاوز به حقوق زنان، خودسوزی دختران، رشد روز افزون کشت و قاچاق مواد مخدر، اختطاف اطفال، ترور، اختناق، تورم اقتصادی، فساد اداری، بالا رفتن پی هم نرخ مواد ارتزاقی و بی کنترل شدن بازار اقتصادی افغانستان، بی امنیتی سرتاسری به شمول بی امنیتی در پایتخت، شهر های بزرگ و شاهراه ها، تزلزل و پاشیدگی در اردو و پولیس، این حقیقت را دیگر کاملا در عمل به اثبات رسانیده که ابرقدرتهای جنایتکار بار دیگر نخواسته اند تا افغانستان یک کشور مستقل باشد.

 

در پاسخ به کسانی که مدعی اند وجود خارجی ها در راستای بازسازی کشور تضادی با استقلال افغانستان ندارد باید گفت: پس از گذشت قریب به یک قرن از واقعه به اصطلاح استقلال افغانستان، اکنون مردم ما می دانند که استقلال یک مفهوم است که در شرایط متفاوت معنای مختلف را برمی‌تابد. لذا این سخن هر افغانستانی است که استقلالی که مردم ما خواهان آن هستند به این معنا است که کشور ما بتواند در مدیریت درونی و در حفظ منافع و مصالح مردم و شهروندان خویش متکی به اراده و فکر و تدبیر خویشتن باشد و از سوی قدرتهای بیرونی و یا مجموعه‌های خارج از ‌آن قلمروی جغرافیایی تحت فشار قرار نداشته باشد که باید چه کند و چه نباید بکند و در یک کلام آمریکا و انگلیس و دیگران برای ما تصمیم نگیرند و رییس جمهور و پارلمان ما معاش بگیر آنها نباشند.

 

نگاه مختصری به همین دولت جدید نشان می دهد که این آمریکاییها هستند که برای ما تصمیم می گیرند. از سوی دیگر باید متذکر شد که یاد بود خاطرات جانباختگی های اجداد ما گویای این حقیقت است که بدون داشتن برنامه ملی و مردمی و نمی توان به استقلال و آزادی حقیقی دست یافت و اگر دولتمردان ما واقعا به فکر به دست آوردن استقلال افغانستان هستند باید هر لحظه مردم را در کنار خود احساس نمایند و به خاطر منافع شخصی منافع ملی خود را به بهایی اندک نفروشند و غیرت افغانستانی بودن خود را حفظ نمایند.

 

زمانی افغانستان مستقل است که بدون حضور خارجی ها، روی پای خود و بسوی به پیشرفت کامل باشد. جوانان ما آواره به ایران و پاکستان و کشورهای غربی نباشند. متخصصین این مرز و بوم از کشور خود به خاطر ناامنی و فساد بیزار نباشند. زن و مرد افغانستانی غیرت دینی و اسلامی داشته باشند نه شیفته فرهنگ برهنگی و بی بندباری کشورهای غربی. آن روز استقلال افغانستان محقق می شود که دولتمردان کشور دست از طمع کشیده و در کنار یکدیگر به فکر آبادانی کشور باشند نه به فکر پس اندازهای چند میلیون دالری برای نسل های بعدی خود.

 

این واقعیتی است که افغانستان امروز در هیچ جنبه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استقلال ندارد و دولتمردان ما بدون اجازه اربابان خارجی اجازه آب خوردن هم ندارند.

 

با این حال سعی در مستقل نشان دادن افغانستان بعد از ۹۶ سال اختلاف و سه دهه جنگ و خونریزی، به چه معنا است؟ استقلال یعنی اندیشیدن و عمل کردن بدون اتکا به دیگران.