اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

تهدیدها آگاهان و منتقدان را در کابل نشانه گرفته است. در چند روز اخیر از چند حمله به جان آگاهان سیاسی و منتقدان در کابل گزارش شده است. کابل اخیراً شاهد دو حمله به دو آگاه و فعال سیاسی بوده است. کوهستانی و وزیری این منتقدانی هستند که مورد تهدید قرار گرفتند. پیش از این هم احمد سعیدی مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت و از ناحیه سر آسیب دید. چرا منتقدان هدف قرار می گیرند و چه کسانی آنها را هدف قرار می دهند؟

 

پرتو نادری نویسنده و پژوهشگر در برنامه «فراخبر» گفت: مدتی است که موضوع ستون پنجم در رسانه های ما مطرح می شود اما هنوز یک تفاهم همگانی در رابطه با این موضوع وجود ندارد. پرسش مهم و اساسی اینجا است که وقتی این بحث تا این حد داغ و رسانه ای می شود و بیشتر شخصیت های جهادی و آگاهان سیاسی از آن حرف می زنند چرا دولت برنامه ای منظم و مشخص برای شناسایی این ستون پنجم در درون حاکمیت به راه نمی اندازد؟ اگر وجود دارد که آنها را از بین ببرد و اگر وجود ندارد به مردم افغانستان بگوید که چیزی به نام ستون پنجم درون حکومت وجود ندارد. حالا این تفکر و اندیشه میان مردم ایجاد شده است که افغانستان میدان جنگ استخباراتی شده است و بدون تردید که استخبارات کشورهای منطقه افراد خود را درون دستگاه دولت ما دارند و آنها ستون های پنجم هستند.

 

وی در خصوص حمله به احمد سعیدی بیان داشت: حالا احمد سعیدی که مورد تهدید قرار گرفته و در یک حمله جانش در خطر قرار گرفته است اظهار می کند که این کار، کار ستون پنجم است. شنیده بودم که بار اولی که آگاهان سیاسی و منتقدان تهدید به ترور شده بودند به پیش یکی از رهبران کشور رفته بودند و موضوع را مطرح کرده بودند، راه حلی که این رهبر ارایه داده بود این بوده است که در خانه ات بنشین. این سخنی بسیار ناخوشایند بود که شنیدیم. این سخن به این معنی است که دولت هیچ ارزشی برای کار این آگاهان قایل نیست و خشنود می شود که آنها کار نکنند.

 

نادری نقش ستون پنجم را در این حمله ها جدی دانسته و افزود: این بسیار مشکل است که حکم کنیم این کار، کار بیرونی ها است یا ستون پنجم های داخل حکومت اما به راحتی می شود گفت هیچ اقدام بیرونی بدون هماهنگی از درون نمی تواند به مرحله اجرا برسد و به وقوع بپیوندد. پس این تهدید ها حتی اگر برنامه ای از بیرون باشد با همکاری ستون های پنجم داخل حکومت انجام می شود.

 

به باور این پژوهشگر، علایم نشان می دهد که به گفته برخی ها روندی برای از بین بردن منتقدان ایجاد شده است. به طوریکه در یک شب بر دو آگاه و منتقد سیاسی حمله صورت می گیرد. این منتقدان اگر نمی توانند کاری عملی در ورند اصلاح انجام دهند دست کم می توانند اذهان مردم را نسبت به مسایل روشن بسازند و ممکن است همین مساله برای برخی ها خوشایند نباشد. این افراد کسانی هستند که به گونه ای به فساد و خیانت آلوده هستند و با مافیاهای درون دستگاه ارتباط دارند. این افراد از این منتقدان هراس دارند چرا که منتقدان شمشیرهای دو لبه ای هستند که با حرفهای خود علاوه بر اینکه مردم را شمشیر می کنند خود نیز شمشیر هستند. این مسوولیت دولت است که از جان، مال و ناموس منتقدان و شهروندان دفاع کند و نگذارد که در خطر باشند اما چنین کاری نمی کنند و از مسوولیت شانه خالی می کنند. متاسفانه مردم مانند رمه های گوسفند شده اند که در جای جای کشور یا سربریده می شوند و یا کشته می شوند. حالا هم نوبت به آگاهان و نخبه های سیاسی رسیده است.

 

وی در خصوص ادعای دولت مبنی بر پی گیری حمله به جان آگاهان گفت: تا زمانی که ما مطمین نشویم که کار دولت به نتیجه رسیده و تمام شهروندان در مصونیت روحی و جسمی قرار نگیرند کاری از جانب دولت صورت نگرفته است. زمانی که وزارت داخله تلاش کرده اما بهبودی در وضعیت ایجاد نکرده است نمی توانیم بگوییم کار انجام داده است. کار به معنای مشاهده نتیجه است.

 

نادری دولت های افغانستان را دولت هایی بی مسوولیت در برابر حفظ جان نخبه های سیاسی خوانده و افزود: متاسفانه در افغانستان آزادی بیان جاده ای یکطرفه است. حرفها و انتقادها مطرح می شود اما هیچ گوشی برای شنیدن آن وجود ندارد. علاوه بر اینکه گوشی برای شنیدن انتقادها وجود ندارد حالا به جایی رسیده ایم که منتقدان مورد تهدید قرار می گیرند. در زمان حاکمیت کرزی حدود صد و پنجاه خبرنگار لت و کوب و یا زندانی و یا تهدید شدند اما دولت هیچ تدبیری برای جلوگیری از این اتفاقات انجام نداد تا حداقل نشان دهد که طرفدار آزادی بیان است و جان منتقدان برایش اهمیت دارد.

 

وی در پایان گفت: اگر دولت به این مردم توجه می کرد می توانست بسیاری از مشکلات را پیش از پیش بررسی کرده و آنها را مهار کند اما متاسفانه چنین نیست و مردم هیچ اولویتی برای دولت ندارد. چیزی که برای آنها اهمیت دارد رسیدن به اهداف شخصی خود و راضی نگاه داشتن بادارانشان است حتی اگر به قیمت جان مردم و نخبه ها تمام شود.