اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

چهارسال از شهادت استاد برهان الدین ربانی می گذرد. شهید ربانی با شروع جهاد در برابر شوروی وارد عمل شد و در دوران جهاد و حاکمیت مجاهدان از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب سعی به ایجاد روابط حسنه کرد و آثار کارهای ارزشمند وی تا کنون باقی است.

 

عبدالحفیظ منصور عضو مجلس نمایندگان در برنامه «بازنگاه» پیرامون دلیل تشکیل نهضت اسلامی گفت: برای تشکیل نهضت اسلامی، سه انگیزه وجود داشت، اول، هجوم مسلحانه ای که روس ها در آسیای مرکزی داشتند. با توجه به نزدیکی که آسیای مرکزی با بدخشان داشت، استاد داستان مبارزه و جهاد و رشادت های مبارزان بخارایی را از زبان بزرگان خود می شنید و از یادآوری ظلم و بیداد آنها به خشم می آمد. دوم، به خاطر هجوم فرهنگی و فکری که مارکسیسم، نخست در جمهوری های آسیای میانه وبعد در افغانستان داشت، نهضت اسلامی را مکلف کرد که در برابر این هجوم فکری و نظامی دفاع کند. سوم، ضعف، بیچارگی و در به دری مردم افغانستان بود که به صورت دردناک مشاهده می شد. نهضت اسلامی افغانستان برای اینکه بتواند یک تحول مثبت در زندگی مردم بیاورد، افغانستان را از این حالت بسیار ناگوار بیرون بکشد و یک فضای مثبت برای مردم به وجود بیاورد ایجاد شد.

 

وی در خصوص محبوبیت نهضت اسلامی اظهار کرد: پیش از اینکه نهضت اسلامی افغانستان ابتکار تازه ای داشته باشد، ظلم، بیداد و ناروایی های دشمنان باعث این شد که حرف نهضت اسلامی افغانستان شنونده داشته باشد و ملت مسلمان افغانستان، نهضت را به عنوان یک پایگاه برای خود خود بدانند و به دور آن حلقه بزنند.

 

منصور در خصوص ضعف های دولت ربانی عنوان کرد: موضوع اهمیت سیاست و حضور در دولت مرکزی، برای اقوام مختلف و گروه های مختلف معلوم شده بود. یعنی قبل از آن، اکثر مردم ترجیح می دادند که برای طول عمر شاه، آن که در ارگ زندگی می کرد دعا کنند و میلی به پادشاهی نداشتند. دوران جهاد مردم را فوق العاده سیاسی ساخته بود و همگی خواستار این بودند که در حکومت مرکزی سهیم باشند. به این معنا که شوق حضور در سیاست فزونی گرفته بود و همگی علاقمند بودند در قدرت باشند. چیزی که کم بود و باعث فاجعه شد، کمبود علم و دانش تقسیم قدرت بود. هرکسی می خواست زیر نام قوم خودش، سهم داشته باشد اما این سهم رابه گونه ای می خواست که چیزی اضافه تر از دیگران داشته باشد. همه مردم می خواستند خود در سیاست باشند و سرنوشت خودشان را تعیین کنند اما تجربه لازم برای شرکت در سیاست و اینکه چطور در کنار هم کار بکنند و یک دولت مشترک را ایجاد کنند نداشتند.

 

وی ادامه داد: آن چیزی که باعث زمینگیر شدن دولت مجاهدین شد مستقل بودن آن بود. دولتی کاملاً مستقل که هیچ خارجی از آن حمایت نمی کرد. برخی ها معتقد هستند بزرگترین عیب دولت ربانی این بود که نتوانست کشورهایی را قانع کند که از وی حمایت کنند. به تعبیر احمدشاه مسعود، کافر و مسلمان دست به دست هم داده بودند تا این دولت را از پا براندازند.

 

این نماینده سابق نماینده مجلس در ارتباط با دلیل عدم موفقیت دولت مجاهدین گفت: مسلمان هایی که در عصر جهاد از این دولت برای پیروزی اش کمک کرده بودند مثل ایران، پاکستان، و عربستان، با پیروزی دولت مجاهدین می خواستند یک دولت مزدور و تحت الحمایه داشته باشند اما رهبران برای آزادی جنگیده بودند. آزادی افغانستان و نه برای مزدوری آن. کشورهای همسایه شمالی افغانستان ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان از بیم اینکه یک حکومت جهادی در کابل به روی قدرت آمده از خود ترسیده بودند که مبادا این جنگ و جهاد به طرف آنها صادر شود. این استقلال و عدم وابستگی مشکل بزرگی شد. دولت نتوانست حمایت دنیارا به دست بیاورد، پشیبانی را ایجاد کند و در این بحران هایی که پاکستان به طور مستقیم شکل می داد مقاومت کند. جهاد در وضعیتی پیروز شد که اتحاد شوروی تجزیه شده بود، آمریکا افغانستان را به متحد خود پاکستان سپرده بود و خود مشغول اروپای شرقی بود. در این میان پاکستان می خواست اعمال قدرت نماید و جای اتحاد شوروی را در افغانستان پر کند.

 

منصور در خصوص کارهای ارزش مند استاد ربانی عنوان کرد: استاد ربانی وقتی خط مصالح ملی تعیین می شد سرسخت تر از هر کسی بود. اینکه وی مقاومت را سازمان داد نه تنها در افغانستان یک کار بی سابقه بود و هست که در منطقه بی سابقه بود. ایشان برای اولین بار در تاریخ افغانستان مشروعیت را با خود آوردند. یعنی قبل از آن، در تاریخ افغانستان مشروعیت سیاسی و حکومت داری با ارگ ریاست جمهوری بود. هرکه در ارگ بود مشروع بود بیرون از ارگ که میرفت نامشروع بود و روحیه خود را از دست می داد. این استاد ربانی بود که با زبان نرم خود در هر جایی که نشست گفت: همین جا تخت من است و من در همین جا حکومت مشروع هستم. مناسبات دیپلماتیک خود را حفظ کرد، در کنفرانس ها شرکت کرد و یا نماینده فرستاد.

 

وی در ارتباط با نقش استاد ربانی در تشکیل و ادامه حکومت انتقالی اظهار کرد: اگر اراده اولیه نبود مقاومتی شکل نمی گرفت، اجماع بعدی هم که آمد و باعث سقوط طالبان درکابل شد شکل نمی گرفت. مهم تراز همه استاد ربانی با توجه به قدرت و محبوبیتی که در سراسر افغانستان داشت، باعث شد که پای جامعه جهانی به افغانستان کشانده شود، آنها علیه تروریزم مبارزه کنند و در ساختن افغانستان نو سهم بگیرند. وی همیشه در این مورد تلاش بسیار می کرد.

 

منصور در پایان گفت: وی ابتدا در شکل دهی مقاومت، دوم، در براندازی طالبان، سوم، در قبول فیصله های کنفرانس های بین المللی، چهارم اینکه هیچ وقت به عنوان یک اپوزیسیون ویرانگر نبود. در کنار دولت قرار گرفت و مشورتهای ملی ای به دولت داد که در تاریخ افغانستان مشاهده نمی شود. اینها است که استاد ربانی را فراتر از یک رهبر جهادی می سازد.

موضوع : اخبار