اگر در ۸ ثور ۱۳۵۷ مجاهدان در راس و صدر قوا و نظام افغانستان بودند و توانستند بلوک شرق را به زانو درآورند اینک در کجای حکومت وحدت ملی ایستاده اند؟ در ۸ ثور ۱۳۹۴ چه چیزی از مجاهدان سالیان جنگ و جهاد باقی مانده است؟

 

هر سال دریغ از پارسال حکایت مجاهدانی است که این روزها به هر ریسمانی چنگ می اندازند تا تتمه و ته مانده ی اقتدار و غرور آن سال ها را زنده نگه دارند؛ سران وقت حکومت در کمال بی اعتنایی به دستاوردهای جهاد، بر طبل لطمات و آثار سوء آن سالها می کوبند.

 

در مصداق بارز این مدعا، می توان نیم نگاهی گذرا داشت به غیاب اشرف غنی در سالروز پیروزی انقلاب افغانستان که رییس جمهور دهلی نو را به فضای مسموم و آلوده کابل ترجیح داد.

 

این سال ها تجلیل و بزرگداشت و گرامیداشت و نکوداشت و امثالهم از سالروز انقلاب افغانستان و پیروزی مجاهدان بر ارتش سرخ، صرفا دستمایه ستون های گزارش مطبوعات و رسانه ها و نیز دستمایه برخی نهادهای مدنی با جوانان فارغ از ارزش جنگ و جهاد است و بس!

 

این روزها و این سال ها از ۷ و ۸ ثور با هم و در کنار هم به گونه ای یاد می شود که یعنی ما به همان میزان که از مجاهدان در برابر شوروی و کمونیست ها دستاورد داشته ایم از دست داده ایم؛ یعنی چیزی برای بالیدن و افتخار به جنگ سالاران جنایت پیشه وجود ندارد.

 

با این اوصاف می توان اینگونه تفسیر کرد که از مجاهدان تنها یک لنگی باقی مانده است؛ اگر برخی رهبران جهادی از جمله برهان الدین ربانی، احمد شاه مسعود و عبدالعلی مزاری در اوج محبوبیت و خوشنامی شهید شدند بسیاری دیگر…

پیشنهاد بعدی:  چرا حکومت مجاهدین موفق نشد؟

 

بسیاری دیگر از رهبران به اصطلاح جهادی هم اکنون برای بقا می جنگند و هر دم به تفاهمنامه ای یا تابعیتی یا امتیازی یا زدوبندی روی می آورند تا صرفا حرف خود را به گوش حکومت برسانند که ما هنوز هستیم و اگر در ارگ پلو می خورید و در اروپا چکر می زنید به لطف رشادت های ما است.

 

قضاوت با شما…

موضوع : اخبار