اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

کشور ما در چند دهه اخیر چنان آسیب پذیر شده است که گرگ های فراوانی در لباس گوسفند به کشور سرازیر کرده شدند و هر لحظه حلقه مشکلات را بر هموطنان بیچاره ما تنگ تر می کنند. اگر دشمنان کشور را مستقیماً با استفاده از ابزار های مختلف زیر فشار قرار می دهند اشخاصی نظیر سعید منصور حیثیت ستون پنجم را در کشور ایفا می کنند و چنان ماهرانه عمل می کنند که گویی زیر پای آنها مورچه اذیت نمی شود اما در عمل همچو موریانه بدنه نظام نیم بند کشور را چنان تخریب می کنند که اصلا در ذهن بسیاری ها خطور هم نمی کند.

 

اما این سعید منصور کیست و چه وقت دکتور شد؟ سعید منصور از باشندگان ولسوالی شینواری (قبلا علاقه داری) دره غوربند ولایت پروان است. چون خانواده اش در افغانستان بود در مدارس مختلف پیشاور که ظاهراً توسط شیخ های خلیجی تمویل می شد از دیر زمانی امرار معاش و زندگی می کرد. ظاهراً خنده روی و خوش برخورد است اما در عمل زیر بر است و همواره در کاسه وی نیم کاسه ای وجود می داشته باشد.

 

چنانچه ذکر کردم خانواده و خانه اقارب نزدیک وی در پیشاور نبود تعطیلات را در مدرسه می گذشتاند. وی در نهاد تعلیمی که بنام کلیه الموفق بود با بنده صنفی بود و سعی می کردم تا ایام عید را با بنده در خانه بگذراند. کلیه الموفق حیثیت یک انستیوت را داشت که ظاهرا توسط اعراب برای تدریس افغان ها ایجاد گردیده بود اما در عمل برای تربیه جوانان افغان با مفکوره جهادی ایجاد شده بود که بعد ها تعداد زیاد از جوانان کشور تاجیکستان نیز دران آورده شدند و مدد معاش فراوان برایشان مخفی از افغان ها پرداخته می شد. چون وضعیت افغانستان طوری بود که دیگر به این نهاد نیاز نبود تا برای ادامه جنگ نفر تربیه کند بودجه اش از محل تمویل قطع و شاگردانش بدون داشتن سند صنف ۱۲ به دانشگاهی در اسلام اباد معرفی شدند یعنی که آقای سعید منصور بدون داشتن سند ۱۲ می باشد.

 

وی در جلب توجه اشخاص با نفوذ و سیم و زر مهارت کافی دارد و به آسانی می تواند قناعت دهد که فلان شخص مامایش یا کاکایش است. وی حد اقل ۲۰ کاکا و شاید ۳۰ ماما در نظام فعلی داشته باشد که چند تن شان در خارج از کشور زندگی می کنند. با وجودیکه خانواده اش از لحاظ اقتصادی در وضعیت خوبی قرار نداشت اما مصارفش در دانشگاه بالا بود. پس از اینکه مصارف وی برای دوستان سوال برانگیز شد وی منبع تمویل را یک کاکای ساختگی دیگر در عربستان سعودی وانمود کرد و گاهگاهی برای ثبوت این امر در حضور دوستان و همصنفان به گفته خودش به عربستان زنگ می زد و خواستار مبلغی برای پرداخت فیس دانشگاه و مصارف شخصی می شد؟! اما حقیقت را خودش می دانست و بس.

پیشنهاد بعدی:  سیزده سال حضور جامعه جهانی در افغانستان؛ دستاورد ها و چالش ها

 

بیشتر محصلان افغان در مدارس اعراب درس خوانده بودند و در انگلیسی خیلی ضعیف بودند، ادامه تحصیل برای شان هم مدرک مالی با بدست آوردن سکالرشب بود و هم آسان. از اینرو اقای منصور در دانشکده شرعیات وارد شد و پس از سالیان دراز دوره را لیسانس را تکمیل و به ماستری راه یافت… و بالاخره ماستری را تکمیل نمود. در دوران محصلی وی بشکل منظم از اسلام آباد به راولپندی و پیشاور رفت و آمد میکرد که بیشتر در میان هفته بود تا کسی متوجه نشود.

 

پس از برگشت به کابل وی برای مدتی سرگردان در دفاتر می گشت تا کاکای پیدا کند که مقررش کند و باوجودیکه از شرعیات فارغ بود و در مورد حرام بودن سود آگاهی کامل داشت معاون نمایندگی یک بانک در چاریکار مرکز پروان مقرر گردید. درین مدت وی بسیار بالا و پایین دوید و در های زیادی برای احراز کرسی بهتر کوبید. وی با جمعیتی ها خود را جمعیتی می نامید با پنجشیری ها خواسته و ناخواسته آمر صاحب می گفت. زمانیکه با افراد حزب دموکراتیک خلق همصحبت می شد می گفت که وی مربوط حزب اسلامی است و فلان شخص کاکایش است تا توجه آنعده از خلقی های که در کنار حزب حکمتیار قرار داشتند بخود جلب کند. بالاخره به امر کامیاب شد و توانست با نزدیک شدن به شخص ایوب نام زمینه موقف خوبتر را مساعد کند.

 

جنرال ایوب که رییس بدنام ریاست پاسپورت بود از طریق کمیشن کاران و احتکار پاسپورت و تاخیر در توزیع مبالغ هنگفتی را در کنار ثروت های انباشته از زمان قوماندانی امنیه زابل جمع آوری کند. وی در زمان تصدی پست قوماندانی امنیه زابل که دوران حاکمیت حزب دموکراتیک با استفاده از ضعف دولت و همکاری با چاقبران مواد مخدر چنان ثروت هنگفت را تصاحب کرد که نمی شود نام گرفت و در نقاط مختلف شهر کابل بنام های مختلف خانه خرید. وی زمانی در خوست نیز قوماندان امنیه بود که بخاطر فعالیت های مشکوک و برخلافی با والی از سمتش برکنار گردید و بمجرد اینکه رییس پاسپورت مقرر شد بار دیگر موج زر اندوزی اش بحرکت آمد و برای چندین نسل نیازمندی مالی اش را تکافو نمود و چندین شرکت بنام های مختلف ساخت.

پیشنهاد بعدی:  ارزیابی باشنده گان جرمنی از روابط با امریکا

 

این ایوب نام با نزدیکی به فاروق وردک سعید منصور را واسطه می شود که بعد از انتخابات ریاست جمهوری بحیث رییس معارف بغلان مقرر می شود. بعد از مقرری آغاز به تصفیه اشخاص جمعیتی می زند و در مقابل افراد کمونیست (خلقی) و حزبی را می گمارد و از درک توزیع کتاب، ترمیم و بازسازی مکاتب و ایجاد مکاتب بنام و مقرری های روی ورق آغاز به پیدا گری می کند. پس از مدتی که صاحب جاه و جلال گردید قرار یکتن از نزدیکانش اولین اقدامش بنای خانه کاکریتی در قریه اش بود. همه می دانستند که وی از پیداگری قادر به چنین کار است و بس. زمانیکه نیازمندی هایش بقدر کافی مرفوع گردید دیگر ولایت بغلان ناخوشایند برایش جلوه میکرد و با صحنه سازی حمله افراد مسلح ناشناس بر خانه اش و دادن رشوه به چند خبرنگار تا قضیه را در رسانه ها انعکاس دهند، نزد فاورق وردک آمد که گویا به اثر سعی و تلاش های خستگی ناپذیرش مورد تهدید قرار گرفته و دیگر صحنه را برای خودش در بغلان تنگ می بیند و قادر به ادامه خدمت نیست.

 

جناب فاروق وردگ که سهم خودش را از بودجه بغلان بدست آورده بود در پاداش به گماشته وفادارش وی را به ریاست معارف کابل می گمارد به شرط اینکه تصفیه پنجشیری ها را از مکاتب آغاز کند. بعلاوه شاهکاری های سابق با مدیره یکی از مکاتب مشهور اناثیه شهر کابل در تماس است تا برایش خانم دیگری بگیرد. زن دومی وی از کابل نیست اما در کابل زندگی می کند و عروسی دومی را مخفیانه را در کابل کرده است. خانم دومی اش را در بلاک کرایی مسکن گزین کرده است تا نزدیکانش ازان بی خبر بمانند و خودش بدون راننده آنجا میرود در حالیکه در اکثر موارد راننده و بادی گارد با خود می گرداند.

پیشنهاد بعدی:  کیست که نداند غربی ها خود باعث این آوارگی اند؟

 

همینکه به ریاست معارف کابل مقرر شد از تمام مکاتب خصوصی حق طلبی را آغاز نمود و در کنارش تحت نام اصلاحات عده ای زیادی از پنجشیری ها را از معارف به بهانه مختلف از سمت های مهم برکنار کرد. وی در مدت کم چنان پول پیداکرد که یک خانه را در شهر کابل – به احتمال قوی خیرخانه – خرید و به بسیار عجله به بنای عصری آن آغاز نمود.

 

در این مدت توانست تعداد زیاد طالبان را در سمت های مختلف در وزارت معارف با استفاده از شناخت و … مقرر نمود که به برکت این خدمت وی آزادنه به قریه اش که تحت حاکمیت طالبان است رفت و آمد می کند در حالیکه حتی پایین رتبه ترین کارمند دولتی قادر نیست به همچو مناطق برود.

 

چاپلوسی، زر اندوزی، قومگرایی و تنظیم پرستی وی در کنار اینکه نه شهادتنامه صنف ۱۲ دارد از هیچکس پوشیده نیست. اما مایه تعجب این است که وی در پاکستان به زعم خودش تا ماستری خوانده است پس دکتوراه از کجا آورده است؟ در هر جا پیشوند نامش را دکتور می دهد در حالیکه تا کنون در صنف دکتوراه هم نرفته؟ وزارت تحصیلات عالی از قضیه خبر هست یا خیر؟

 

از طریق نزدیکانش که در غوربند هستند تمام معلومات وزارت را به طالبان می فرستد و معاشی هم از این بابت دریافت می کند و جلسات منظم را با آنها در خانه اش تحت نام مهمان وطندار برگزار می کند.

معلوم شود که وزیر جدید معارف حکومت وحدت ملی چه اقدامی در موردش می کند؟ روزهای آینده معلوم خواهد شد.

 

عبدالباری خویشکی

کارمند وزارت معارف