اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

تلاش برای قهرمان سازی، برخی جوانان و مقامات تاجیک را بر آن داشت که با نهادن نام قهرمان بر حبیب الله کلکانی، مقبره برای وی بسازند که حاشیه های زیادی در میان مردم و روشنفکران به همراه داشته است.

 

مردم افغانستان در طول تاریخ همواره به دنبال قهرمان بوده و هستند و گاه این دردِ بی قهرمانی، قومی را چنان به تنگ می آورد که بر صفحات سیاه تاریخ، رنگ سفید می زنند.

 

نادیده گرفتن رویدادهای هولناک فردی و تبدیل آن به قهرمان، اتفاق جدیدی نیست بلکه تمامی قومیت های افغانستان به چشم نجات دهنده به قهرمانان خود نگاه می کند و این نجات دهنده برای دیگر قوم یک جنایتکارِ خون ریز است.

 

چشم پوشی ها بر جنایت و نسل کشی از ما مردمی فراموشکار ساخته است، وقتی نسلی که خود با کشتار و وحشت زندگی کرده از یک جنایتکار، نماد عدالت می سازد پس طی یک قرن یا هفتاد سال ردی از خون های ریخته شده نمی ماند.

اعضای کمیسیون خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی با این استدلال که نادرخان، محمد گل، هاشم خان و … مقبره دارند پس کلکانی نیز می تواند داشته باشد و با این دلیل که پایه های حکومت پشتون ها را لرزاند پس نبش قبر و خاکسپاری قابل قبول است.

 

میر غلام محمد غبار، نویسنده “افغانستان در مسیر تاریخ” دوره امیر حبیب الله کلکانی را به عنوان حکومت اغتشاشی بیان کرده است، دوران تاریک بر کشوری که آرام آرام تلاش می کرد دروازه های خود را به روی جهان نو باز کند.

پیشنهاد بعدی:  ایران غربی تر، به مزاج ما خوشتر است؟!

 

در این میان اگر حبیب‌الله کلکانی را آنچنان که دزد و راهزن خوانده اند، ندانیم و به عنوان یک دوره در تاریخ معاصر افغانستان بررسی کنیم قابل نقد است چون رویکرد بنیادگرایانه دینی داشت . ستم عبدالرحمان خان علیه هزاره و ازبک و تاجیک، قوم‌گرایی‌ امان‌الله خان، حبیب‌الله را وادار به شورش و برهم‌زدن نظم و سیستم حاکم نکرده بود، بلکه نوگرایی امان‌الله خان، آزادی زنان و … رگ دینی و مذهبی او را تحریک و حکومت را ساقط کرد.

 

بی عدالتی های پشتون ها نباید عقده ای تاریخی برای تاجیک ها باشد زیرا موقعیت آنان از دیگر اقوام به کلی متفاوت است. این قوم از زمان حکومت احمد شاه رانی “۱۷۴۷” تا کنون در اداره کشور همراه با پشتون ها بوده اند، هر چند حاکمیت پشتون ها همواره به دنبال تمامیت خواهی و برتری طلبی بر افغانستان است اما قادر به نفی کامل تاجیک ها آنگونه که ازبک ها و هزاره ها را نادیده گرفت، نشد و هیچ گاه از سوی آنان ماننده هزاره ها نه قتل عام شدند و نه در تاریکترین لایه های تاریخ دفن.

 

هر چند سیاست حاکمان همیشگی افغانستان توجیه ناپذیر نیست اما از سوی طرفداری نسل جدید تنها با این تفکر که کلکانی با لرزاندن پایه های حکومت پشتون می تواند قهرمان مناسبی برای این قوم باشد، نگران کننده است زیرا یا تاریخ خوانده نشده و یا تعصبات قومی منجر به فراموشی شده است.

 

در این میان دیدگاه طاهر بدخشی، سیاستمدار و بانی طرح عادلانه مساله ملی در افغانستان تاثیر گذار است، وی علیه موجودیت فکر برتری‌جویی و برتری‌طلبی در میان بعضی از پشتون‌ها قد علم کرد و نمی‌گفت چرا پشتون‌ها در این مدت بیشتر از حد بر قدرت تکیه زدند؟ چرا تاجیک و هزاره نباشد؟ بلکه بحث این است که حتا در روستاها یک دهقان پشتون خود را بر دهقان تاجیک و هزاره و ازبک برتر می‌داند در حالی که این سرزمین، سرزمین مشترک همه ما است.

پیشنهاد بعدی:  مردم به بودن طالبان خوشحال اند!

 

و حال زمانی که عبدالرحمان خان و نادر خان در افغانستان تبدیل به قهرمان شده اند و مقبره دارند، حبیب الله کلکانی نیز تبدیل به نمادی برای تاجیک ها می شود، شاید زمانی گروهی دست به نبش قبر ملاعمر بزنند و برای پیروانیش مقبره ای ساختند. این سرزمین و مردمانش می تواند هر خیال و محالی را به واقعیت تبدیل کند.