اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

فقر و بیکاری و افزایش ناامنی در روزهای اخیر سبب شده است تا شهروندان کشور به فکر فرار از کشور باشند و در پشت درهای سفارتخانه ها صف های طولانی ایجاد کنند. سران حکومت وحدت ملی با وعده های بسیار بر سر کار آمدند اما تا حال نه تنها راه حلی برای مشکلات کشور نیافته اند بلکه بر مشکلات نیز افزوده اند. از سویی بسیاری از پناهجویان در جزیره کوش یونان در وضعیت بدی قرار دارند. چه عواملی سبب فرار سیل آسای شهروندان شده است و چه کسی مسوول است؟

 

سید مسعود استاد دانشگاه در برنامه فراخبر در مورد علت فرار شهروندان از کشور پس از ناامنی های اخیر گفت: پیش از این نیز فرار نیروی کار از کشور را داشتیم اما در حال حاضر فرار مغزها را داریم. در گذشته نیروی جویای کار به کشورهای همسایه مهاجرت می کردند ولی متاسفانه در این روزها فرار گسترده متخصصان و نیمه متخصصان تحصیل کرده را می بینیم که در واقع نوعی فرار نقدی نیز محسوب می شود. اگر هر نفر ۱۰ هزار دالر هزینه کند وقتی که حساب کنید به میلیون ها دالر می رسد. سران حکومت وحدت ملی وعده داده بودند در حدود یک میلیون زمینه کار ایجاد می کنند، نه تنها ایجاد نشد بلکه آن زمینه ها نیز از دست رفت.

 

وی افزود: پس از رفتن نیروهای خارجی، سازمان های کمک کننده کلان خارجی نیز از کشور خارج شدند و بازماندگان آنان کارگرانی با تخصص میانه و تخصص عالی باقی ماندند. این افراد انگلیسی می فهمند، علم کامپیوتر می دانند و با تکنولوژی روز به خوبی کار می کنند. این کارگران نیز در فکر خروج از کشور هستند. از سویی عوامل خارجی نیز دخیل در فرار مردم هستند. چندی پیش پارلمان آلمان و حتی کشورهای دیگر تصویب کردند که مهاجران به خصوص مهاجران سوریه و افغانستانی را می پذیرند. باید پرسید که چرا سران قدرت نتوانستند به وعده های خود عمل کنند و یک برنامه استراتژی اقتصادی را به وجود بیاورند. افغانستان تنها ارگ و قصر سپیدار نیست. افغانستان بیرون از دیوارها و در میان ۸۵ درصد مردمی که در فقر و بی کاری دست و پا می زنند است. بر این ملت جفا شده است. اگر یک سال را محاسبه کنید با توجه به عدم موجودیت یک سیاست درست شاید میلیاردها دالر ضرر کرده ایم.

 

سید مسعود دلیل همچنین ترجیح دادن فرار مردم از کشور را فرار سرمایه ها دانست و گفت: پیش از آن که فرار کار صورت بگیرد فرار سرمایه ها صورت گرفته است. در هر سه ماه ۴ میلیارد دالر از کشور خارج می شود و میزان سرمایه گذاری در کشور نیز ۳۵ درصد سیر نزولی گرفته است. تمامی نهادهای بزرگ خارجی که این جا سرمایه گذاری می کردند دروازه های خود را بسته شده است. تنها ۳۰۰ کارخانه در هرات بسته شده است. از سویی باور مردم نیز به سرمایه گذاری کمتر شده است. ما صدها بانک کوچک در خانه های مردم داریم و حتی سرمایه داران نیز علاقه ای به سپردن سرمایه خود در بانک ها را ندارند.

 

وی عوامل تولید را زمین، فاعل کار و سرمایه دانست و گفت: از این ۳ عامل دوتای آن کنار زده شده است. سرمایه رفته است و فاعل کار نیز متوجه خود شده است. در کنار مساله کابل بانک در وضعیت اقتصادی کشور شما یک نوع آنارشیزم پولی را می بینید. اگر از ۶۲ افغانی به ۵۷ افغانی کاهش ارز پیدا می شود. در سطوح بالا و در مقدار بالا میلیاردها افغانی به ضرر مردم به خاطر کاهش ارزش پولی به وجود می آید. اگر سران حکومت این موضوع را اطلاع نداشته باشند بسیار متاسف هستم. مردم فکر می کنند که این افراد می توانند کشتی شکسته افغانستان را از طوفان خارج کنند. آنان اگر تنها رسانه ها را مشاهده کنند و ببینند که مردم چگونه فرار می کنند خودشان انفجار خواهند کرد.

 

استاد دانشگاه با توجه به عدم توجه سران قدرت به واکنش مردم گفت: اگر دیکتاتور بفهمد که دیکتاتوری کار بدی است دیگر دیکتاتوری نمی کند. اگر کسی بفهمد که نمی تواند کاری را انجام دهد خود کنار می رود تا کسی دیگر کار را انجام دهد. اما سران حکومتی هنوز در میان خود به دنبال گرفتن امتیازاتی از یکدیگر هستند. در حال حاضر مردم افغانستان به صورت کامل از دایره قدرت بیرون رفته اند. هر زمان که مردم از دایره قدرت بیرون بروند تهداب قدرت نیز ضعیف می شود. دو بزرگوار در خیال هستند که برای خود یک مدینه فاضله خواهند ساخت و تا ۱۰ سال دیگر افغانستان یک کشور پیشرفته می شود و تا ۵ سال دیگر یک کشور صادراتی می شود اما این خیال است و خواب است و محال است. در خواب و خیال رفتن غیر شکست چیز دیگری نیست و همین است که سبب می شود پاکستان هر کاری که بخواهد با ما می کند.

 

آقای مسعود در مورد سفر مردم به اروپا گفت: متاسفانه که ما همیشه سوء مدیریت داریم. بزرگ ترین موضوعی که برای بچه های ما وجود دارد مساله تعلیم و تربیت و کار است که ما نمی توانیم به وجود آوریم. ما تنها سالانه ده ها هزار ناکام کنکور داریم. ما در کشور هم از لحاظ روانی جوانان را تخریب می کنیم و هم از لحاظ مادی ذلت را برای آنان ایجاد می کنیم. برای هر دانش آموزی که از صنف اول تا صنف ۴ درس می خواند۵۰ میلیون افغانی و ساعتی ۷ هزار افغانی برای یک تن در تحصیلات عالی هزینه می شود اما دولت و دولت مردان ارزش آن را نمی دانند، زیرا مصروف بازی های خود هستند. در صورتی که باید مصروف بازی های کلان ملی باشند. سران دولتی باید به خود بیایند و از این خر شیطان پایین شوند.