اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

اگر چه اختلافات مرزی بین پاکستان و افغانستان یکی از نگرانی های عمده دولتمردان پاکستانی از اولین روز های تشکیل این کشور بوده است اما آنچه که بیش از هر چیزی برای استراتژیست های پاکستان در مورد اختلافات مرزی شان، نگران کننده بوده احتمال درگیری همزمان با هند و افغانستان یعنی دو همسایه شرقی و غربی در یک زمان واحد، از تاکتیک های اصلی سیاست هند در قبال پاکستان، از زمان تشکیل این کشور بوده است.

 

مرزبندی پاکستان و افغانستان که در سال ۱۸۹۳ به وسیله استعمار انگلیس و سال ها قبل از پیدایش پاکستان بر اساس خظ معروف “دیورند” پدید آمد و حضور اقلیت ناراحت پشتون در دو طرف یاد شده همراه با دعاوی دیرینه سران پشتون برای جدایی ایالت “سرحد (منطقه اصلی پشتون نشین در پاکستان) از آن کشور، شکل بند اصلی روابط گذ شته و حال دو کشور بوده است. آفرینش طالبان هم پدیده ای از چنین سیاستی است. هر نوع بررسی در مورد افغانستان و ماجرای طالبان، بدون آگاهی از خطوط سیاست های پاکستان، احزاب افراطی مذهبی آن کشور، گروه های فشار و هدف ها و انگیزه های آنان ناقص و نارسا است.

 

از زمانی که نیروهای سیک در خیبر مستقر شدند (زمان دوست محمد خان سال ۱۸۳۴) تا حال حاضر، هیچ یک از دولت های افغانستان از ادعای خود نسبت به سرزمین های از دست رفته که فعلا ایالت سرحد در شمال غربی و ناحیه قبیله ای و قسمتی از بلوچستان پاکستان را تشکیل می دهد باز نایستاده است و در واقع سه جنگی که افغانستانی ها با انگلیس ها کردند به خاطر باز پسگیری همین سرزمین های از دست رفته بود است. به نظر افغانستانی ها خط دیورند قراری بوده که حوزه نفوذ انگلیسی ها را در شبه قاره هند تعیین می کرده و به معنی تعیین خط مرزی دایم و ثابت این کشور با پاکستان نبوده است. افغانستانی ها پیوسته در صد د بازگرداندن سرزمین پشتون ها به کشور خود بوده اند، به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم و به میان آمدن موضوع استقلال هند، افغانستانی ها امیدوار شدند که به نحوی سرزمین های از دست رفته خود را باز یابند ولی با ظهور مسلم لیگ و طرح تشکیل یک دولت مسلمان به نام ” پاکستان ” این امید از بین رفت.

پیشنهاد بعدی:  آسوده بخوابید که عین و غین هم خواب هستند

 

وقتی در ژوئن ۱۹۴۷ کنت اتلی نخست وزیر انگلستان پیشنهاد تجزیه شبه قاره هند را به پارلمان داد و قرا رشد که مردم شبه قاره به اختیار خود به یکی از دو کشور هند یا پاکستان بپیو ندند. افغانستانی ها ضمن اعتراض به این طرح – پیشنهاد نمودند پشتون های هند را در انتخاب راه سوم که الحاق به کشور مادری یعنی افغانستان یا استقلال باشد، نیز حق گزینش دهند ولی انگلیس ها با این پیشنهاد موافقت ننموده و در نظر خواهی که برای الحاق به هند و پاکستان به عمل آمد، در یک جعبه، کتاب مذهبی هندی ها برای هندوستان و در صندوق دیگر قرآن مجید برای پاکستان گذاشته شد که اکثریت قریب به اتفاق پشتون ها طبعا به قرآن مجید یعنی پیوستن به پاکستان رای دادند.

 

دولت افغانستان به این انتخابات سخت معترض بود چرا که انتخاب بین هند و پاکستان برای مردم مسلمان پشتون که همه آنها سنی مذهب بودند انتخاب بین کفر و اسلام بود و معلوم بود آنها اسم را خواهند گزید، به علاوه می گفتند از قبایل رای گیری نشده فقط لرد کانینگهام با روسای قبایل مصاحبه ای به عمل آورده و طبق نظر و علاقه خود رای آنها را متمایل به پاکستان اعلام داشته است. بعد از تشکیل پاکستان دولت افغانستان که از این جریانات ناخشنود بود و هنگامی که عضویت پاکستان در ساز مان ملل به رای گذاشته شد، نماینده اش به آن رای مخالف داد زیرا از نظر آنها به پشتون ها، برای این که مستقل و یا جزو پاکستان باشند حق انتخاب داده نشده بود. خط مذکور میعاد معین و سند متذکره دیگر اعتبار خود را از دست داده است و باید بین افغانستان و پاکستان راجع به خط مرزی تجدید نظر به عمل آید.

پیشنهاد بعدی:  آنچه در مجلس سنا به چشم نیامد و به گوش نرسید

اگر چه اختلافات مرزی بین پاکستان و افغانستان یکی از نگرانی های عمده دولتمردان پاکستانی از اولین روز های تشکیل این کشور بوده است اما آنچه که بیش از هر چیزی برای استراتژیست های پاکستان در مورد اختلافات مرزی شان، نگران کننده بوده احتمال درگیری همزمان با هند و افغانستان یعنی دو همسایه شرقی و غربی در یک زمان واحد، از تاکتیک های اصلی سیاست هند در قبال پاکستان، از زمان تشکیل این کشور بوده است. نگاهی به تاریخ اختلافات افغانستان و پاکستان نشان می دهد با توجه به حساسیت فوق العاده افغانها از هر حزب و گروه که باشند در مقابل پاکستا ن و حاد شدن این اختلافات در آینده قابل پیش بینی بوده و به صورت عاملی پایدار درروابط دو کشور عمل خواهد کرد.

 

طی دو دهه ای که افغانستان یکی از آشفته ترین ادوار سیاسی خود را از سر گذرانده، هیچ یک از طرف های درگیر مساله افغانستان حاضر به دادن امتیازی در مورد خط دیورند و پشتونستان به پاکستان نشده اند، حتی رژیم های تره کی و نجیب در کابل علیر غم متزلزل بودن موقعیت شان همچنان از خط دیورند به عنوان موضوعی حل نشده و مورد مناقشه بین دو کشور سخن گفته اند. انگلیس ها از قرنها پیش بدین طرف در منطقه خاورمیانه و شبه قاره هند، به یاری خاینان و سر سپردگان محلی، میدان دار اصلی سیاست بوده و تاریخ کشور های بلا دیده این منطقه جابجا بر اثر تبهکاری این استعمار فرتوت خوا آلوده بوده است. برادر کشی های فرقه ای، جنگهای علنی، تحمیل دیکتاتوری و اختناق، سرکوب آزادی های فردی و اجتماعی ، تغیر مرزهای شناخته شده تاریخی به منظور ایجاد اختلاف و ادامه حکومت لندن، خطوط اصلی سیه کاری های دیپلوماسی انگلیسی را در این منطقه حساس جهانی تشکیل می دهد. در مورد افغانستان، باید گفت: نزدیک به دو قرن است که لندن در افغانستان نفوذ دارد. نفوذی که در دوران حاکمیت کمپانی هند شرقی در شبه قاره هند آغاز شد و کشور های پیرامون شبه قاره خصوصآ افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج حاکمیت ملیشان به عنوان کشورهای “حایل” ملعبه سیاست های لندن قرار گرفت.

پیشنهاد بعدی:  افغانستان و استفاده از ظرفیت های منطقه ای

 

انگلیس به کمک دستگاهاهی جا سوسی خویش و کارگزاران و نمایندگان سیاسی ” دوره دیده” و جب به وجب سرزمین افغانستان را شناسایی کرد، کلیه اقوام و قبایل را آزموده و سران اقوام افغانستانی را در بستر دو قرن حضور بلا منازع خود، بر سفره ای که کارگزاران اش گسترده بوده اند” نمک گیر ” کرده است. به عبارت بهتر می توان مدعی شد که هر چند در تمام حوادث خونین بیست ساله اخیر افغانستان، نام پاکستان و آمریکا روزی صدها بار از رسانه های گروهی منعکس می شود ولی بازیگر پشت پرده انگلیس است که حتی واشنگتن و اسلام آباد را هم بازیچه سیاست های خود قرار داده است.

 

در عصر ” اطلاعات ” آرشف دوصد سا له سازمان جاسوسی انگلیس درباره افغانستان پشتوانه اصلی استراتژی کوتاه مدت و دراز مدت آمریکا در منطقه بوده است. اکثر جریان ها افراطی اسلام گرا که چهره معتدل اسلام را مخدوش می کنند، از جانب لندن طرح ریزی و حمایت می شود. نفوذ دیرینه تاریخی انگلیس در شبه قاره هند که پاکستان قسمتی از آن است ، شاهد دیگری بر این مدعاست. هر چند پاکستان روابط گرم و استراتژیک با واشنگتن دارد ولی لندن از پایگاه های سنتی قدرتمندی در اسلام آباد بر خوردار است. هر چند طالبان ظاهرآ به واشنگتن تبسم می کند ولی دل در گرو لندن دارد و در اساس از آمریکا در اقتصاد منطقه ای بهره بر داری می کند.