ان روزها بحث داغ سیاست خارجی افغانستان، تصمیم هایی است که داکتر اشرف غنی به عنوان رییس جمهوری کشور در قبال مسایل منطقه ای می گیرد که مهمترین آنها موضوع تجاوز نظامی آل سعود به یمن بود و اکنون سفر دو روزه هیات بلندپایه ی کابل به تهران.

 

با توجه به اینکه تاکنون مقامات کاخ سفید در چند مرحله اعلام کرده اند که نباید نقش ایران را در حکومت جدید افغانستان نادیده گرفت، ضرورت دارد تا نقش این همسایه در کشور ما از منظرهای مختلف مورد نظر قرار گیرد.

 

در غرب، اغلب چنین گفته می شود که نقش ایران در افغانستان، نقشی آسیب رسان و مضر است. مقامات آمریکا و ناتو، ایران را به تامین اسلحه برای طالبان متهم کرده اند. در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۱۱، نیروهای بین المللی حاضر در افغانستان، مدعی رهگیری محموله های سلاح ایرانی برای طالبان شدند. پس از آن نیز در موارد مختلف، مطالبی درباره نقش غیرسازنده ایران در افغانستان منتشر شده است.

 

اما با این وجود، نقشی که ایران در افغانستان بازی می کند، در عمل نقشی سازنده است. منافع ایران و آمریکا در افغانستان (به طور مثال درباره برقراری ثبات در کشور ما) تا حد زیادی با هم مشابه است. ایران می تواند در دوره پس از خروج نیروهای آمریکایی در افغانستان، به ترویج این منافع مشترک کمک کند؛ به ویژه در صورتی که روند بهبود روابط میان تهران و واشنگتن ادامه پیدا کند.

 

در حقیقت، ایران تاکنون بارها به آمریکا در افغانستان یاری رسانده ست. در جریان کنفرانس «بن» در سال ۲۰۰۱، این ایران بود که به تشکیل نخستین دولت پس از طالبان کمک کرد. جیمز دابینز، نماینده آمریکا در کنفرانس بن، اشاره می کند که چگونه محمد جواد ظریف، وزیر خارجه کنونی ایران، افغانستان را به پذیرش ترکیب دولت مورد نظر متقاعد نمود.

پیشنهاد بعدی:  روز جهانی صلح کم فروغ تر از همیشه

 

تهران و واشنگتن در مبارزه با طالبان و القاعده نیز با یکدیگر همکاری کرده اند. در نخستین سال های ورود نیروهای بین المللی به افغانستان پس از سال ۲۰۰۱، ایران آن دسته از سران القاعده را که به داخل سرزمینش گریخته بودند دستگیر کرد و نقشه های مواضع طالبان در افغانستان را در اختیار آمریکایی ها قرار داد.

 

افزون بر این، ایران حاضر شد مسوولیت آموزش ۲۰ هزار نیروی نظامی افغانستانی را نیز بر عهده بگیرد. در سال ۲۰۰۳، ایران به واشنگتن پیشنهاد برگزاری مجموعه ای از گفتگوهای جامع را داد که موضوع افغانستان نیز بخشی از آن بود. اما این پیشنهاد با مخالفت جرج بوش، رییس جمهور وقت آمریکا مواجه شد.

این همکاری نباید باعث تعجب شود. وقتی موضوع افغانستان به میان می آید، تهران و واشنگتن آمادگی دارند درباره طیفی از موضوعات، از جمله طالبان به گفتگوی مستقیم بپردازند.

 

در این زمینه، موضوع مواد مخدر نیز مطرح می شود: قدرت گیری طالبان تا حد زیادی مرهون درآمدهای حاصل از فروش مواد مخدر بوده است و مقصد این تجارت نیز معمولاً ایران بوده است. این موضوع، خود به بحران مواد مخدر در ایران دامن زده است.

 

دلایل مطمئنی برای رسیدن به این نتیجه وجود دارد که ایران به دنبال یک افغانستان باثبات است. بی ثباتی بیشتر، سبب تشدید قاچاق مواد مخدر خواهد شد. افزون بر این، چنین امری سبب تشدید سیل مهاجرت اتباع افغانستانی به ایران می شود. یک عامل دیگر نگرانی برای ایران این است که بی ثباتی در افغانستان، سبب قدرت گیری گروه های افراط گرا در افغانستان و مجاورت آن شود. همانگونه که این روزها گروه تروریستی داعش در حال جولان دادن در ولایت مختلف کشور ما است.

پیشنهاد بعدی:  آیا تغییر وزیر به تغییر مسیر می انجامد؟

 

از سوی دیگر، ایران و آمریکا به طور مشترک از ایده همگرایی بیشتر افغانستان با آسیای جنوبی و آسیای مرکزی استقبال می کنند. ایران خود در جستجوی احداث راه ها، خطوط لوله و پروژه های تجاری بوده که سبب برقراری ارتباط بهتر میان دولت های آسیای مرکزی شود. این در حالی است که آمریکا نیز به نوبه خود، پروژه جاده ابریشم جدید را در این منطقه دنبال می کند.

 

به هر حال، بر اساس این زمینه ها و همچنین دیگر زمینه های پیوند میان ایران و افغانستان، از جمله پیوندهای فرهنگی و مذهبی، می توان نتیجه گرفت که ایران زین پس، به بازیگری موثر در کشور ما تبدیل خواهد شد. این در حالی است که به طور مثال کشوری مثل چین، از چنین جایگاهی در افغانستان برخوردار نبود. علاوه بر این، پاکستان نیز از روابط خوبی با کابل برخوردار نیست و هند نیز با وجود روابط مساعد، به دلیل پاره ای ملاحظات از ورود بیش از حد به کشور ما خودداری خواهد کرد. اما ایران، چه از جنبه سیاسی و چه اقتصادی، به شدت در افغانستان فعال خواهد بود.

 

مجموعه این عوامل توجه بیشتر به نقش ایران در آینده افغانستان را ضروری می سازد و امریکا می تواند بر پایه این زمینه های مشترک و علاقمندی ایران به تامین ثبات در افغانستان، به تعامل با ایران پرداخته و از این طریق، منافع خود را در کشور ما تضمین نماید.

 

این موضوع را از آن جهت به آمریکا ربط دادیم که اشرف غنی در مساله ایران حساسیت زیادی به خرج داده است و مطمئنا می خواهد همکاری با ایران تحت نظر کاخ سفید و با موافقت و نظارت غرب صورت پذیرد. به ویژه اینکه اشرف غنی با سیاست خاص خودش منتظر ماند تا مذاکرات ۵+۱ با ایران به نتیجه برسد، سپس به تهران سفر کند.

پیشنهاد بعدی:  انقلابی که در ایران ماند!

 

بدون شک اشرف غنی نیز از اهمیت ایران در جنبه های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و حتی فرهنگی و اجتماعی افغانستان آگاه هست ولی تصمیم گرفت تا بهترین زمان ممکن برای این سفر فراهم آید تا با خیالی آسوده تر در گسترش روابطش با تهران گام بردارد و یا اینکه منتظر ماند تا از سوی کاخ سفید دستورات لازم صادر شود.