امروز مصادف است با هشتم ثور سالروز پیروزی مجاهدین در سال ۱۳۷۱ خورشیدی و ورود آن آزادمردان به کابل. لذا به تحلیل مختصری از این روز می پردازیم.

 

بعد از شکست و خروج ارتش سرخ از افغانستان، مجاهدین حدود چهار سال دیگر با بقایای ابرقدرت شرق و کمونیست های حاکم بر کابل به نبرد پرداختند و سرانجام در هشتم ماه ثور سال ۱۳۷۱ رژیم داکتر نجیب الله ساقط شد و مجاهدین پس از چهارده سال جنگ اعلام پیروزی کردند. مهم‌ترین پیامی که جهاد مردم افغانستان به جهان داشت این بود که تسلیحات نظامی، ارتش مجهز و تکنولوژی‌های پیشرفته نمی‌توانند تضمین‌کننده پیروزی باشند، بلکه ایمان، عقیده و مجهز بودن به سلاح معنوی، ضامن پیروزی است.

 

بسیاری هشتم ثور را سالروز پیروزی افغانستان برکمونیسم می دانند، اما واقعیت آن است که هشتم ثور نه سالروز به اصطلاح آزادی افغانستان و بلکه هشتم ثور مصادف است با سالروز ورود مجاهدین به شهر کابل. زیرا اغلب ولایات افغانستان ماه ها قبل تصرف گردیده بود و دقیقا درهشتم ثور سال ۱۳۷۱ بود که شیرازه حکومت حزب دموکراتیک خلق از هم پاشید و نظامیان وابسته به گروه های جهادی از جبل السراج، چهار آسیاب، سروبی و میدان شهر به کابل ریختند و متاسفانه از صبحدم هشتم ثور تا شامگاه آنروز ادارات دولتی ، قطعات نظامی،بانکها، دانشگاه و مکاتب شاهد بزرگترین تاراج و غارت بی نظیر در یک صد سال گذشته بود.

 

در فردای هشتم ثور جنگ میان احزاب جهادی ابتدا در شرق کابل آغاز گردید وکمی بعدتر به غرب و جنوب کابل سرایت نمود و پس از آن کابل در طول چهارسال حضور مجاهدین شاهد جنگ و ویرانی گردید که دیگر هیچگاه فرصت جبران آن خسارتها پیدا نشد.

پیشنهاد بعدی:  نبود استراتژی، ضعف ناتو در مبارزه

 

زمانی که ارتش شوروی از افغانستان خارج شد، ریاست و قدرت میان رهبران جهادی مطرح گردید و رهبران جهادی برای به دست گرفتن انحصار قدرت، دست به جنگ‌های داخلی زدند و به جهانیان اثبات کردند که افغانستانیها نمی توانند برای خود دولت تشکیل دهند.

 

مجاهدین که در زمان تسلط حکومت کمونیستی و قبل از پیروزی هشت ثور به عنوان مبارزان راه آزادی ، مدافعان ارزشهای دینی و پاسداران ناموس ملت و جنگجویان حق علیه اشغالگرن شوروی در نزد مردم شناخته می شدند، در بدو ورود به شهر های بزرگ و خصوصا کابل به فکرحکومت و دولت داری افتادند و در راه رسیدن به این متاع، در قدم اول کوچه ها و خانه های مردم را بین خود تقسیم کرده و وزارت خانه ها را چپاول کردند. چنانکه شهری را ازدشمن فتح کرده باشند، شروع کردند به تصرف نقطه به نقطه شهر، آنهم نه به صورت یک گروه متحد و فاتح بلکه به صورت گروه های گوناگون و متضاد، هرکدام بر مخروبه ای از یک وزارت خانه بیرقی بلند کردند و این سبب شد تا این پیروزی مقدمه ای باشد برای شکستی که تاکنون ادامه دارد.

 

درباره علل این اتفاق نیز می توان به مشکلات داخلی و خارجی اشاره نمود. در قسمت مشکلات داخلی مسایلی چون عدم همپذیری، جنون رسیدن به قدرت، اختلاف بعضی از احزاب در مسایل خورد و کلان از مهم‌ترین این عوامل بود.

 

اما درباره مسایل خارجی می توان یادآور شد که وقتی روس ها از افغانستان خارج می شدند، حزب خلق یک تعداد را به بهانه های مختلف از حزب بیرون می کرد، تا جایی را برای آینده آنها در کنار تنظیم های جهادی با استفاده از وجهه قومیت، پیدا نماید. اما مابقی را تحت پوشش حزب وطن گرد آوردند تا این ها را در بخش های مختلف جا به جا نمایند. کسانی که متعلق به قوم پشتون بودند، آنها را در کنار تنظیم های جهادی پشتون ها جا به جا کردند، آنهایی که متعلق به قومیت تاجیک بودند در کنار تنظیم های که مربوط به تاجیک ها بودند جا به جا نمودند، آنهایی که متعلق به قومیت هزاره بودند، در کنار تنظیم‌های هزاره‌ها جا به جا نمودند که بعد از پیروزی مجاهدین همین ها مجاهدین را وادار به جنگ علیه هم کردند و در بین مجاهدین فتنه افکنی می کردند و تضاد منافع قدرتهای بزرگ در جهان و منطقه مهمترین عوامل دردسر ساز برای مجاهدین گردید.

پیشنهاد بعدی:  افغانستان بهشتی برای تروریستان!!

 

هرچند پس از پیروزی هشتم ثور وقایع تلخ و رویدادهای غم انگیز زیادی در افغانستان اتفاق افتاد که آنهم بخاطر بی تدبیری، کم تجربگی، فزون خواهی قومی برخی از گروه ها و دخالت پنهان و آشکار برخی از همسایگان و قدرت های فرامنطقه ای، اتفاق افتاد. از سوی دیگر، دخالت های خارجی به ویژه دخالت های کشورهای عربی و همسایه، مانع تشکیل حکومت پایدار و فراگیر در افغانستان گردید.

 

اما روی هم رفته، نباید هشتم ثور را در آیینه ی احزاب و فرماندهانی که امروز کارنامه های خوب یا بد دارند، نگریست. پیروزی هشتم ثور ثمره ی خون میلیون ها شهیدی است که بی نام و نشان روی صخره ها و در دشت ها و دامنه ها به خاطر دفاع از کشور، هدف گلوله ی اشغالگران بیگانه قرارگرفتند و دلیرانه از سرزمین خود دفاع نمودند و مظلومانه به شهادت رسیدند.

 

ولی آنچه مهم است درس گرفتن از وقایع تاریخی است. مهمترین درسی که می توان از واقعه هشت ثور گرفت تحمل و مدارا با دیگران، همپذیری همدیگر، حرکت به اساس منافع مردم مسلمان افغانستان، احترام گذاشتن به باور های دینی مردم مظلوم کشور ما است که ای کاش رهبران جهاد این احترام را حفظ می کردند که اگر این اتفاق می افتاد، اکنون اوضاع ما اینگونه نبود. هرچند هنوز هم دیر نشده و مقامات و مسولان کشور با درس گرفتن از آن وقایع می توانند وحدت و انسجام را برای کشور به ارمغان بیاورند.

 

اما معلوم نیست که این عبرت گرفتن از تاریخ درباره دولتمردان جدید افغانستان صدق می کند یا خیر؟ آنچه تاکنون از اشرف غنی و عبدالله درباره وحدت و اتفاق نظر دیدیم کاملا در راستای اهداف آمریکا بوده است و این دو رییس مانند رهبران جهاد به جای اینکه به مشترکات و تفاهمات و اهداف ملی فکر کنند، درگیر توطئه های غربیها و برخی اعراب شده اند و از یک زبان با دو دل سخن می گویند.

پیشنهاد بعدی:  دادخواهی از مسافران شهید...

 

که امیدواریم این دو دستگی و تفرقه در دولت عین و غین هرچه زودتر برطرف شود و اشرف غنی و عبدالله و معاونانشان به جای درگیری و حس جنگ با یکدیگر، به همدلی و همزبانی روی آورند تا هرچه زودتر مشکلات اقتصادی و سیاسی مردم برطرف شود.

موضوع : اخبار