اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

آمریکایی ها بر سر دولت افغانستان اعمال فشار می کنند که طالبان را در روند صلح قبول کنند تا از این طریق زمینه برای تقویت داعش فراهم شود. یعنی با جذب طالبان، تضعیف و تجزیه طالبان عملاً بتوانند اهداف کلان خود را به پیش ببرند و صحنه برای داعش خالی شود.

 

چندی است که فرماندهان نظامی ناتو و آمریکا از پررنگ شدن و خطرناک شدن داعش در افغانستان حرف می زنند و از این سخن می گویند که داعش قصد دارد ننگرهار را پایگاه منطقه ای خود قرار دهند. اشتون کارتر از نیروگرفتن نیروهای مختلف در قسمت های مختلف سخن می زند. ننگرهار را مرکزی برای داعش، قسمت هایی از جنوب را نیروهای حقانی و جنوب را القاعده و طالبان و در شمال هم همه آنها و کابل راهم حکومت مرکزی تقسیم بندی کرده است. آیا افغانستان به همین سمت روان است که بین نیروهای مختلف تقسیم بندی شود؟

 

داکتر لطیف نظری استاد دانشگاه در برنامه «خط کابل» گفت: سیاست آمریکا در افغانستان سیاست شریک دزد و رفیق قافله است. از یک طرف اقرار می کند که داعش قصد دارد ننگرهار را پایگاه منطقه ای خود بسازد و از طرف دیگر پشت سر حمایت این گروه های تروریستی همچنان قرار دارد و این سناریو را مدیریت می کند که نقش پاکستان بیشتر نقش اجرایی باشد، گروه های مختلف تروریستی را وارد فضای افغانستان کند و از این طرف بحث صلح را هم مطرح کند.

وی ادامه داد: این دو کشور در طول چهارده سال گذشته نشان داده اند که سیاست دوگانه و متناقض را نسبت به افغانستان دنبال کرده و منافع مشترکی هم در ناامنی افغانستان و از طریق افغانستان در گسترش ناامنی به طرف منطقه دارند.

 

داکتر نظری حکومت را فرمانبردار اوامر آمریکا می داند و می گوید: دولت افغانستان فاقد یک استراتژی مدون و مشخص و با دوام است. سیاست های کشور ما متاثر از یک تاکتیک مقطعی و روزمره است. از اوایل حکومت وحدت ملی دیدگاهی وجود داشت که حکومت وحدت ملی جزیی از پروژه کلان آمریکا برای ناامن ساختن افغانستان و رقابت آنها با آسیای مرکزی است و به تدریج این دیدگا تقویت شد و حتی در رسانه های بین المللی انعکاس یافت. این دو عامل که بخشی از حاکمیت ما در امتداد این روند قرار دارد و بخشی از این پروژه است و اینکه افغانستان یک استراتژی ثابت و مشخص برای مبارزه با گروه های تروریستی ندارد، سبب شده اند که افغانستان در وضعیتی قرار بگیرد که هم مردم افغانستان و هم همسایه های کشور در حالتی نگرانی به سر برند.

 

این آگاه سیاسی در خصوص واکنش همسایه های نسبت به این نگرانی ها گفت: همسایه های افغانستان نسبت به این قضایا خاموش نخواهند ماند و همین حالا هم تحرکاتی دیده می شود. به خصوص نگرانی که از سوی کشورهای آسیای میانه و در راس روس ها مطرح می شود نگرانی بسیار جدی است یعنی اگر افغانستان نتواند جلو نفوذ گروه های تروریستی را به طرف آسیای میانه بگیرد، آن کشورها بر اساس مبانی حقوق بین المللی حق دارند که به خاطر نگرانی امنیتی که دارند از منافع ملی و امنیت ملی خود دفاع کنند و اینجا است که افغانستان به صحنه رقابت و منازعه قدرت های منطقه و فرامنطقه کشیده می شود.

وی در خصوص اصرار آمریکا برای صلح با طالبان گفت: یک بخشی از هدف استراتژیک غرب و پاکستان این است که افغانستان به طرف یک ناامنی سوق پیدا کند که این ناامنی در واقع اهداف ژیواستراتژیک این کشورها را بیشتر تامین کند. به همین جهت است که وقتی بحث طالبان و صلح مطرح می شود، آمریکایی ها هم که بر سر دولت افغانستان اعمال فشار می کنند که طالبان را در روند صلح قبول کنند تا از این طریق زمینه برای تقویت داعش فراهم شود. یعنی با جذب طالبان، تضعیف و تجزیه طالبان عملاً بتوانند اهداف کلان خود را به پیش ببرند و صحنه برای داعش خالی شود. چون در حال حاضر طالبان در مواردی می توانند برای نفوذ یابی داعش در منطقه تهدید باشند.

 

استاد دانشگاه در خصوص واکنش همسایه های افغانستان نسبت به اهداف آمریکا بیان داشت: بنابراین یک برنامه بسیار خطرناک و استراتژیک در حال طراحی است و به باور من همسایه های افغانستان و کشورهای آسیای میانه، ایران هم وضعیت را کاملاً زیر نظر دارند. یعنی اگر احساس کنند که افغانستان کاملاً در مدار و محور ضد روسی، ضد ایرانی و ضد هندی قرار گرفته است پای آنها هم به این جنگ کشانده می شود. درواقع آنها ناچار هستند در برابر اهداف آمریکا و در برابر این گروه های تروریستی از منافع ملی خود پاسداری کنند.

 

وی مردم را به جنبش علیه سیاست های آمریکایی حکومت ترغیب کرده و گفت: اگر این نظریه در افغانستان تکمیل شود که حاکمیت در افغانستان بخشی از این پروژه غربی است که باید به طرف اوراسیا و تسلط غرب بر انرژی منطقه تکمیل شود. راهی برای اصلاحات وجود ندارد و مردم افغانستان چاره ای جز اینکه با تغییر حاکمیت بتوانند از این وضعیت رهابی یایند، ندارند. مردم باید بتوانند با تغییر حاکمیت جلو این توطیه کلانی را که هدفشان در واقع گسست بین مردم افغانستان و هم ایجاد نفاق قومی و مذهبی است بگیرند و از تسلط آمریکا بر افغانستان جلوگیری کنند.

 

نظری ادامه داد: در واقع افغانستان تنها به عنوان یک معبر مورد توجه نیست بلکه پاکستانی ها تلاش می کنند در همسویی با سیاست آمریکا تدوام سیاست خود را در افغانستان یعنی سیاست یک افغانستان ضعیف و و ابسته و تحت تاثیر سیاست خارجی پاکستان در این منطقه برقرار سازند. بنابراین در چنین فرآیندی نخبگان و روشنفکران افغانستان، نظریه پردازان افغانستان باید پیشرو شوند. چون در هر خیزش عمومی سه مولفه نیاز داریم. یکی، رهبری که فوق العاده مهم می باشد و نخبگان کشور می تواند این رهبری را از طریق آگاهی بخشی و حفظ انسجام و اتحاد مردم افغانستان بر عهده داشته باشند. دوم، مردم هستند که اگر به مردم آگاهی داده شود این آمادگی را دارند، چرا که در جنگ با افغانستان باانگلیس و یا با شوروی آن را مشاهده کردیم. سوم، ایدویولوژِی مبارزه با تروریسم و استعمار است که نیاز برای این مبارزه است..

 

وی در خصوص چگونگی همکاری کشورهای همسایه برای مبارزه با تروریزم عنوان کرد: کشورهای همسایه هم باید برای مبارزه با تروریزم، راهی درست را انتخاب کنند و از ملیشه سازی در میان مردم و حمایت از گروه خاص و افراد خاص در میان مردم دست بردارند. این کار ناامنی را در افغنستان بیشتر می سازد. این کار زمینه رافراهم می کنند که نقظه ثقل جنگ، افغانستان باشد و این یکی از اهداف دشمنان افغانستان است. همکاری اطلاعاتی این کشورها با حکومت افغانستان و اعمال فشار بر حکومت که از این پروژه کلان خارج شود بهترین راه است. اگر حکومت از این پروژه کلان خارج شود آن زمان همکاری با حکومت افغانستان راهی درست است. باقی رویه هایی که تا به حال برخی کشورها به پیش گرفته اند. افغانستان را به سوی بی ثباتی به پیش می برد و این هدفی است که آمریکا به پیش می برد. آنها می خواهند مردم فرقه فرقه شوند تا ناامنی ها بیشتر شده و آنها به راحتی به کار خود بپردازند.

 

نظری در پایان گفت: تحولات تاریخ معاصر افغانستان و تحولات مطقه ای و بین المللی هم نشان داده است که در برابر اراده ملت ها حاکمیت ها بسیار به راحتی به زانو در می آیند. اگر از کارها و همکاری های حکومت با دشمن افشاگری ها صورت بگیرد مردم افغانستان دست به کار خواهند شد.