اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

آرنولد آگوست گفت: اگر یک‌بار دیگر به دنیا می‌آمدم، همراه با دیگر مردم دنیا زنده گی‌ام را وقف آزادی فلسطین از یوغ اسراییل جنایتکار و حامی آن امریکا، بزرگ‌ترین نیروی نظامی در تاریخ، می‌کردم.

نویسنده و روزنامه‌گار کانادایی و کارشناس روابط امریکا و کیوبا در گفتگو با شبکه تلویزیونی تله‌سور، در توصیف روابط واشینگتن و هاوانا در پایان دوره اوباما و آغاز به کار ترمپ می‌گوید: دولت اوباما از کودتای ۲۰۰۹ هندوراس پشتیبانی کرد و همچنین وی در سفرش به برازیل در سال ۲۰۱۱ مزورانه از به قدرت رسیدن دیلما روسف رییس‌جمهور وقت برازیل استقبال کرد درحالی‌ که چند سال بعد وزارت خارجه او از طریق اجرای سیاست سگ‌های گوش به فرمان، از کودتا علیه روسف حمایت کرد. وی طی همان سفر به امریکای جنوبی در چیلی از پوزش به‌خاطر کودتای خونین امریکایی ۱۹۷۳ سر باز زد و لزوم فراموش کردن گذشته را عنوان کرد. درحالی‌که در کنفرانس مطبوعاتی ریاکارانه علیه کیوبا از فقدان دموکراسی و نبود انتخابات آزاد و قابل قبول سخن گفت.

به گفته این روزنامه‌گار کانادایی، در سال ۲۰۱۲ دولت اوباما همچنین رهبری کودتا علیه فرناندو لوگو در پاراگوئه را به عهده داشت. یک ماه پس از درگذشت (رییس‌جمهور هوگو) چاوز، وقتی نیکلاس مادورو با فاصله‌ای اندک پیروز شد ــ انتخاباتی که از نظر جهانی مورد پذیرش واقع شد ــ در آوریل ۲۰۱۳ دولت اوباما از رهبر مخالفان (انریکه کاپریلس) که نتیجه انتخابات را به رسمیت نشناخت، پشتیبانی کرد. این جریان منجر به حمایت امریکا از خشونتی شد که کاپریلس و دیگران رهبری آن را در دست داشتند و در ماه‌های آوریل و مه ۲۰۱۷ دوباره شعله‌ور شد.

وی در ادامه تأکید می‌کند که اوباما سیاست خشونت‌بار کنونی را برنامه‌ریزی کرد. به‌علاوه، هیچ‌یک از رؤسای جمهور گذشته امریکا، به استثنای بوش و کودتای شکست‌خورده سال ۲۰۰۲، این‌قدر بی شرمانه در امور داخلی ونزوئلا دخالت نکرده بودند. اوباما رکورد را شکست و با در نظر گرفتن یورش مذکور، بین همه رؤسای جمهور با حکم ویژه ریاست‌جمهوری، ونزوئلا را تهدیدی علیه امنیت ملی خواند و به تحریم معاون رییس‌جمهور ونزوئلا دست زد. اوباما در سرتاسر ریاست‌جمهوری‌اش پایگاه‌های نظامی امریکا و حضورش در کشورهای متحد خود مثل کلمبیا و دیگران را افزایش داد.

آگوست افزود: به این ترتیب، اوباما صحنه را برای یک سیاست خارجی تجاوزکارانه ضد امریکای لاتین فراهم آورد و در یک بشقاب نقره‌ای به ترمپ تقدیم کرد. همچنین باید یادآور شد که اوباما متحد کلینتون‌ها برای خرابکاری در کارزار انتخاباتی برنی سندرز بود، کارزاری که به احتمال زیاد می‌توانست سبب شکست ترمپ و اتخاذ سیاستی متعادل‌تر نسبت به امریکای لاتین شود. اوباما و کلینتون ترمپ را به سندرز ترجیح می‌دادند. لذا ترمپ ادامه‌دهنده راه ریگان، بوش‌ها و اوباما و تداوم نظام سلطه امریکا در منطقه است.

هفته گذشته وقتی ترمپ در غرب آسیا بود، با رفتار زمخت خود موجب عصبانیت برخی روزنامه‌نگاران شد تا نمونه‌ای از اجرای سیاست خارجی امریکایی‌اش باشد. اما چه کسی برای مردم جهان خطرناک‌تر است ــ اوبامای باحال و امروزی و خوش‌خنده که طی هشت سال سیاست خارجی ماجراجویانه‌اش جایزه صلح نوبل را یدک می‌کشد، یا یک امریکایی زشت‌خو و رک‌گو؟ درحالی‌که که میراث سیاست خارجی را بررسی می‌کنیم، سیاست خارجی ترمپ خودش را برملا می‌کند، بگذاریم خواننده گان خودشان دراین‌باره نتیجه‌گیری کنند.

این کارشناس روابط امریکا و کیوبا در خصوص نوع پوشش رسانه‌های غربی از وضعیت کشور کیوبا می‌گوید: باثبات‌ترین ویژگی رسانه‌های غربی عبارتند از برچسب‌های دیکتاتوری، مستبد، خفقان، ناقض حقوق بشر، فقدان آزادی انتخابات و آزادی بیان و آزادی قلم. اما جان کلام واقعاً این است که کیوبا به اقتصاد بسته خود چسبیده است، تعبیر دیگری برای حمله به سوسیالیسم. این است اصل قضیه، زیرا امریکا با برخی کشورهایی که عملاً مستبد و به‌طور فاحشی فاقد تمام حقوق انسانی نام‌برده هستند کنار می‌آید و حتی روابط دوستانه دارد و تا زمانی که اقتصادشان سمت‌وسوی سرمایه‌داری دارد و عنانشان در دست غرب، به‌ویژه امریکاست، جواز قبولی می‌گیرند.

به نظر آگوست، هدف اصلی، کولتور سوسیالیستی کیوباست. امریکا و متحدانش درگیر یک جنگ کولتوری ــ کولتور به معنای عام آن، شامل زمینه‌های هنری، سیاسی و ایدئولوژیکی ــ علیه کولتور سوسیالستی کیوبا هستند. این جنگ از سال ۱۹۵۹ تا کنون ادامه یافته است اما به‌طور قابل ملاحظه‌ای پس از گرمی روابط میان دو کشور، به‌عنوان یک جنبه منفی در کنار اقدام بسیار مثبت ازسرگیری روابط دیپلوماتیک بین دو همسایه، شدت گرفته است. پیش از هر چیز در ارزیابی‌هایمان به یاد داشته باشیم که امریکا تاکتیک‌هایش را تغییر داده است نه هدفش را، که براندازی انقلاب کیوبا، و به همراه آن استقلال و کرامت آن است. هسته اصلی تغییر در تاکتیک چرخش از جنگ به فریب است. این فریب و اغوا همان جنگ کولتوری است، که پیش از این با ظرافت اعمال می‌شد ولی هرگز به این شدت نبود، به حدی که بعضی کیوبایی‌ها حتی نمی‌دانند (یا نمی‌خواهند بپذیرند) چنین چیزی در حال رخ‌دادن است».

وی می‌گوید که در صف مقدم مقاومت کیوبا علیه این جنگ کولتوری وزیر کولتور آبل پریتو، وزیر خارجه برونو رودریگس، و دیگر شخصیت‌های دولتی قرار دارند. اما این مقاومت به‌صورت روزمره توسط نویسندگانی مثل لوئیس تولدو سانده، الییر رامیرس کانییدو، ایروئل سانچس، گراسییلا پوگولوتی، انریکه اوبییتا، استبان مورالس، هسوس اربولیا، امبروسیو فورمت، خاویر گومس سانچس، کارنازدانه لوکه سایا بالان، داریو ماچادو رودریگس، رافائل کروس راموس، فرناندو مارتینس اردیا و دیگران، در جریان است و در نشریه کیوبادیباته نشر می‌شود.

این رونامه‌نگار کانادایی درباره نشریه کیوبا دیباته می‌گوید: مخاطبان خارج از کیوبا، به‌ویژه در غرب، ممکن است هرگز نام آن‌ها را نشنیده باشند ــ و مشکل همین‌جاست. شایان توجه است که رسانه‌های امریکا، برای شدت بخشیدن به جنگ کولتوری، هنوز به دستچین کردن و به استخدام درآوردن سخنگویان کیوبایی، هم در امریکا و هم در کیوبا، می‌پردازند و آن‌ها را نماینده کیوبا معرفی می‌کنند. آن‌ها چهره‌هایی شناخته‌شده‌ در صفحات تلویزیون بین‌المللی و دیگر رسانه‌های امریکا هستند. روایات آن‌ها به‌طور اجتناب‌ناپذیری منطبق با مفاهیم سیاسی و ایدئولوژیکی امریکا محور بوده و یکدیگر را تبلیغ می‌کنند درحالی‌که روشنفکران نام‌برده را ریشخند یا سانسور می‌کنند. اتفاقی نیست که این خود- متخصص‌خوانده گان، جنگ کولتوری غرب علیه کولتور جامعه کیوبا را قبول ندارند. روشن است که آن‌ها بخشی از تعرض به عرصه نظری علیه مردم خود هستند.

آگوست که از کارشناسان مسایل کیوبا است، درباره نظام سیاسی این کشور و شباهت یا تفاوت آن با همسایگانش می‌گوید: اگر منظور امریکا، نزدیک‌ترین همسایه کیوبا است، گمان نمی‌کنم کسی بتواند این تشابهات یا تفاوت‌ها را توصیف کند. نظام سیاسی کیوبا، همان‌طور کیوبایی است. تاریخ و سنت‌های خودش را دارد که به نیمه قرن نوزدهم برمی‌گردد. در رتبه اول، مترقی و بر بنیاد انقلاب و رهایی تهیدستان، استقلال، عزت ملی و هدف رسیدن به جامعه‌ای عادلانه بنا شده است. کیوبا مُـلکی‌ست که با سیاست ضد نژادپرستی، همبستگی بین‌المللی را دنبال می‌کند و آن را با کمک (و قربانی‌دادن در این راه) جهت آزادی افریقای جنوبی از رژیم آپارتاید مورد حمایت امریکا یا با ارایه خدمات بین المللی طب و حمایت از مردم جهان، به‌خصوص در آسیا، افریقا و امریکای لاتین، نشان می‌دهد.

به گفته وی، اما نظام ایالات متحده نظامی امریکایی است. بر مبنای خیزش قرن هجده عمدتاً به رهبری برده‌داران برای برقرار کردن استثناگرایی ایالات متحده به‌وجود آمد. تا آنجا که من می‌دانم، تنها تجربه تاریخ جهان است که در آغوش استعمار کهنه انگلستان به‌وجود آمد و استعمارگری قدرتمندتر شد. در نهایت به یک نیروی امپریالیستی فرا رویید و از والدین خود در تجاوز، تخریب و جنگ پیشی گرفت. این منبع الهام، خود به مهاجران، پیوریتن‌های قرن هفده و مفهوم توراتی قوم برگزیده که مقدر است الهام‌بخش جهان باشند، برمی‌گردد.

آگوست تصریح می‌کند که امریکا هرگز انقلابی نداشته است. آنچه در امریکا رخ داد جنگ استقلال برای ساختن امپراتوری جدید بود. وانگهی، دولتش یک دولت برده‌داری بود. دولت کنونی برپایه بازمانده‌های برده‌داری بنا شده، هرچند فجیع‌ترین شکل برده‌داری و تبعیض نژادی در آن تضعیف شده است. کشتار سیاهان به‌دست دولت و مجرم جلوه دادن قربانیان توسط رسانه‌ها، تا وقتی‌که با تلیفون‌های هوشمند ضبط نمی‌شدند، از چشم مردم پنهان می‌ماندند. امروز نمی‌شود از مشکل نژادپرستی در امریکا سخن گفت مگر این‌که دولت را به‌عنوان میراث‌خوار برده‌داری به رسمیت شناخت.

وی تأکید دارد که نظام ایالات متحده، به همین نحو، از میان قتل عام خشونت‌بار بومیان امریکا سر برون آورد، واقعیتی تاریخی که باید اصلاح شود. چنان‌که وقایع استندینگ راک نشان می‌دهد و از آنجا که ملت‌های بومی و زمین‌هایشان هنوز هدف هیئت حاکمه هستند، موضوع را باید فراتر از این‌ها دانست.

درعین‌حال، نظام امریکا مبتنی بر حاکمیت ثروتمندانی است که این نظام سیاسی را چند قرن پیش به‌وجود آوردند تا بر سرنوشت اکثریت وسیع مردم حاکم باشند. صادقانه، کسی نمی‌تواند نظام سیاسی امریکا را بدون در نظر گرفتن اهداف اقصادی سیاست‌های داخلی و خارجی امریکا، که با نظام سیاسی آن در خدمت امپریالیسم امریکا درآمیخته، مورد بررسی قرار دهد. به همین دلیل در آزادترین و عادلانه‌ترین انتخابات دنیا می‌توانید راجع به همه‌چیز صحبت کنید به‌جز اقتصاد متکی به هزینه هنگفت نظامی. اکنون … فرصت مناسبی برای تأکید مجدد بر تز امپریالیسم به‌عنوان بالاترین مرحله سرمایه‌داری است. خیلی جالب است که خبرنگاران رسانه‌های مسلط لیبرال امریکا خیلی راحت درباره سرمایه‌داری صحبت می‌کنند، ولی آیا کسی تا به حال شنیده است که آن‌ها از اصطلاح امپریالیسم استفاده کنند؟.

آگوست می‌گوید کسی نمی‌تواند درباره تشابهات و تفاوت‌های دو نظام سیاسی صحبت کند، چراکه این کار واقعیت را به‌صورت تام و تمام نشان نمی‌دهد، این دو نظام همان‌طور که توسط شخصیت‌های نمادین‌شان، فیدل کسترو در یک‌سو، و تمام رؤسای جمهور امریکا، از واشینگتن گرفته تا ترمپ، به استثنای آبراهام لینکلن در سوی دیگر نمود پیدا کردند، کاملاً متضادند.

این روزنامه‌نگار کانادایی درباره نقش‌آفرینی جنبش‌های همبستگی در ماجرا کیوبا می‌گوید به نظرم در وضعیت جاری چند نقش می‌توانند داشته باشند که از ارزش یکسانی برخوردارند. یک کار این است که فضایی برای نشر دیدگاه‌های انقلابی نویسندگان و روشنفکرانی که مقاومت در مقابل تهاجم کولتوری امریکا را رهبری می‌کنند، به‌وجود آورند. اگر این دیدگاه‌ها برای غیرکیوبایی‌ها ناشناخته باقی بماند، بخش برجسته‌ای از واقعیت جاری کیوبا نادیده گرفته شده است.

وی تأکید می‌کند که مخالفت با محاصره هنوز سنگ بنای همبستگی با انقلاب کیوبا را تشکیل می‌دهد. این جنبش باید از مرحله موعظه و سخنرانی فراتر رود و به مجامع قدرت سیاسی، مثل لابیگری در کانگرس امریکا برود تا تأثیر بیشتری در جنبش رو به رشد برای از میان برداشتن محاصره بگذارد. همین‌طور استفاده از سخنرانانی مانند شاروال نیویارک در ایالت نیوجرسی باید ادامه پیدا کند. من سخنان او در حمایت از عادی‌سازی روابط با کیوبا را در ماه مارچ ۲۰۱۷ در نیویارک شنیدم. او به کیوبا سفر کرد، در فردای ملاقات با جمعی از سیاستمداران و تجار در نیویارک. این واقعاً الهام‌بخش بود. در مقابله با محاصره کیوبا، نباید فراموش کرد که بنیاد قانونی محاصره کیوبا را قانون توریچلی و هلمز ـ برتون تشکیل می‌دهد که در هر دو عنوان رسمی، از اصطلاح دموکراسی علیه کیوبا استفاده شده است.نیازی به یادآوری نیست که حمایت از دموکراسی چقدر امریکایی است. باید در برابر این جریان ایستاد. بازگرداندن موضوع خلیج گوانتانامو برای کیوبا مسئله عزت، کرامت و امنیت است. ما این را به کیوبایی‌ها مدیونیم.

آرنولد آگوست در بخش پایانی گفتگوی خود درباره اعتصاب غذای محبوسان فلسطینی و نادیده‌ گرفتن آن از سوی رسانه‌های غربی گفت: شاید شجاعانه‌ترین اقدامی‌ست که در جهان صورت گرفته، ولی همان‌طور که گفتید سانسور شده است. امروز پس از چهل روز ظاهراً با اجبار به عقب‌نشینی مقامات اسراییل و امریکا در قبال خواست‌های محبوسان سیاسی، به پایان رسید. اما، با شناختی که از اسراییل و امریکا دارم، مطمئنم موضوع پایان نیافته است. شما به نقش رسانه‌ها اشاره کردید. البته، سفر اوباما را به‌خاطر دارید، شما و من آنجا حضور داشتیم. هنگام کنفرانس خبری مشترک رائول کسترو و اوباما، گماشته ارگ سفید در سی‌ان‌ان اولین نفر در صف خبرنگاران برای پرسش از اوباما بود. خبرنگار سی‌ان‌ان از رائول کسترو، رییس دولت کیوبا، درباره محبوسان سیاسی در کیوبا پرسید. اما هفته گذشته هنگام سفر ترمپ به اسراییل، با وجود تظاهرات هزاران فلسطینی در حمایت از محبوسان سیاسی، سی‌ان‌ان حتی کلمه‌ای درباره محبوسان سیاسی در سرزمین‌های اشغالی به زبان نیاورد. این یک‌بار دیگر دل بخواهی بودن آزادی رسانه و حقوق بشر را به نمایش می‌گذارد. به‌هرحال، آنچه اهمیت دارد این است که آرمان مردم قهرمان فلسطین وجه مشخصه پیشروی به‌سوی صلح در جهان است. هیچ‌کس در دنیا نمی‌تواند نسبت به فلسطین بی‌اعتنا بماند. اگر یک‌بار دیگر به دنیا می‌آمدم، همراه با دیگر مردم دنیا زنده گی‌ام را وقف آزادی فلسطین از یوغ اسراییل جنایتکار و حامی آن امریکا، بزرگ‌ترین نیروی نظامی در تاریخ، می‌کردم. نسل جوان مطمئناً بیش از پیش این هدف را دنبال خواهد کرد.