اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

قریب سه ماه از تشکیل دولت وحدت ملی می گذرد و شاید کمتر روزی بوده که در آن حمله انتحاری یا عملیات نظامی از سوی طالبان صورت نگرفته باشد تا به همگان اثبات گردد که بعد از ۱۳ سال آمریکا و متحدانش نتوانسته‌ اند به تعهدات خود مبنی بر برقراری امنیت جامه عمل بپوشاند.

 

این در حالی است که تامین امنیت ملت افغانستان در برابر هجوم‌های طالبان و القاعده برای ابرقدرتی (ابرجنایتکاری) مانند آمریکا به هیچ وجه کار مشکلی نیست. اما مساله اصلی این است که آمریکا با طالبان و القاعده در یک سنگر هستند.

 

به اذعان و اعتراف مقامات آمریکایی، آنها خود طالبان را تاسیس کردند و رشد دادند و حمایت نمودند. به همین دلیل هم از آمریکا نمی‌توان انتظار داشت واقعا با طالبان وارد جنگ شده و تروریزم نبوده در افغانستان را ریشه‌کن سازد.

 

مثال عینی برای درک این واقعیت همان مثل مرغ و تخم مرغ است که مرغ می گوید چون تخم مرغ هست پس من هستم و تخم مرغ می گوید چون مرغ هست پس من نیز هستم. اکنون طالبان و آمریکا هم همین گونه اند. طالبان می گویند تا زمانی که آمریکا باشد، ما هستیم و آمریکاییها هم می گویند تا طالبان باشند ما نیز در افغانستان هستیم. در حالی که هردو از یک جنس اند و لازم و ملزوم یکدیگر شده اند.

 

در حقیقت هر دو از یک کرباس هستند و با هماهنگی کامل علیه یکدیگر حرف می زنند و عمل می کنند. اینکه هر چند وقت یکبار پایگاه نظامی آمریکا توسط طالبان مورد حمله قرار می گیرد یا چند طالب توسط نیروهای خارجی دستگیر یا کشته می شود، هم به خاطر خالی نبودن عریضه است.

 

این عین حقیقت است که کشور‎های غربی به منافع ملی و اسلامی افغانستان پایبند نیستند و با تامین و تجهیز طالبان همواره منافع خود را در افغانستان جستجو می‌کنند. این سیاست غربی‌ها می باشد که با ایجاد ناامنی تلاش می‌کنند تا زمینه پیشرفت از کشورهای اسلامی گرفته شود.

 

آمریکاییها با عوامل پاکستانی و سعودی خود، جوانان ساده دل و ساده لوح را فریب داده و با سواستفاده از دین و مذهب و حتی وعده بهشت، برخی از آنان را به حملات انتحاری تشویق می‌کنند تا اذهان عمومی و شرایط اجتماعی را طوری که می خواهند، در مسیر و مقصد مشخص خود قرار دهند.

 

و گرنه؛ به عقیده بسیاری از کارشناسان مسایل سیاسی؛ حضور نظامیان خارجی در یک کشور به خودی خود به معنای ناامنی آن کشور است؛ یعنی تا زمانی که نظامیان آمریکایی بخواهند به حضور خود در جغرافیای افغانستان ادامه دهند کشور ما روی امنیت و آسایش را به خود نخواهد دید.

 

البته باید گفت که آمریکاییها تنها به حضور نظامی در افغانستان قانع نیستند. طمع و هوس آنها برای دخالت در امور سیاسی و اداری کشور ما به مراتب بیشتر از دخالتهای نظامی است، زیرا طالبان و القاعده از خود آنها هستند و هیچ مشکلی با یکدیگر ندارند جز انجام بازی های سیاسی.

 

از طرف دیگر ابرجنایتکاری مانند آمریکا به واسطه برخورداری از روحیه سلطه‌ طلبی و استعمارگری، همواره به مسایلی فراتر از مرزهای افغانستان اندیشیده و قصد دارد تا از طریق خاک افغانستان بر نقاط مختلف منطقه نفوذ داشته باشد که تا حدود بسیاری زیادی هم در این امر موفق بوده است.

 

به راحتی می توان اثبات کرد که ظلم و ستم و اجحافی که دولت و نیروهای آمریکایی طی ۱۳ سال گذشته در حق مردم افغانستان روا داشته‌اند، بزرگترین جنایات قرن اخیر می باشد. آنها در بسیاری از موارد به صورت خودمختار وارد عمل شده، شبانه به خانه‌های مردم هجوم برده و آنان را از خانه‌هایشان به زندان‌های شخصی خود انتقال دادند و هزاران جوان ما را به اعتیاد و فساد کشاندند.

 

آنها حیثت اجتماعی و غرور ملی افغانستان را لگد مال هوس های خود کردند و با توهین به مقدسات دینی و اسلامی ما، سعی در جایگزین کردن فرهنگ غربی به جای فرهنگ غنی اسلامی مردم و ملت افغانستان دارند.

 

اگر اکنون هم مردم افغانستان ظاهرا راضی به ادامه حضور خارجی ها در کشور هستند، صرفا بدین جهت است که آمریکاییها در دهه هفتاد به خوبی توانستند یک چهره خشن از طالبان را برای مردم ما به تصویر بکشند تا در چنین مواقعی هیچگاه هوس نکنیم که غربی ها از کشور ما بروند چرا که مبادا طالبان تکفیری و افراطی دوباره بازگردند.

 

و الا هیچ یک از مردم افغانستان موافق با تحت استعمار رفتن کشور نبوده و نیستند. ولی چه چاره سازیم که مقامات کاخ سفید با دادن وعده و وعید و استفاده از زور و زر، بسیاری از مقامات دولت جدیدا را نیز مانند دولت قبلی با خود همراه ساخته اند و از طالبان که دست پرورده خودشان می باشد هم استفاده می کنند تا به اهداف خود نایل آیند و بیچاره مردم که توان هیچگونه ابراز مخالفتی را هم ندارند.