اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

پس از چهارده سال مصارف فراوان و برنامه های گوناگون برای برقراری صلح در افغانستان این تلاش ها دردی رااز مردم افغانستان دوا نکرد اما در این اواخر پاکستان بارها تلاش کرد که زمینه گفتگو میان حکومت افغانستان و طالبان را مهیا کند. این اقدام یک بار در پاکستان انجام شد و قبل از اجرای بار دوم با افشای مرگ ملاعمر امیدهای افغانستان نقش بر آب شد. پاکستان بار دیگر به دنبال از سرگیری این مذاکرات است و قرار است این موضوع در صدر برنامه سفر نواز شریف به آمریکا باشد. پاکستان با این پافشاری که در مورد صلح افغانستان با طالبان دارد به دنبا چه چیزی است؟ آیا پاکستان و آمریکا می توانند این بن بست را بشکنند؟

 

مسعود ترشتوال استاد دانشگاه در برنامه «آماج» گفت: در بحث صلح، سه محور بسیار عمده وجود دارد. برخی کشورهای عربی و پاکستان و در راس عربستان سعودی معتقدند که جنگ با طالبان یک نوع ظلم است. طالبان برای آنها ابزار قدرت هستند. این کشورها هدف صلح در افغانستان را ندارند بلکه هدف ناامنی را دراینجا دنبال می کنند. وقتی پاکستان ناامنی در افغانستان را مقدمه ای برای امنیت خود قلمدادمی کند سخت است که تغییر استراتژیک و هدفمند در دیدگاه کلان سیاست خارجی خود وارد کنند. بنابراین خوش بینی در رویکرد جدید پاکستان مناسب نیست. این چرخش در نگرش های پاکستان به صورت تاکتیکی و مقطعی صورت می گیرد اما دیدگاه کلی و استراتژیک آنها این است که ناامنی در افغانستان برای امنیت پایدار و ثبات در پاکستان نیاز است تا از این طریق بتوانند از آمریکا متحد غربی شان سودجویی بیشتری کنند.

 

وی در خصوص نقش آمریکا در رسیدن به صلح افغانستان اظهار کرد: هنوز از سوی آمریکا و انگلیس و متحدان غربی آنها پالسی روشنی در امر صلح در طی چهارده سال گذشته دیده نشده است. گرچه آنها تا به حال به اردو و پولیس ملی ما کمک مالی کرده اند و این نیروهای ملی ما در دورترین نقاط رفته و جنگیده اند و جان های خود را از دست داده اند اما از طرف دیگر به مخالفان ده ها برابر بیشتر این امکانات را فراهم کرده و با هلی کوپترها، تجهیزات نظامی و آذوقه در احتیار آنها قرار داده اند. ما تابه حال صداقتی را از آمریکایی ها و متحدان غربی ندیده و نمی بینیم. آنها ضرورتی برای صلح در افغانستان برای خود نمی بینند.

 

ترشتوال صلح را نیاز مردم افغانستان می داند و می گوید: مردم نیز از نظام خود گلایه دارند. متاسفانه نظام، تعریفی متفاوت از مردم در مورد طالبان دارند. این تفاوت و دو دستگی در داخل نظام هم وجود دارد. مردم باید برخیزند و هشیار باشند و به طور فعال از تریبون های مختلف خواهان صلح پایدار و صلحی که به نفع مردم است شوند.

 

به باور استاد دانشگاه، رهبران حکومت باید از فرصت های پیش آمده برای صلح بهترین استفاده را کنند، وی گفت: رهبران حکومت وحدت ملی باید به دنبال خلق فرصت ها برای صلح باشند نه اینکه منتظر بمانند تا چه فرصتی برای آنها پدید می آید. با این حال هم اکنون سه فرصت بسیار بزرگ پیش روی ما وجود دارد. یک فرصت بزرگ این است که پای روس ها در قضایای منطقه ای وارد شده است. این یک فرصت است که ما از نگرانی های آنان در خصوص حضور آمریکایی ها در افغانستان، استفاده کنیم. فرصت بعدی تغییر در نگرش اتحادیه اروپا است. دید اتحادیه اروپا هم نسبت به قضایای کلان خاورمیانه و منطقه ما تغییر کرده است. نظام سیاسی افغانستان می تواند از این فرصت هم به درستی استفاده کند. موضوع بعدی بحث تمدید نیروهای آمریکا در افغانستان است. استراتژی حضور نیروهای آمریکایی از چهارده سال گذشته تا به حال روشن نبوده است. ضرورت است که این بار این استراتِژِی روشن شود و در عین حال حق و تکلیف متقابل تعیین شود. ما باید ازآمریکا بخواهیم حضور فیزیکی در افغانستان نداشته باشند و فقط در تامین تجهیزات به ما کمک کنند. اگر این اتفاق بیفتد خود می تواند در روند صلح کمک کننده باشد.

 

ترشتوال معتقد است عدم تعریف درست از طالبان و میدان دادن به آنها سبب شده تا ندانیم چگونه باید به صلح برسیم. وی در این مورد اظهار کرد: طالبان نیز تعریف مشخصی از خود ندارند. آنها نمی دانند برای چه هدفی می جنگند. آنها ابزارهایی در دستان انگلیس، آمریکا و پاکستان هستند که هر سازی می زنند طالبان باید آن را برقصند. طالبان اگر می توانند در افغانستان خودنمایی کنند به این دلیل است که متاسفانه نظام های موجود اخیر به آنها بال و پر و ارزش داده اند. متاسفانه نظام ها، یک بار از آنها به نام برادران ناراضی و بار دیگر به نام مخالفان سیاسی و یک بار دیگر به نام مجاهد یاد می کنند. در حالیکه تعریفی که مردم از طالبان دارند، به نام دشمن، قاتلان مردم و جانیان تاریخ افغانستان هستند. این تعاریف نادرست حکومت باعث شده است که طالبان قدرت بگیرند و هم اکنون سقوط قندوز و برخی ولسوالی های دیگر را توسط آنها شاهد باشیم. این موضوع لکه بزرگی است که در دامن نظام سیاسی کنونی است.

 

وی در پایان گفت: هم اکنون در نظام دو ابهام باید رفع شود. یکی ابهامی که در استراژی رسیدن به صلح وجود دارد و دوم ابهاماتی که در استراتژی و یا سیاست راهبردی امنیت ملی ما وجود دارد باید به درستی تبیین و روشن شود و زوایایی که در این موضوع تاریک و روشن است برای مردم افغانستان واضح گردد. هیچ گروه یا نهاد خارجی از خود ملت افغانستان به افغانستان نزدیک تر نیست. نظام سیاسی افغانستان باید ملت را محرم راز خود بداند تا بتواند به کمک مردم به صلح برسد.

موضوع : اخبار